خوجه ها بزرگ ترین تشکیلات شیعیان کنیا
 
 
 

 

اکثریت شیعیان کنیا را “عرب تبارها”، “خوجه های هندی تبار” و “شیعیان بومی” تشکیل می دهند. این شیعیان، با توجه به تفاوت قومی و نژادی خود، تشکیلات متفاوت و مجزایی دارند.

 خوجه ها بزرگ ترین تشکیلات شیعیان کنیا متعلق به خوجه های اثنی عشری هندی تبار هستند که به شبکه جهانی خوجه ها مرتبط هستند و از سوی مرکزیت خود در لندن رهبری می شوند ؛ اگرچه آنان نیز همانند تمامی مسلمانان جهان، پس از انقلاب اسلامی تحت تأثیر رهبر و مرجع بزرگ جهان اسلام امام خمینی (ره) قرار دارند.

۲. شیعیان بومی شیعیان بومی دارای تشکیلات مهمی در مرکز و غرب کنیا به نام کمیته مهدی مسلم هستند که مقر آن در منطقه «پاکرود» در “نایروبی” پایتخت و شعاع فعالیت آن به استان های دیگر از جمله “مرو”، “نیری”، “کیسومو” و “ناکورو” هم می رسد. و همچنین مؤسسه مجلس القائم در شهر ناکورو که شهرهای اطراف غرب کنیا را تحت پوشش فعالیت های خود قرار می دهد.

۳. شیعیان عرب تبار شیعیان عرب تبار در شهرهای “مومباسا”، “مالیندی” و “لامو” دارای تشکیلاتی هستند که قوی ترین آنها جمعیت شباب اهل البیت در “لامو” است که بسیار با انگیزه و فعال عمل می کنند و از سوی شیعیان کویتی و گروه بهمن حمایت می شود. اتحادیه شیعیان کنیا (سیمکو) در دو سال اخیر از سوی «حجت الاسلام والمسلمین سید مرتضی مرتضی الحسینی» عضو مجمع عمومی مجمع جهانی اهل بیت(علیه السلام) و رییس مدرسه رسول اکرم (صلی الله علیه واله) تلاش هایی برای ارتباط و انسجام و اتحاد بین گروه های مختلف شیعه، سمینارهایی در شهر نایروبی برگزار شد که منجر به تأسیس اتحادیه شیعیان کنیا به نام سیمکو گردید. این اتحادیه تأکید زیادی به اتحاد میان خوجه ها ، شیعیان بومی و شیعیان عرب تبار دارد. هدایت شیعیان کنیا شیعیان پیش از انقلاب اسلامی ایران، از افرادی متفاوت که مهم ترین آن «شیخ اسحاق» پاکستانی بود، تبعیت می کردند اما پس از فوت او حوزه علمیه وی نیز تعطیل شد. (البته اخیراً اقداماتی از سوی «حضرت آیت الله وحید خراسانی» در احیاء این حوزه علمیه صورت گرفته است).

اما پس از انقلاب اسلامی، آقایان مرتضی مرتضی اهل لبنان و نیز «شیخ عبداللهی ناصر» عالم کنیایی، رهبری فکری و عملی شیعیان را بر عهده گرفته اند ؛ اگر چه کویتی ها نیز با ساخت اماکن و مسجد سعی بر انتقال رهبری کویت به شهرهای ساحلی کنیا داشتند. مساجدشیعیان شیعیان کنیا کمتر از ۲۰۰ مسجد و نمازخانه در کنیا دارند که مهم ترین و عمومی ترین آنها “مسجد جعفری”، “مسجد پاکرو”، “مسجد الرسول (صلی الله علیه واله)” در شهر نایروبی و همچنین “مسجد کویتی ها” و ۲۲ مسجد خوجه ها در مومباسا، “مسجد امام علی (علیه السلام)” و “مسجد شباب” در لامو، “مسجد ماونی” در مالیندی و “مسجد رواندا” در حومه کیسومو است.

مدارس شیعیان بیشتر مدارس شیعیان در کنیا به خوجه های اثنی عشری هندی تبار است که در شهرهای مختلف بنا به جمعیت خود به احداث مراکز آموزشی پرداختند از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. “آکادمی جعفری کلاب” که در نایروبی ساخته شده است و از سطح ابتدایی تا دبیرستان و به طور مختلط مسیحی و مسلمان آموزش می دهند.

۲. “مدرسه رسول اکرم (صلی الله علیه واله)” که تقریباً در خارج از شهر نایروبی دایر شده و بیش از ۳۵۰ دانش آموز دارد.

۳. “مدرسه رسول اکرم (صلی الله علیه واله)” که در شهر ناکورو دایر است و توسط خوجه و تشکیلات “بلال مسلم میشن” اداره می شود.

۴. “مدرسه رسول اکرم (صلی الله علیه واله)” مخصوص دختران نایروبی که در منطقه پاکرود احداث شده است.

۵. “مدرسه امیرالمؤمنین(علیه السلام)” مومباسا، که در ۱۵ کیلومتری خارج از شهر مومباسا دایر شده و بیش از ۲۵۰ دانش آموز دارد. این مدرسه موقوفه یکی از تجار عرب تبار به نام «جان محمد» بوده که پس از فوت وی مدرسه با مشکلات فراوانی روبه روست که بسیار نگران کننده است. مشکلات شیعیان کنیا

۱. عدم برخورداری از رهبری قاطع و فراگیر جهت ایجاد وحدت بین فرق و نژادهای مختلف شیعیان

۲. نداشتن مرجع مطئمن مالی جهت پشتیبانی شیعیان بومی و احداث مسجد، کتابخانه و…

۳. عدم پشتیبانی از مبلغان تحصیل کرده از جمله فارغ التحصیلان از ایران با توجه به تبلیغات سوء وهابیت و مسیحیان و عدم وجود اطلاعات کافی برای اثبات حقانیت شیعه در بین مردم جامعه و همچنین عدم وجود سلسله ای از فعالیت های فکری و عملی هم اکنون فاصله ای در جامعه شیعیان بویژه مردم بومی ایجاد شده، و اکثراً از منابعی که شیخ عبداللهی در دهه گذشته منتشر کرده، استفاده می کنند. هم اکنون در تشکیلات فعلی شیعیان بومی که در جامعه کنیا اکثریت را دارند، فعالیت های انتشاراتی مانند ترجمه “دعای کمیل” توسط «سید عقیل»، ترجمه کتاب های “داستان راستان” و “امام مهدی(عجل الله تعالی) از دیدگاه حدیث ثقلین” توسط «گروه المنتظر» انجام شده است. اما به نظر می رسد به منظور تقویت این راه و مقابله با تبلیغات سوء علیه آنان و همچنین تربیت نیروهای جدید و رشد فکری برای خودکفایی این جامعه باید اقدامات اساسی صورت گیرد.

راه کارها برای رسیدن به این اهداف، می توان از راه های زیر ایجاد کرد: تأسیس یک رادیو و اداره آن توسط اتحادیه شیعیان «سیمکو» که مورد قبول همه طوائف شیعیان کنیاست. انتشار مجله سواحیلی زبان جهت ایجاد پیوند بین مسلمانان شرق و مرکز آفریقا. ساخت مسجد برای شیعیان بویژه در نایروبی و استان “ریفت والی”. راه اندازی مؤسسه انتشاراتی جهت ترجمه کتب و دعاها به عنوان پایگاه انتقال معلومات برای شیعیان کنیا در نایروبی. حمایت حوزه های علمیه از مبلغان تعلیم دیده. تأسیس مدرسه و اداره آن توسط شیعیان بومی المهدی یا مجلس القائم ناکورو و…

شیعیان تانزانیا و وضعیت آنان

 

تانزانیا از نقطه نظر دارا بودن جمعیتی مسلمان، دارای‌ ظرفیت‌هایی‌ برای‌ توسعۀ دین اسلام بوده و یکی از مهم‌ترین ظـرفیت‌ها وجـود اقـلیّت قابل توجهی‌ از‌ شیعیان خوجه‌ اثناعشری است

 

  سرزمین های شرق قاره آفریقا در زمره مهم ترین مناطقی است که از همان نخستین سال های ظهور اسلام مورد توجه مسلمانان و شیعیان قرارگرفت و اسلام به آرامی توسط مهاجران مسلمان به مردم این مناطق عرضه شد و مردم آن را پذیرفتند و تا کنون در طول قرن ها، تحولات گوناگونی را تجربه کرده اند.

مذهب تشیع همگام با تاریخ پر برکت اسلام، در کشور تانزانیا قدمتی دیرینه دارد و شیعیان مهاجر، به ویژه شیعیان خوجه اثناعشری، که پیشینه ای در تاریخ هند اسلامی دارند، به عنوان مهاجران بومی شرق آفریقا، نقش مهم و تعیین کننده ای در تاریخ و فرهنگ شیعه در این کشور ایفا نموده اند.

ایشان با بهره گیری از شرایط اقلیمی و اقتصادی مناسب منطقه، توانسته اند در طول سال های متمادی (از قرن ۱۹ میلادی به بعد) ضمن تثبیت و استحکام جایگاه مذهبی، فرهنگی و اجتماعی و اثرگذاری فراوان در عرصه های گوناگون محل سکونت خود، عمده ترین و مهم ترین عامل گسترش و ترویج مذهب تشیع در بین بومیان سیاه پوست این کشور به شمار آیند. نگارنده با حضور در میان شیعیان تانزانیا و زنگبار و مطالعه میدانی وضعیت ایشان در این نوشتار، ضمن یادآوری تاریخ پر عظمت تشیع در این مناطق، وضعیت شیعیان کنونی این کشور را با تاکید بر نهادهای فرهنگی و آموزشی شیعیان خوجه اثناعشری در احیای این مذهب اسلامی بررسی کرده است.

 

مقدّمه

جهان تشیّع‌ به‌ عنوان‌ یکی از مؤلّفه‌های مؤثر در‌ مکتب‌ شـکوهمند‌ اسـلام، نیازمند شناخت و بازبینی عالمانه است تا بتوان در جهت ارتقا و انتشار معارف و عقاید حقآن گام‌های مؤثری برداشت. برای رسیدن به‌ این‌ مهم، شناخت، تجزیه‌ و تحلیل، بررسی و بازشناسی جوامع مذهبی و دینی‌ شکل‌ گرفته در مناطق جغرافیایی گوناگون از پیـش‌نیازهای ضـروری اسـت. بر اساس کتاب آمار جهان AIC، جـمهور مـتحد تانزانیا بـا بیش از ۴۲‌ میلیون‌ نفر‌ جمعیت، شامل ۴۵ درصد مسلمان،۴۰ درصد مسیحی و ۱۵ درصد پیروان آیین‌های‌ بومی و سنّتی در قالب ۲۳۴ قبیلۀ فعّال، (gro.ainaznaT.aiC.www) مهم‌ترین کشور منطقۀ شرق آفریقاست کـه ظـرفیت‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فـرهنگی‌ قابل‌ توجهی‌ در جذب و پذیرش جریان‌های تاریخی، قومی و اعتقادی گوناگون دارد و از‌ گـذشته‌ تـاکنون، مأمن خوبی برای مهاجران و اتباع سرزمین‌های دیگر بوده است.

تانزانیا از نقطه نظر دارا بودن جمعیتی مسلمان، دارای‌ ظرفیت‌هایی‌ برای‌ توسعۀ دین اسلام بوده و یکی از مهم‌ترین ظـرفیت‌ها وجـود اقـلیّت قابل توجهی‌ از‌ شیعیان خوجه‌ اثناعشری است که چهرۀ واقعی آنان را تـنها با زندگی در میانشان می‌توان شناخت. مطالعۀ اوضاع‌ اجتماعی، فرهنگی‌ و سیاسی شیعیان تانزانیا از آن نظر که توانسته‌اند ساز و کاری مناسب برای زندگی و همزیستی در‌ کنار‌ سـایر ادیـان و مـذاهب فراهم آورند حایز اهمیت است. به نظر می‌رسد پس از قیام‌ امام‌ خمینی‌ قدس سـرّه فـرصت مناسبی برای ترویج آموزه‌ها و فعالیت‌های شیعیان سراسر دنیا پیش آمده و این مسئله‌ جمعیت بیش از دو میلیون نفری شیعیان تـانزانیا (تقی زاده داوریـ،۱۳۸۹،ص ۱۰۹)را بـه طور‌ مستقیم (شیعیان‌ بومی‌ سیاه‌پوست) و غیر مستقیم (شیعیان خوجه اثناعشری) از انقلاب اسلامی ایران مـتأثر نـموده است.

اتحاد تـانگانیکا و زنگبار

جمهوری متحد‌ تانزانیا، که‌ در گذشته و تا بیش از استقلال این کشور (در سال ۱۹۶۴میلادی)، از دو‌ سرزمین «تانگانیکا» و «زنگبار» تشکیل‌ می‌شد، شامل‌ سرزمین اصـلی در شـرق آفـریقا و جزایر زنگبار، پمبا و مافیا در سواحل شرقی اقیانوس هند است. مساحت‌ این‌ کشور‌ ۹۴۵/۰۸۷ کیلومتر مربع است کـه قـریب ۶۰ هزار کیلومتر مربع آن را دریاچه‌های‌ آب‌ شیرین داخلی تشکیل می‌دهد. تانزانیا در نیمکرۀ شرقی زمین و در پایـین خـط اسـتوا و شرق آفریقا واقع‌ شده‌ است. (دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه،۱۳۸۸،ص ۱)

بندر دار السلام پایتخت‌ و بـزرگ‌ترین شـهر تانزانیا و دومین شهر بزرگ‌ منطقۀ شرق‌ آفریقاست. این‌ شهر در قرن ۱۹ میلادی توسط سلطان «برقش» به‌ عنوان پایگاهی‌ بـرای ورود اعـراب بـه سرزمین اصلی (پانگانیکا) بنا نهاده شد و چون دهکده‌ای ساکت و آرام‌ بود «دار‌ السلام» نام گرفت. (عرب احمدی،۱۳۸۴،ص ۳) از دیگر‌ بنادر مهم، می‌توان‌ به بـندر‌ زنـگبار، تانگا، امتوارا، لیندی‌ و ویته در سواحل شرقی اقیانوس هند اشاره‌ کرد. آروشا، کیگوما، دودوما (پایتخت‌ سیاسی تانزانیا)، بمبا و تابورا از دیگر شهرهای مهم تانزانیاست.

زبان مـردم تـانزانیا «سواحیلی» است کـه به‌ عنوان‌ یکی از هفت زبان اصلی دنیا توسط‌ سازمان ملل متحد به‌ رسمیت‌ شناخته شده اسـت. این زبـان مـیراث‌ فرهنگی مسلمانان، اعراب‌ و ایرانیان مهاجر در شرق آفریقاست که به زبان‌های خانوادۀ «بانتو» تعلّق دارد. زبان انگلیسی زبـان‌ رسـمی‌ و آموزشی کشور است و تقریبا‌ تمام مردم‌ آن را می‌فهمند. در‌ زنگبار‌ مردم به زبان‌های عربی، انگلیسی‌ و سواحیلی صحبت می‌کنند.

پس از سال‌ها مبارزات سیاسی، با رهـبری شـیخ عبید کارومه و جولیوس نایره‌ ره با امضای‌ قراردادی‌ در ۲۳ آوریل ۱۹۶۴ دو کشور‌ زنگبار‌ و تانگانیکا‌ با‌ هـم‌ مـتحد شدند و با نام‌ جدید «تانزانیا» (که تلفیق نام هـر دو جـمهوری اسـت) یک کشور جدید را تأسیس نمودند. (gro.ainaznaT.aiC.www) تانزانیا به طور‌ سـنّتی، روابط‌ حـسنه‌ای با آمریکا دارد، به گونه‌ای که در‌ مجامع‌ بین‌ المللی‌ این‌ کشور را حیات‌ خلوت‌ آمریکا می‌شناسند. در‌ میان کـشورهای اروپایـی، حضور انگلیس در این کشور، بسیار پررنگ‌تر از سـایر کـشورهاست. این کشور از مـستعمره‌های قـدیمی بـریتانیا بوده‌ و زبان‌ انگلیسینیز به عنوان زبـان رسـمی و آموزشی‌ تانزانیا‌ محسوب‌ می‌شود. سالانه‌ میلیون‌ها‌ پوند توسط‌ مبلّغان و مبشّران انگلیسی در این کشور هـزینه مـی‌شود و سفارت‌خانۀ انگلیس در دار السلام نیز تقریبا بـه همان وسعت سفارت آمـریکا فـعالیت دارد. آلمان، فرانسه، ژاپن و نروژ نیز هر‌ یـک طـرح‌های بلند مدت و سودآوری برای تانزانیا اجرا کرده‌اند، ضمن اینکه هر یک کمک‌های بلاعوض مهمی نـیز بـه این کشور اعطا نموده‌اند. (دفترمطالعات سـیاسی و بـین المـللی امور خارجه،۱۳۸۸،ص ۸)

با تـوجه بـه‌ سابقۀ‌ چند صد سالۀ حـضور ایـرانیان در شرق آفریقا و تانزانیا و وجود علایق مشترک فرهنگی، مذهبی و اجتماعی گسترده، تا پیش از انقلاب اسلامی، چندان توجهی به بـرقراری ارتـباط بین دو کشور صورت نمی‌گرفت؛ اما‌ پس‌ از پیـروزی انقلاب اسـلامی، جولیوس نایره‌ره از اولیـن رؤسـاس جـمهوری بود که برای دولت مـوقّت ایران پیام تبریک فرستاد. روابط رسمی دو کشور در تاریخ ۲۱ مهرماه‌ ۱۳۶۱‌ با صدور بیانیه‌ای از سوی وزارت‌ خارجۀ‌ دو کشور در نیویورک آغـاز گـردید و در پی آن، سفارت ایران در ابتدای سال ۱۳۶۳ رسما در دار السـلام آغـاز بـه کـار کرد. (رنجبر شیرازی، ۱۳۸۸)

جزیرۀ زنـگبار نیز‌ متعلّق‌ بـه کـشور متحد تانزانیا‌ و نام یکی از جزایر مهم و پایتخت دولت فدرال و خودمختار زنگبار است که در ۶۰ کیلومتری سواحل شرقی دار السـلام قرار دارد. زنـگبار بـخشی از نیمۀ خودمختار تانزانیا است که شامل مـجمع‌ الجـزایر زنگبار‌ در اقـیانوس هـند و تـعداد زیـادی جزایر کوچک و دو جزیرۀ بزرگ-یعنی جزیره اونگوجا که به صورت غیر رسمی به عنوان جزیرۀ اصلی زنگبار شناخته می‌شود و جزیرۀ خواهری آن یعنی پمبا-است. (الصحاری‌ العوتبی،۱۹۷۷) اصطخری‌ در المسالک و الممالک چنین آورده:

زنگبار درازترین زمین‌های سیاهان اسـت و به هیچ مملکت نپیوندد، مگر به زمین وحش و حدود آن‌ سوی یمن باشد و سوی پارس و کرمان تا برابر هندوستان. از ایشان‌ ذکری‌ نکردیم‌ به حکم آنکه بهره‌ای نداشت. مردم زنگبار را زیادت هنری و دانشی نباشد و همه مـردمان لخـت باشند، اما توانا‌ و ‌‌زورناک، و‌ مردمان سپید این قوم را به مدد قوّت و پوشش به جاهای دیگر آرند. (اصطخری،ص‌ ۱۰‌ و ۱۴).

مردم زنگبار از نژادهای آفریقایی بانتو (سیاه)، قبایل شیرازی هادیبو، شیرازی تومباتو، شیرازی پمبا، سوکوبا، ایناموزی، اعراب عمانی الاصل و یمنی و هندیان‌ هستند. (۲۰۱۰-gro,rabiznaz.AIC.www) جمعیت کـنونی جـزیره قریب ۰۰۰/۱۵۶/۱ نفرند که حدود ۹۷ درصد آنها مسلمان‌ هستند. البته تعداد کمی از‌ شیرازی‌ها، بلوچ‌های ایرانی ‌تبار‌ هستند و اروپاییان هم به عنوان اقلّیت‌های قومی در آن زندگی می‌کنند.

جزیرۀ زنگبار از مهم‌ترین مراکزی است کـه در شـرق آفریقا با اسلام قرابت چند صد سـاله دارد و خـدمات گسترده‌ای نیز به‌ این دین مبین ارائه نموده است. در زنگبار، مساجد فراوانی وجود دارد، اما گاهی به دلیل ازدحام جمعیت، مردم در صحن مسجد و کوچه‌های اطراف نیز به نماز می‌ایستند. (اداره کـل اطـلاع‌رسانی مجمع جهانی اهل بیت عـلیهم السـّلام-الف،۱۳۸۰،ص ۲۲).

با اینکه‌ مردمان امروزی زنگبار از دو گروهی بومی و مهاجر تشکیل شده، اما دو عامل زبان (سواحیلی و عربی) و دین (اسلام) از جمله عوامل استحکام آنان در مسائل اجتماعی است. مهم‌ترین پدیده‌ای که مردم این سرزمین را دارای‌ تمدن‌ و فرهنگ اصیل نـموده، مهاجرت شـیرازیان ایرانی الاصل است که با سکونت چند صد سالۀ خود در این مناطق، به نشر اسلام و انتشار اصول مدنی و حقوقی در منطقه پرداخته‌اند که پس از‌ گذشت‌ قرن‌ها نیز هنوز در این کشور کوچک اما کهن اجرا می‌شود. (عرب احـمدی،۱۳۸۴،ص ۵۰۲).

 

تشیّع در تانزانیا

اسلام از هـمان نخستین روزهای دعوت، به قارۀ آفریقا راه یافت؛ یعنی از همان زمانیکه‌ رسول‌ مکرّم‌ اسلام صلّی اللّه علیه و اله‌ عده‌ای‌ از مسلمانان را بـه حبشه گسیل داشت. اسلام به دلایلی از جمله همخوانی با سنّت‌های آفریقایی و اصول مـبتنی بـر فـطرت پاک و خداجوی، در‌ میان‌ سیاهان‌ بومی با اقبال مواجه شد و این دین‌ به‌ وسیلۀ تجّار عرب از قرن دوازدهم مـیلادی ‌ ‌بـه بعد به این مناطق را پیدا کرد. بر اساس برخی مستندات تاریخی، مسلمانان مدت زمان‌ کوتاهی‌ پس‌ از رحـلت پیـامبر صلّی اللّه علیه و اله و در‌ زمان خلفای راشدین، سفرهای تجاری خود را به شرق آفریقا شروع کردند. (nrtseW & ihdoL.Y 1996,dnuL) از اوایل دهۀ هفتاد‌ قـرن‌ اول‌ هجری و در زمان خلافت عبد الملک بن مروان، خلیفۀ اموی (۷۵-۹۵ ق) اولین مهاجرت‌ سازمان‌ یافتۀ‌ مسلمانان به شـرق آفریقا صورت گرفت. بلاذری، مورّخ بزرگ مـسلمان در قـرن سوم هجری، انگیزۀ اصلی مهاجران را مخالفت دو تن‌ از‌ رؤسای‌ قبیلۀ «ازد» عمّان می داند که در پی سرپیچی از بیعت با خلیفۀ دمشق، دچار خشم‌ وی‌ شدند‌ و توسط حجّاج بن یوسف (۷۵ ق) سرکوب گشتند و پس از شکست، به شرق آفریقا گریختند. (زکی،۱۹۵۸،ص‌ ۷۷)

چند دهۀ‌ گروهی از زیـدی‌های یمنی نیز، که رهبر خود زید بن علی بن حسین بن علی بن‌ ابی‌ طالب علیهم السّلام را از دست داده بودند، در پی محیطی آرام، به شرق آفریقا مهاجرت‌ کردند. آنها‌ مردمانی‌ خون‌گرم و صمیمی بودند و به سرعت با بومیان مـحلی حشر و نـشر کردند. به گونه‌ای‌ که‌ پس از چند سال، به عنوان یکی از اقوام محلی منطقه شناخته شدند. طبری و مسعودی‌ به‌ مهاجرت‌ این گروه از مسلمان به سواحل سومالی و کنیا در زمان خلافت هشام بن عبد الملک‌ اموی‌ اشاره کرده‌اند. این اعـراب مسلمان عـمدتا شیعیان زیدی و از پیروان زید بن علی‌ علیه‌ السّلام‌ بودند که در سال ۱۲۲ ق پس از شهادت زید به شرق آفریقا مهاجرت کردند. (زکی،۱۹۶۸،ص ۲۳).

مهاجرت ایرانیان‌ شیرازی‌ به سواحل شرقی آفریقا را می‌توان بزرگ‌ترین مهاجرت سازمان‌ یافته و مـنسجم گـروهی از‌ مسلمانان‌ و شیعیان دانست که آغازگر نقش مهمی در توسعه و گسترش اسلام در تمام مناطق شرق آفریقا‌ شدند. در‌ طی این مدت، اسلام به رشد و توسعۀ قابل ملاحظه‌ای دست یافت، به گونه‌ای‌ که‌ ده‌ها مسجد در شـهرهای سـاحلی و زنـگبار، تانگانیکا، کنیا و دیگر‌ کشورها‌ احداث شد و ایـرانیان (و اعراب) توانستند تـجارت و بـازرگانی‌ تمام‌ سرزمین‌ها را به دست بگیرند و قضات مسلمان عهده‌دار امور عرفی و حیاتی بومیان‌ گردیدند. (الفهمی،ص‌ ۴۲) از شواهد تاریخی می‌توان حدس زد‌ که‌ مذهب شیرازیان‌ با‌ اعراب‌ سـنّی مـذهب مـهاجر تفاوت داشته است و با‌ توجه به اینکه سلاطین و شـاه‌زادگان آل بـویه شیعی مذهب (زیدیه) بودند. این شیرازیان مهاجر‌ را‌ می‌توان «شیعه» نام نهاد. (عرب احمدی،۱۳۸۵،ص ۲۶۴) آنان با تقیّد‌ و پای‌بندی کامل به‌ دین‌ اسلام و رعایت اصول و شرایع‌ آن و انـجام اقدامات بـنیادی هـمچون ساخت مسجد فراوان، رواج حجاب و بهره‌گیری از تعالیم اسلامی، در‌ امور‌ حکومتی و کشورداری سـهم مهمی‌ در‌ پیشبرد‌ دین اسلام دارند. (ابنبطوطه،۱۳۵۷،ص‌ ۱۷۲).

مورّخان، منجّمان و جغرافی‌دانان ایرانی و عرب‌ در قرون اولیۀ اسلامی، عمدتا سواحل شرق آفریقا را «زنج» نامیده‌اند. مسعودی، (مسعودی،۱۹۶۵،ص ۲۴۵) الادریسی، (ادریسی،۱۹۷۰،ص ۵۸) ناخدا بزرگ شـهریار رامـهرمزی، (رامهرمزی،۱۳۴۸،ص ۹۰) ابـنحوقل، (ابن حوقل،۱۹۳۸،ص‌ ۱۹) ابن‌ بطوطه، (ابن بطوطه،۱۳۵۹،ص ۲۵۹-۲۵۷) ابن خلدون مورّخ بزرگ مسلمان، (ابن‌ خلدون،۱۹۸۱،مقدمه) قلقشندی، (قلقشندی،۱۹۶۰،ص‌ ۲۴۰) قزوینی، (قزوینی،۱۹۶۰،ص ۲۶۶) یـعقوبی،۱یاقوت‌ حـموی، (یاقوت‌ حموی،۱۹۰۶،ص‌ ۲۸۰) ابوریحان بیرونی، (بیرونی،۱۹۵۱،ص ۱۰۴) حکیم خوارزمی، (خوارزمی،۱۹۶۲،ص‌ ۵۲) خواجه نصیر الدین طوسی (که تحقیرآمیزترین عبارات را بیان می‌کند و آنان را همچون حـیوانات و مـیمون‌ها‌ مـی‌داند) (عرب‌ احمدی،۱۳۸۵،ص ۹۶) از جمله دانشمندانی هستند که از‌ این‌ سرزمین (زنگبار) با‌ نام «زنج» یاد‌ کرده‌اند.

(۱).یعقوبی،۱۳۵۶: «همانا مردم خطا کرده‌اند‌ که‌ پنـداشته‌اند چـین دورتـر است؛ زیرا دریای زنگبار حفیره‌ای گود و پهناور است و موج‌های گران‌خیز دارد، و بادی سخت‌ توفنده، و‌ از‌ عمان تا زنـگبار دومـاه راه است.»

بیشتر مـسلمانان‌ این‌ کشور‌ از‌ اهل‌ سنّت‌ و تابع مذهب شافعی‌اند. طریقت‌های صوفیانه نیز از اواسط قرن نوزدهم میلادی به ایـن کـشور راه پیدا کرد. امروزه بسیاری از مسلمانان تانزانیا در جزایر شرقی کشور (زنگبار، پمبا و…) مستقرند که تا ۹۸ درصد‌ جـمعیت را شـامل مـی‌شوند. تانگا، کیگوما، دار السلام و لیندی بسیاری از مسلمانان سنّی مذهب کشور را خود جای داده‌اند که به این تـعداد مـی‌توان گروه‌ها و جمعیت‌های شیعی را نیز اضافه کرد. اقلّیت‌های قادیانیه، احمدیه، بهره، خوجه و آقاخانی‌ از‌ دیگر گروه‌هایی هستند که در کـنار اهـل سـنّت در سراسر مناطق پراکنده شده‌اند. در تانزانیا به دلیل نبود تعصّبات مذهبی، مسلمانان در کنار ادیان دیگر با احترام زندگی مـی‌کنند کـه البته این موضوع‌ در‌ دار السلام، پمبا و زنگبار به دلیل کثرت مسلمانان و تعصّبات منطقه‌ای، کمتر به چـشم مـی‌خورد؛ اما حـتی این امر نیز مانع وحدت مسلمانان کشور نمی‌گردد. (ادارۀ کل اطلاع‌رسانی‌ مجمع‌ جهانی اهل بیت علیهم السـّلام،الف،۱۳۸۰،ص‌ ۱۶).

شورای عـالی مـسلمانان (باکواتا)، شورای قرآن تانزانیا (بالوکتا)، شورای عالی سازمان‌های اسلامی (بارازاکو)، مرکز اسلامی و مسجد قبا، جمعیت «مزدلفه للتعلیم والتربیه و الثقافه الاسلامیه»، سازمان «منظّمات الدعـوه الاسـلامیه»، کانون نویسندگان مسلمان و آرشا، شورای مساجد بامیتا، هیأت امنای مسلمانان‌ دانشگاه‌ دار السلام، جمعیت مقارنه الادیان، مرکز‌ اسلامی‌ تانزانیا، سازمان جماعت کوکنی، بنگاه مسلمانان آفریقا، جمعیت «رابطه العـالم الاسـلامی»، شاخه‌های متعدد صوفی، شیعیان هندی الاصل خوجه اثناعشری، شیعیان بهرۀ اسماعیلی، شیعیان بومی (سیاه‌پوست) دوازده امامی، آقاخانیان، قادیانی‌ها، وهّابی‌ها، فرقۀ ضالّۀ بهائیت و اباضی‌ها (شعبۀ پیـش‌ رفته خوارج عـمّانی الاصل) نیز از دیگر سازمان‌های فعّال در تانزانیا هستند کـه هـر‌ کـدام برای‌ تبلیغ مذهب خود فعالیت می‌کنند. (ادارۀ کل اطـلاع‌رسانی مـجمع جهانی اهل بیت علیهم السّلام،الف،۱۳۸۰،ص ۱۳۷).

شیعیان خوجه اثناعشری

در میان گروه‌ها و اقلّیت‌های اسلامی- شیعی موجود در جهان اسـلام، گروهی از شـیعیان پیرو علی بن ابی‌ طـالب‌ عـلیهما السّلام‌ مـوسوم بـه «خوجه‌های انـثاعشری» در بسیاری از کشورهای جهان، به ویژه در آفریقای شـرقی و تـانزانیا، زندگی می‌کنند که اصالتا هندی الاصل و اهل ایالت گجرات و منطقۀ کچ هندوستان هستند. این مـجموعۀ شـیعی به اصول‌ و موازین‌ مذهبی بسیار پایبند اسـت و از دو طریق به این پایـ‌بندی اسـتحکام می‌بخشد: اول گردن نهادن به دستورهای مـراجع ‌‌تـقلید‌ خود و دیگری اطاعت از رهبران سیاسی که تحت عنوان «فدراسیون جهانی شیعۀ خوجه اثناعشری» در‌ لنـدن‌ و دیـگر‌ مناطق دنیا مستقرند. جماعت خوجه اثـناعشری بـه گـونه‌ای تربیت شده کـه رسـوخ هرگونه سیاسی در آن و از هم‌پاشیدگی درونی بـه حـداقل رسیده است و این میسّرنبوده، مگر با تقویت و تربیت منحصر به فرد‌ اعضا‌ توسط رؤسا و بـزرگان خـوجه در سرتاسر جهان و پای‌بندی و توجه به مـسائل آمـوزشی و اخلاقی خـانواده‌ها و دیـانت و احـترام بیش از حد به مـراجع تقلید و آداب و رسوم قوم‌ خود و در عین حال، روحیۀ انزواطلبی و بسته‌ای که برای نیل به این مهم لازم و ضروری می‌دانند.

خوجه‌های اثـناعشری در حـقیقت، گروهی انشعابی و بدنۀ جداشده‌ای از اسماعیلیان نزاری (آقاخانیان امروزی) مستقر در هـند مـحسوب مـی‌شوند. دعوت‌ اسـماعیلی‌ نـزاری در نیمۀ اول قرن هـفتم/ سیزدهم یـا شاید هم زودتر به قارۀ هند برده شد. (دفتری،۱۳۷۸،ص ۲۴۳) آقاخان محّلاتی در سال ۱۸۴۰ به هند آمد. او امامت و پشـوایی اسماعیلی را داشـت و چـون مردی‌ غیور‌ و شجاع بود، پس از دامادی فتحعلی شـاه قاجار، به فـکر تـصرف دایـمی کـرمان بـه عنوان نشیمن‌گاهی برای جایگاه روحانیت این فرقه افتاد و پس از آنکه فهمید این کار میسّر نخواهد شد‌ به‌ هندوستان و بمبئی گریخت. (ساعی،۱۳۲۹،ص ۷۲) آقاخان توانست باورهای مردم آنجا را به سمت تعالیم شیعی- اسماعیلی تغییر دهـد و نماز، روزه، حج و پرداخت زکات را جزو قوانین آنان درآورد. در سال ۱۲۶۹ ق۱۸۳۹/ م گروهی از‌ نواسماعیلیان‌ خوجه‌ در بمبئی، اقدامات آقاخان و طرف‌دارانش را‌ نپذیرفتند‌ و از پرداخت زکات امتناع ورزیدند. این اولین مشاجره بین طرف‌داران آقاخان در هند بود. بلافاصله پس از آن تمام جماعت رانده شده، که به «برابهایی‌ها» معروف شده بودند، از‌ عـضویت‌ فـرقه‌ محروم گشتند و آقاخان آن‌ها را سنّی ‌مذهب خواند. بعدها نیز‌ جوان‌ترها‌ و گروه‌های پیشرو جماعت خوجه، که شاهد امتناع هم‌کیشان خود بودند، خواهان بهسازی رفتارهای آقاخان شدند و حتی ادعای الوهیّت او را کفر‌ فرض‌ کرده، از‌ پرداخت عشریه (دسونده) و نذورات دیگر خـودداری نـمودند. (عرب احمدی،در دست چاپ،ص ۱۱).

در اوایل‌ قرن ۱۹ میلادی برخی از خوجه‌ها، که جزو اقلّیت جماعت بودند، در همان ایّام درگیری با مجموعۀ اکثریت (آقاخانیان) طی زیارتی در نجف‌ اشرف، با یکی‌ از‌ مجتهدان و علمای بـزرگ زمـان، حضرت آیه اللّه شیخ زین العابدین مـازندرانی، دیدار‌ کـردند‌ و مهم‌ترین حادثۀ تاریخ خود را رقم زدند. در آن ملاقات، پس از گفت‌وگوهای بسیار، این مرجع بزرگ متوجه انحراف‌ فکری‌ و جهل ایشان نسبت به احکام و اصول مذهب تشیّع شد و در نهایت، بنا‌ بـه‌ درخـواست‌ خودشان، یکی از شاگردان فاضل خـود بـه نام ملاّ قادر حسین را، که اصالتا هندی بود، به عنوان‌ مبلّغ دینی‌ به‌ هندوستان اعزام نمود. (عرب احمدی،در دست چاپ،ص ۱۱).

شیعیان خوجه پس از تحمّل سال‌ها تحریم و سختی‌ که بر زندگی و وضعیت معیشتی و عقاید مذهبی‌شان اثرات سـوء گـذاشته بود و بروز‌ مشکلاتی‌ مانند قحطی و خشک‌سالی، تصمیم به مهاجرت به مکانی جدید گرفتند. در آن زمان، سواحل شرق آفریقا مکان مناسبی‌ برای‌ استقرار آنان در نظر گرفته شد و با توجه به گزارش‌های هندیان ساکن در‌ آن‌ منطقه، تعدادی‌ از ایـن شـیعیان در آخرین سـال‌های سدۀ ۱۸۰۰ م به تدریج، به این سرزمین مهاجرت کردند و در‌ جزایر زنگبار ساکن شدند. (عرب احمدی،۱۳۷۹،ص ۳۷).

با توجه به شناخت مردم بـومی این‌ مناطق‌ از‌ مذهب تشیّع (که قرن‌ها پیش توسط ایرانیان مهاجر از شیراز به آنـجا صـادر شـده بود) و با رونق‌ گرفتن‌ اوضاع‌ تجاری و بهبود وضعیت مالی، شیعیان خوجه به تأسیس مساجد، امام‌باره‌ها، مدرسه‌ها و حسینیه‌هایی در محل زندگی‌ خود‌ اقـدام ‌ ‌کـردند تا از این راه ارزش‌های اعتقادی خود را تثبیت کنند. آنان پس از تشکیل اجتماعاتی تحت‌ عنوان «جماعت»، به‌ سازماندهی امور خـود پرداخـتند و بـا استحکام درونی این جماعت‌ها، توانستند در تمام مناطق‌ شرق آفریقا‌ و بعدها در سرتاسر جهان، خود را به‌ عنوان‌ یکی‌ از باثبات‌ترین و مـستحکم‌ترین اقلّیت‌های موجود شیعی دوازده ‌امامی‌ معرفی‌ کنند. جزیرۀ زنگبار نیز، که یکی از مهم‌ترین مراکز ورود اسلام بـه شرق آفریقا محسوب‌ مـی‌گردد. اولین‌ شـهر سکونت خوجه‌های اثناعشری معرفی شد. آنان‌ در‌ بدو ورود، این‌ جزیره‌ را‌ به عنوان پایگاه اصلی و مرکز اجتماع‌ خود‌ در نظر گرفتند تا بعدها به عنوان دروازه‌هایی برای مهاجرت به سایر کشورهای‌ شرق‌ آفریقا شناخته شود.

زنگبار همچنان به عنوان‌ مـرکز اجتماع شیعیان خوجه‌ به‌ شمار می‌رفت تا اینکه پس از‌ انقلاب‌ ملّی زنگبار و بعدا اتحاد با تانگانیکا و تشکیل دولت تانزانیا و بر‌ اثر تحریکات‌ سیاسی و فشارهای حزبی جزیره، بسیاری‌ از‌ شیعیان‌ پس از تصرّف‌ اموال به‌ دست عمّال حکومتی، مجبور به‌ خـروج‌ از جـزیره شدند و با از دست دادن منازل، مغازه‌ها و کالاهای خود، راهی جز جلای‌ وطن‌ با تمام علاقه‌ها و دل‌بستگی‌هایشان نداشتند. سرزمین‌های داخلی‌ کشور‌ تانزانیا مانند‌ دارالسلام، باگامایو، لیندی، آروشا، تابورا‌ و کیگوما از جمله مناطقی‌ بود که شیعیان خوجه اثناعشری با تحمّل سختی‌های فراوان و مـبارزه بـا بیماری‌هایی همچون مالاریا، به آن‌ مهاجرت‌ کردند و به تدریج، جماعت‌خانه‌هایی در این‌ شهرها‌ احداث‌ نمودند.

تشکیلات و سازمان‌های خوجه اثناعشری

الف. فدراسیون‌ جهانی‌ لندن

مهم‌ترین مقام و نهاد هماهنگ کنندۀ جماعت‌های شیعیان خوجه اثناعشری و فدراسیون‌های منطقه‌ای، فدراسیون جهانی است. این فدراسیون در‌ لنـدن‌ و در مـرکز(۱). .seitummoc milsuM irahsa anhtI aihS‌ agohK‌ fo‌ noitaredef‌ dlroW‌ ehT‌ منطقۀ مسلمان‌نشین «استان مور» واقع است. پس از اینکه جماعت‌های گوناگون و فدراسیون‌های منطقه‌ای مانند فدراسیون آفریقا، فدراسیون اروپا و فدراسیون آمریکا تأسیس شد، شیعیان خوجه اثناعشری بر آن شدند نهادی را تأسیس کنند‌ که وظیفۀ رهبری و سازمان‌دهی تمام جماعت‌ها و فدراسیون‌ها را بر عـهده بـگیرد. (gro.noitaredefdlrow.www) اعـضا و هیأت رئیسۀ این فدراسیون هـر سـه سـال یکبار از میان تمام نامزدها، طی یک انتخاب عمومی برگزیده‌ می‌شوند‌ و به صورت کاملا مستقل از هر نهاد دولتی و سیاسی جهان، مسئولیت نظارت بر تمام امـور و فـعالیت‌های فدراسیون‌های مـنطقه‌ای و جماعت‌های خوجه اثناعشری سراسر جهان را با اهداف کلی (ارتقای سـطح مـالی‌ اعضا، تقویت‌ مذهب شیعه اثناعشری، افزایش سطح علمی اعضا و توسعۀ اجتماعی در قالب کمک به محرومان) بر عهده دارد. (gro.noitaredefdlrow.www) در حال حاضر، فدراسیون جهانی دارای ۳۰ جماعت عضو‌ در‌ جهان و ۴ فـدراسیون مـنطقه‌ای، و‌ جـمعیتی‌ قریب ۰۰۰/۵۰۰ نفر است. (gro.noitaredefdlrow.www).

ب. فدراسیون منطقه‌ای آفریقا۱

در ۲۶ می ۱۹۴۶ با تدوین و تصویب قانون اسـاسی دایم شیعیان خوجه اثناعشری، «فدراسیون شیعۀ جماعت آفریقا» رسما‌ با‌ اهداف اولیۀ ذیل آغاز‌ به‌ کار کرد:

۱٫ارتقای سطح آموزشی، اجتماعی و مذهبی جـامعۀ خـوجه اثـناعشری کشورهای شرق آفریقا.

۲٫ایجاد همکاری و تعامل بین اعضا (جماعت‌های کشورهای شرق آفریقا) در جهت تشویق و گسترش روحـیۀ التـزام و احترام متقابل بر طبق موازین‌ شرع‌ مقدّس و با در نظر گرفتن خصوصیات مذهبی و نژادی. (عرب احمدی،۱۳۷۹،ص ۵۷).

اکنون جمعیتی بـالغ بـر ۱۰-۱۲ هـزار شیعۀ خوجه اثناعشری در کشور تانزانیا زندگی می‌کنند و حیات خویش را در سایه فعالیت‌ جماعات‌ ادامـه مـی‌دهند. (مصاحبه‌ بـا حاج محمود کیمجی، ۱۳۸۹).

ج. جماعت دار السلام

بزرگ‌ترین و مهم‌ترین جماعت‌ کنونی شیعیان خوجه اثناعشری تانزانیا و کلا شرق آفریقا جماعت شهر دار‌ السلام، پایتخت‌ تـانزانیا، است. دار‌ السـلام بـه سبب نزدیکی با زنگبار و شرایط یکسان زیست محیطی با آنجا، به عنوان اصلی‌ترین پایگاه این اقـلّیت مذهبی ‌‌در‌ سـال ۱۹۳۷ رسما معیّن گردید. تعداد شیعیانی که اکنون تحت نظر این جماعت زندگی می‌کنند‌ بین‌ ۵-۷‌ هـزار نـفرند. این جـماعت همواره به عنوان پیشرو و هدایت‌کنندۀ اصلی انتشار دین اسلام و مذهب تشیّع‌ در بین مسلمانان مـنطقه مـشهور است و علاوه بر برنامه‌های مذهبی و اعتقادی، فعالیت‌های گستردۀ‌ اجتماعی، آموزشی و بهداشتی دارد. (مصاحبه با‌ حاج‌ مجمود کیمجی،۱۳۸۹).

ریاست جـماعت دار السـلام طـی آخرین انتخابات، به آقای شیراز والجی،۱ که از بانفوذترین و برجسته‌ترین رهبران خوجه اثناعشری تانزانیا و فدراسیون آفریقاست، واگذار شد. این جـماعت از بـخش‌های گوناگونی تشکیل شده است که تمام فعالیت‌های‌ خود را در قالب این کمیته‌ها انجام مـی‌دهد: کمیتۀ تـبلیغ، کمیتۀ مـسجد و امام ‌باره، کمیتۀ محفل عبّاس، کمیتۀ زنان، کمیتۀ آموزش و مدرسه، کمیتۀ جوانان و چند کمیتۀ دیگر. همچنین دارای شاخه‌های دیگری است که در عـرصه‌های اجـتماعی،آموزشی و بـهداشتی‌ فعالیت‌ می‌کنند: مانند بیمارستان «ابراهیم الحاج»، مرکز «حسینی مدرسه»، مجتمع بزرگ آموزشی «المنتظر»، سازمان «بلال مسلم میشن»، سازمان «ویپاز»، و مجتمع بزرگ آموزشی «ولی عـصر(عجل اللّه تـعالی فرجه الشریف)». این جماعت به عنوان قلب تپندۀ فعالیت‌های شیعیان خوجه اثناعشری تانزانیا، مدیریت هر یک از بخش‌های مزبور را بـر‌ عـهده‌ دارد که هر کدام علاوه بر خدمات ارزنده‌ای که به شیعیان و مسلمانان و مردم بـومی تـانزانیا ارائه می‌دهد، به طور مستقیم و غیر مستقیم، به ترویج، گسترش و اسـتحکام مـذهب اهـل بیت‌ علیهم‌ السّلام می‌پردازند.

(۱).ایشان فوق لیسانس رشته اقـتصاد از دانـشگاه کامپالا اوگاندا بوده و دارای گذرنامۀ انگلیسی و از تجّار ثروتمند تانزانیا است (به نقل از مصطفی رنجبر شـیرازی، رایزن فـرهنگی ج.ا.ا در تانزانیا).

د.جماعت زنگبار

تحرّک جامعۀ‌ شیعیان خوجه اثـناعشری تـا پیش‌ از‌ انـقلاب‌ زنـگبار و اتـحاد آن با تانگانیکا (۱۹۶۴) ادامه داشت، اما بعدها بر اثر وجـود بـرخی تنگناهای سیاسی و اقتصادی، که منجر به ضبط و توقیف اموال آنان‌ توسط‌ انقلابیان‌ افـراطی شـد و دولت فدرال منازل مسکونی و تجاری‌ آنان‌ را تـصرف کرد، بیشتر شیعیان موطن اصـلی و مـحل اقامت خود را رها کردند، به سـایر نـقاط جهان از جمله تانگانیکا، دبی، انگلستان، آمریکا، هندوستان و کاندا‌ مهاجرت‌ نمودند و زنگبار را با تمام خاطرات ترک گفتند.

در حال‌ حـاضر، تنها قـریب ۱۰۳-۱۰۵ نفر شیعه خوجه اثناعشری در زنـگبار زندگی مـی‌کنند کـه غالبا از تجّار قـدیمی و اهـل بازارند. رئیس‌ جماعت‌ خوجه اثناعشری‌ زنـگبار یـکی از شیعیان و رجال با نفوذ سیاسی کشور به‌ نام «محمّد‌ رضا» است که در آخرین انتخابات ریاست جـمهوری (۲۰۱۰) به عـنوان نامزد این پست ثبت‌نام کرده بود. تمام فـعالیت‌های شـیعیان خوجه‌ اثـناعشری‌ زنـگبار‌ در دو مـسجد «حجه» (حجه الاسلام) و «قوه» (قوه الاسلام) خلاصه می‌گردد و امـام جماعت و امام جمعه آنان «مولانا‌ سید‌ شمس‌ الدین حسن الزیدی» از روحانیون هندی و عضو جماعت زنگبار است. (مطالعات میدانی و مـشاهدات عینی،زنگبار،۱۳۸۹).

ه‍.. جماعت آروشا

در حـال‌ حاضر، قریب‌ هزار نفر (۱۸۰ خانوار) خوجه در این شـهر زنـدگی مـی‌کنند کـه غالبا از ثـروت قابل ملاحظه‌ای بـرخوردارند‌ و جـزو جماعت‌های مهم تانزانیا به شمار می‌آیند. روحیۀ بی‌تفاوتی، دوری از مسائل سیاسی، عدم اختلاط با شیعیان‌ سیاه‌ پوست و‌ پیروی‌ بی‌چون‌ و چرا از قوانین تـشیکلاتی از جـمله ویـژگی‌های این جامعه است. اینان همانند سایر هم‌کیشان خـود، دارای‌ مـسجد، حسینیه‌ و امـام بـارگاه مـخصوص هستند و تـمام فعالیت‌های مذهبی را در آنجا برگزار می‌کنند. این‌ شیعیان‌ تحت‌ نظر جماعت‌ خانه آروشا و فدراسیون منطقه‌ای آفریقا اداره می‌شوند و دارای مراکز و مدارس شیعی، درمانگاه و یک‌ بیمارستان‌ تخصصی هستند.

مراسم محرّم و صفر در آروشا مانند دیگر شهرها با حـسّاسیت‌ برگزار‌ می‌شود. در اینجا‌ هم سهم سیاهان آفریقا از این مراسم تنها تماشا و لقمه غذایی بیش نیست. (مطالعات میدانی‌ و مشاهدات‌ عینی،آروشا،۱۳۸۹).

ناگفته نماند که نقش این تشکیلات در حفظ فرهنگ بومی شیعیان و نیز‌ آداب و رسوم مذهبی آنان پراهـمیت اسـت. جماعت خوجه تاکنون توانسته است مذهب تشیّع را علی‌رغم تهدیدهای سنگین غرب‌ و وهّابیت حفظ کند و به آن قوام بخشد و این مرهون زحمات و تلاش‌های‌ روشن‌فکران و مؤمنانی همچون غلام‌حسین مختار، حاج عبّاس نبسون‌ و مسلم‌ رحمه اللّه است کـه بـا تلاش‌ها و ثروت‌ خویش، به اسلام و تشیّع خدمت نموده‌اند. (مطالعات میدانی و مشاهدات عینی،آروشا،۱۳۸۹).

مراکز و مؤسسات وابسته

۱.مسجد شیعیان

مسجد شیعیان‌ خوجه اثناعشری دار السلام مرکز‌ اجتماعات‌ و برگزاری‌ مراسم‌ مذهبی شیعیان‌ پایتخت تانزانیا است. این مـسجد در مـرکز‌ شهر‌ و در کنار مساجد دیگرفرقه‌ها در مـنطقه «زنکی اسـتریت» واقع شده است. در کنار مسجد، یک‌ امام ‌باره‌ و حسینیۀ بسیار بزرگ چهار طبقه با‌ گنجایش جمعیت ۳-۴ هزار‌ نفر‌ برای مردان، امام‌باره و تالار آموزشی‌ برای‌ بانوان و یک مسافرخانه بـرای پذیـرایی از مهمانان ساخته شده است. امام جـماعت و جـمعۀ‌ این‌ مسجد دکتر مولانا مرتضی علی‌ دینا‌ و امام‌ موقّت آن، که در‌ غیاب‌ دکتر علی دینا به‌ امور‌ مسجد می‌پردازد، حجه الاسلام شیخ صفدر رضی است که هر دو از شیعیان خوجه تحصیل کرده‌ در‌ علوم دیـنی و اسـلامی‌اند. (مطالعات میدانی و مشاهدات‌ عینی،دار‌ السلام،۱۳۸۹).

مهم‌ترین فعالیت‌های‌ کمیته‌های‌ مستقر‌ در مسجد عبارت است‌ از:

-برگزاری مراسم در مناسبات مذهبی؛

-برپایی نماز جماعت و قرائت قرآن به صورت دایم؛

-برگزاری برنامه‌های عزاداری‌ ایّام‌ محرّم و صفر؛

-برگزاری برنامه‌های گوناگون در‌ شب‌های‌ ماه‌ مبارک‌ رمضان‌ و مراسم احیاء؛

-برگزاری جشن‌ ازدواج و فـاتحه‌خوانی مردگان؛

-برگزاری سـخنرانی‌های علمی،آموزشی و مذهبی؛

-برگزاری هـمایش‌های گوناگون جهانی؛

-برگزاری کلاس‌های آموزشی؛ مانند قرآن، عقاید، تاریخ ائمّۀ اطهار‌ علیهم‌ السّلام، زندگی‌نامۀ‌ بزرگان؛

-برگزاری گردهمایی‌های گوناگون؛ مانند «علما دی»؛

-تهیه و تکثیر نوارهای‌ تبلیغی، صوتی‌ و تصویری؛

-فروش و عرضۀ‌ محصولات فرهنگی.

۲.مجتمع آموزشی «المنتظر»

مجتمع و آموزشکدۀ «المنتظر» زیر نـظر فدراسیون آفریقا و با مدیریت جماعت خوجه دار السلام اداره می‌شود .این مجتمع بزرگ شـامل بـخش‌های گـوناگون آموزشی، مانند پیش‌دبستان، دبستان، دبیرستان و آموزشکدۀ تربیت معلم است‌ و در شش منطقۀدار السلام و در بهترین و گران‌ترین مناطق این شهر شعبه دارد. اولین و مهم‌ترین مرکز «المنتظر» در سـال ‌ ‌۱۹۸۴ در سـواحل اقیانوس هند، در یکی از بهترین مناطق آب‌ و هوایی توسط شیعیان خوجه‌ مقیم‌ دار السلام با هدف آمـوزش و تـربیت فـرزندان خوجه و آماده ساختن آنان به عنوان عضوی آگاه و عالم به مسائل علمی جامعه تأسیس شد. مجتمع «المنتظر» یکی از مهم‌ترین مـراکز آموزشی شیعیان خوجه اثناعشری‌ در‌ کشور تانزانیا و کشورهای همسایه است که تحت اشراف نظام آمـوزشی «کمبریج» لندن و با ثبت رسمی حـکومتی، جزو مـراکز برتر آموزشی- علمی کشور محسوب می‌گردد. دانش‌آموزان این مراکز‌ از‌ بین فرزندان شیعۀ خوجه، برخی شیعیان بومی- که‌ از‌ وضعیت مالی بهتری برخوردارند- فرزندان دیپلمات‌های مسلمان حاضر در تانزانیا و حتی فرزندان مسیحی با قوانین خاص آموزشی، که شامل آزمون کتبی ورودی، مصاحبۀ شفاهی و تعهدنامۀ اخلاقی اسـت، انتخاب‌ می‌گردند. تمام‌ هزینه‌های این مرکز توسط‌ جماعت‌ دار السلام و بخشی از آن هم از شهریه‌های دانش‌آموزان پرداخت می‌شود. قابل ذکر است که این مجتمع جزو برترین مدارس تانزانیا است و همه ساله از سوی رؤسای جمهور تانزانیا و رهبران‌ عالی‌رتبه‌ تشویق می‌شود. (مطالعات مـیدانی و مـشاهدات عینی،دار السلام،۱۳۸۹).

۳. «حسینی مدرسه» دار السلام

مرکز آموزشی حسینی موسوم به «حسینی مدرسه» یکی از فعّال‌ترین مراکز آموزشی مرتبط با علوم دینی و شرعی است که با ریاست الحاج محبوب جعفر سامجی، یکی‌ از اعضای‌ فعّال جماعت‌ دار السلام و از علاقه‌مندان به گسترش مـذهب تـشیّع، اداره می‌شود. این مدرسه مختصّ آموزش علوم دینی و اخلاقی فرزندان‌ خوجه اثناعشری مقیم تانزانیا است و تمامی فرزندان خوجه، اعم از دختر و پسر، از‌ سطوح‌ ابتدایی تا دانشگاهی به صورت مجزّا و فقط پس از ظهرها با سبک مدیریتی قوی و مـنظّم در آن ‌‌مـشغول‌ به تحصیل هستند. در حال حاضر،۱/۴۰۰ دانش‌آموز دختر و پسر در مدرسه مشغول به تحصیل‌ هستند‌ که‌ پسرها روزهای فرد و دخترها روزهای زوج و فقط عصرها به مدرسه می‌آیند. معلمان این مدرسه پدران‌ و مادران تـحصیل کـردۀ خـوجۀ دارای تحصیلات عالی دانشگاهی هستند. (مطالعات مـیدانی و مـشاهدات عـینی،دار‌ السلام،۱۳۸۹).

۴. بنیاد «العتره» دار السلام

سازمان«العتره» -که با عناوین «بنیاد» و «هیأت» هم‌ شناخته‌ می‌شود- توسط شش نفر از شیعیان خوجه اثناعشری تانزانیا با اهداف اولیۀ ذیل، کار خود را آغاز کرد:

-گسترش دین اسلام و ابلاغ معارف بر حـق شـیعی بـه تمام مسلمانان کشور بدون در نظر گرفتن رنگ، نژاد‌ و قـومیّت انسان‌ها.

-فراهم آوردن امـکان تحصیلات علمی و آموزش‌های فنی و حرفه‌ای به منظور ارتقای سطح معیشت جوانان؛

-ارائۀ خدمات پزشکی به افراد ناتوان در مقابله با بیماری‌ها.

ادارۀ مرکزی و مدیریت بـنیاد «العتره» در شـهر‌ دار‌ السـلام و در منطقۀ «مورو گورو-الهادی» این شهر واقع است. مدیریت این بنیاد را، که با عـنوان «کمیتۀ مدیران» شناخته می‌شود، بنیان‌گذاران آن بر عهده دارند که هر ۴ سال یک‌بار رئیس آن انتخاب می‌شود. مدیر کنونی حاج محبوب‌ جعفر‌ سامجی، از شـخصیت‌های فـرهنگی شیعیان خـوجه تانزانیا است که مدیریت مرکز «حسینی مدرسه» و چند مؤسسۀ دیگر (دار الترجمه العـتره، بخش وبـ‌ سایت، حوزۀ علمیه، تلویزیون NBI، بخش نشر و فروش کتاب‌های اسلامی، خدمات ارائۀ پیام‌های کوتاه) را نیز بر عهده‌ دارد‌ و از مشخصه‌های فکری ایشان لزوم تغیرات اساسی در نـوع بـینش رهـبران خوجه اثناعشری است. (مطالعات میدانی و مشاهدات عینی،دار السلام،۱۳۸۹).

۵. سازمان «بلال مسلم میشن»

شیعیان خوجه اثناعشری پس از استقرار و انسجام جامعۀ کـوچک‌ خـود‌ در‌ تـانزانیا، مؤسسات خیریه و عام المنفعه‌ زیادی‌ در‌ این کشور تأسیس کرده و اقدامات ارزنده‌ای برای حمایت و تحت پوشش قـرار دادن مـسلمانان و شـیعیان بی‌بضاعت و کم‌ درآمد منطقه انجام داده‌اند. این‌ مؤسسات‌ طی‌ چند دهۀ گذشته، با هدف معرفی و ترویج مذهب اهل‌ بـیت‌ عـلیهم السّلام تحت نظارت نهادهای گوناگون شیعی، از جمله فدراسیون جهانی خوجه، فدراسیون منطقه‌ای آفریقا، جماعت دار السلام و بـرخی شـیعیان خـیّر تأسیس شده‌ که‌ از‌ جملۀ مهم‌ترین آنها، سازمان تبلیغی «بلال مسلم میشن» تانزانیا است (سازمان بلال مسلم‌ میشن‌ noissiM milsuM laliB) با توجه به نام «بلال»، مؤذّن سیاه‌پوست رسول اکرم صلّی اللّه علیه و اله، این نام‌ را‌ بـرای‌ خـدمت بـه سیاهان آفریقا برگزیده است.) دراوایل دهۀ ۱۹۶۰ با‌ ورود علاّمه سیّد سـعید اخـتر رضوی، روحانی توانمند و عالم شیعی، به تانزانیا و طرح ابلاغ مذهب تشیّع در بین بومیان‌ آفریقایی‌ و با تـأکیدهای آیه اللّه سـید مـحسن حکیم قدس سرّه مبنی بر دعوت‌ سیاهان‌ آفریقا به مذهب اهل بیت علیهم السّلام، طرح آزمـایشی آن بـه تصویب جماعت خوجه دار السلام رسید. سرانجام، با تلاش‌های‌ بی‌وقفۀ‌ مرحوم‌ رضوی و تنی چند از بزرگان شـیعی، که بـعدها اعـضای اولیه و بنیان‌گذاران‌ آن شدند- مانند حاج احمد حسین شریف دوجی، حاج علی مـحمّد جعفر شـریف، حاج فدا حسین عبد‌ اللّه‌ حمیر‌ و حاج حسین ناصر والجی- این سازمان در سال ۱۹۶۸ تأسیس گردید و در دولت تانزانیا‌ به‌ ثـبت رسـمی رسید. (عرب احمدی،۱۳۷۹،ص ۱۱۰) این سازمان بجز بدنۀ اصلی آن، که در منطقۀ «تمه‌که» دار السلام‌ واقعست، شعباتی‌ در‌ شـهرهای تـانزانیا و برخی کشورها مانند زئیر، موریس، اوگاندا و کنیادارد. (مطالعات میدانی و مـشاهدات عـینی،تمه‌که،دار السلام،۱۳۸۹).

فعالیت‌های ایـن‌ سازمان‌ را می‌توان در چند زمینه خلاصه کرد:

۱. انتشار دو مجلۀ صـوت البـلال به‌ زبان‌ سواحیلی‌ و النّور به زبان انگلیسی با محتوای اسلامی شیعه که هر دو مـاه یـک‌بار توسط مؤسسه‌ چاپ‌ می‌گردد.

۲. آموزش علوم مـذهب تـشیّع به دانـش‌آموزن بـومی کـه در رأس فعالیت‌های این سازمان قرار‌ دارد.

۳. دوره‌های آموزش مکاتبه‌ای از راه دور؛ سـازمان «بلال مـسلم میشن» تانزانیا از سال ۱۹۶۷، همزمان با آموزش علوم اسلامی، دوره‌های آموزش مکاتبه‌ای از‌ راه‌ دور خود را اجـرا کـرد. هدف از این طرح، آشنایی علاقه‌مندان به علوم اهـل بیت‌ علیهم‌ السّلام بـود، که بـه دلایل گوناگون، امکان حضور فیزیکی‌ در‌ کـلاس‌های‌ حـوزوی را نداشته‌اند؛

۴.ایجاد کرسی و کمیتۀ بومی‌سازی‌ تبلیغ؛ مسئولان‌ این مؤسسه لازم دانسته‌اند در کنار دیگر فعالیت‌های خود برای گـسترش تـشیّع در بین‌ مردم‌ بومی کشور، افرادی را از خـودشان تـربیت‌ و بـه عنوان‌ رهبران‌ دیـنی‌ و مـدیران آینده معرفی کنند تـا‌ امـرتبلیغ‌ و رهبری را خود بر عهده گیرند.

۵. علاوه بر دوره‌های آموزشی مکاتبه‌ای و حضوری، این‌ سازمان توانسته است از طریق بـرپایی سـخنرانی‌های‌ بزرگ علمی، اسلامی و تخصّصی، اقدامات‌ مهمی‌ در جهت گـسترش مـذهب شیعه انـجام‌ دهد.

۶. اعزام مـبلّغ بـه روستاها و شهرها در سراسر کـشورهای همسایه و پرداخت حقوق ماهیانۀ آنها‌ و حمایت از اشتغال ایشان در‌ مدارس‌ دولتی‌ و غیر دولتی، به‌ منظور‌ رشد و تـوسعۀ شـیعه‌ توسط‌ این سازمان؛

۷. اجرای برنامه‌های آموزشی و تبلیغی در مـیان زنـدانیان کـشور کـه بـا جدّیت و حسّاسیت‌ خـاصی‌ دنـبال می‌شود؛

۸. برپایی اردوگاه‌های موقّت پزشکی و چشم ‌پزشکی‌ در شهرها‌ و روستاها به‌ صورت رایگان، واکسیناسیون عمومی و مبارزه با مالاریا و ایدز (بیماری مالاریا از جمله بیمارهای شایع در مناطق آفریقایی غیر عربی و شرق محسوب می‌شود. مالاریا مـوجب بـزرگ شدن کبد می‌گردد و گفته می‌شود: اثرات آن تا آخر عمر در‌ بدن‌ انسان باقی می‌ماند. این بیماری بر اساس گزارش‌های رسمی، سالانه بیش از یک میلیون نفر را در جهان به کـام مرگ مـی‌برد. پشۀ هانوفل ناقل این بیماری اسـت‌ و انـسان پس از ابتلا به‌ آن، علایمی‌ همچون تب شدید، بی‌حالی، سردردهای شدید، اسهال، استفراغ و بعضا مرگ دچار می‌شود.)

۹. احداث مدارس و مساجد در شهرها و روستاها؛

۱۰. توزیع بـسته‌های غـذایی در‌ بـین‌ روستاییان فقر و کمک به سیل‌زدگان‌ و آوارگان. سازمان «بلال‌ مـسلم‌ مـیشن» تانزانیا‌ عـلاوه بـر فـعالیت‌های‌ خـود، از‌ مراکزی که متعلّق به شیعیان بومی تانزانیا است، حمایت می‌کند. این حمایت‌ها به گونه‌های متفاوت، اعم از تأسیس مراکز، اعزام استاد و مدرّس، برنامه‌های‌ درسی‌ و حقوق و شهریه‌ها بوده که گاه مورد‌ توجه‌ نهادها‌ و سازمان‌های‌ فعّال‌ ایـرانی نیز هست. (مطالعات میدانی و مشاهدات عینی تمه‌که،۱۳۸۹).

۶. مرکز اهل البیت علیهم السّلام وابسته به مؤسسۀ «بلال مسلم میشن»

این مرکز متعلّق به شیعیان خوجه اثناعشری و سازمان مستقل بلال‌ مسلم میشن تانزانیا و دارای بخش‌ها و شعبات متعددی همچون حوزۀ عـلمیۀ خـواهران و برادارن موسوم به «اهل البیت علهیم السّلام للعلوم الاسلامی»، دانشکدۀ تربیت معلم، فرهنگستان آموزش پسران و دختران و بیت السکن «الغدیر» در دار السلام‌ است. این‌ حوزه در ۳۰ سال گذشته، صدها طلبه، معلم و مبلّغ دینی از شیعیان مستعد آفریقایی الاصل تربیت کرده که نه فقط در‌ تانزانیا، بلکه‌ در دیـگر کـشورها مانند‌ زیمباوه، کنیا، اوگاندا و‌ موزامبیک مـشغول فـعالیتند. بخش عظیمی از هزینه‌های «بلال مسلم میشن» را خوجه‌های اثناعشری شورای عالی شیعیان خوجه تأمین می‌کند و بقیه از تبرّعات و صدقات افراد متدیّن جمع‌آوری می‌شود.

مدیریت سازمان «بلال مسلم میشن» دوره‌ای و چرخشی است‌ و اکنون بر عهدۀ آقای شبیر والجی، یکی از شیعیان خوجه اثـناعشری مـقیم دار السلام، و قائم مقام ایشان شیخ مصطفی است. این سازمان بیشتر توان خود را در تبلیغ و آموزش مبلّغ دینی صرف می‌کند و تاکنون‌ تعداد قابل‌ توجهی از بومیان سیاه‌پوست را به مذهب تشیّع دعوت کرده است. یکی از نکات قابل تأمّل دربـارۀ ایـن سازمان، اختلاف‌ نـظرهایی است که دربارۀ چگونگی مدیریت و امور تبلیغ در بین بومیان‌ و صرف‌ هزینه‌ها با جماعت خوجه اثناعشری دار السلام دارد. هر چند «بلال مسلم مـیشن» سازمانی مستقل است که توسط همین شیعیان خوجه تأسیس شده، اما ‌‌با‌ توجه بـه رویـکرد بومی خـود، چندان با روحیات صنفی جماعت خوجه همگام نیست و این‌ مسئله اختلافات‌ زیادی‌ را در راه تبلیغ دین ایجاد نموده و بسیاری از اهداف مـشترک ‌ ‌آنـان را تحت الشعاع‌ خود قرار داده است.

۷. سازمان «ویپاز»

سازمان تبلیغات جهانی اسلامی و انسان ‌دوستانۀ شیعیان خوجه اثناعشری تانزانیا «ویپاز» یکی‌ از مـهم‌ترین سـازمان‌های تـبلیغی- خدماتی‌ متعلّق‌ به گروه خودمختار و مستقل برخی شیعیان خوجه است که مدیریت آن تبعیت فدراسیون آفریقا وجـماعت دار السلام و «بلال مسلم میشن» را نپذیرفته و اکنون به عنوان یکی از فعّالان جامعۀ تانزانیا به ارائۀ‌ خـدمات گوناگون آموزشی، بهداشتی و رفاهی مـی‌پردازد. این سازمان بـرای تقویت معیشت و توان علمی مسلمانان و شیعیان فقیر بومی، گام‌هایمؤثری برداشته است. این گروه در سال ۱۹۸۳ سازمان «ویپاز» را‌ به‌ ثبت رسمی دولت رساند و عملا در سال ۱۹۸۷ با تصویب اساس‌نامه‌ای، عمده فعالیت‌های خود را در دو زمینه متمرکز کرد:

۱. تعلیم و تربیت و ارتقای سطح فکری و عـقیدتی مسلمانان بومی منطقه؛

۲٫ کمک به‌ مسلمانان، اعم‌ از شیعه و غیر شیعه در امور مالی و خدمات عام المنفعه. این سازمان از سال ۱۹۸۷ طرح‌های بزرگ عمرانی را در زمینه‌های ذیل انجام داد: مسکن‌سازی، مدرسه‌سازی، حفر چاه آب آشامیدنی به ویژه‌ در‌ روستاها، ساخت بیمارستان و درمانگاه‌های موقّت و دایم، ساخت آشپزخانه، ساخت یتیم‌خانه و مـهدکودک، ایجاد مـدارس آموزشی و تربیتی، توزیع کتاب‌های اسلامی و علمی، برپایی مراسم و مجالس مذهبی و ملّی. اکنون «ویپاز» با رویکردی آموزشی، تمام همّ خود را برای تربیت‌ دختران‌ سیاه‌پوست‌ گذاشته است و این نگاه‌ را‌ از‌ کلام امام خمینی قدس سرّه بر گرفته‌اند که فرمودند:«اگر یک زن تـربیت شـود یک امّت تربیت می‌شود.» هزینه‌های سازمان «ویپاز» و تمام مؤسسات تحت پوشش‌ آن، که‌ سالانه‌ چندین میلیون دلار است، توسط شیعیان خوجه سراسر جهان، به ویژه‌ آمریکا‌ و انگلیس و از وجوهات خمس پرداخت می‌شود. (مصاحبه با حاج محمود کیمجی.۱۳۸۹).

سازمان «ویپاز» با تـوجه بـه شرایط کنونی کشور تانزانیا دارای بخش‌ها‌ و قسمت‌های‌ گوناگونی است که برخی کاملا تخصصی اداره می‌شوند و برخی دیگر‌ با صرف هزینه‌های کمتر. این سازمان قصد دارد تمام این بخش‌ها را به بهره‌برداری کامل برساند و علاقه‌مند است این امـر‌ را‌ بـا‌ هـمکاری مستقیم نهادهای ج.ا.ا در تمام هـزینه‌ها مـحقق سازد:

-بخش CEW (کـه‌ ظاهرا‌ بخش حراست سازمان است):

-مرکز مهد کودک«ام ابیها علیها‌ السّلام»؛ این مرکز از تمام نقاط پایتخت کودک می‌پذیرد‌ و در‌ حال حاضر،۵۷ کـودک یـتیم فـاقد پدر و مادر به صورت شبانه‌روز در آن‌ مشغول‌ آموزش هستند. (ahibA-emmU loohcs yresruN).

-مرکز علی‌ بن ابی طالب علیهما السّلام؛

-مرکز انگلیسی زبان «کیباها»؛ این مدرسه ۵ مقطع آموزشی و ۲۵۸ دانش‌آموز دارد. در حال حـاضر، مدرسه‌ روزانـه‌ اسـت، اما به علت تقاضای مکرّر، قرار است در سال آینده، شبانه‌روزی شود. سنگ بنای این مدرسه‌ را‌ مرحوم حاج غلام عبّاس دیـنانی نـهاده است. (مصاحبه با‌ مدرّسین‌ مرکز‌ کیباها،۱۳۸۹) (hsilgnE ahabiK loohcS yramirP muideM).

-مرکز حضرت فاطمه و مدرسه الزهراء علیها السّلام؛ این دو‌ مدرسه به عنوان «حوزه‌های علمیۀ ویپاز» شناخته می‌شوند که بـا ۴۹۲ طـلبه کـار خود راشروع‌ کرده‌ است. انتظار می‌رود تا پایان سال‌ ۲۰۱۱‌ ظرفیت آن‌ به‌ ۹۰‌ طلبه دختر بـرسد. (loohcS arhazlA &(s-a)emetaF ydaL)‌.

-آموزشکدۀ تربیت‌ معلم منطقۀ ساحلی؛ این کـالج ۱۰۸ دانشجو در مقطع A(A edarG)، ۲۸ دانشجو در دورۀ‌ مقدّماتی‌ (B edarG) و۶۲ دانشجو در دورۀ‌ CTN(etacifitreC srehcaeT milsuM) دارد.

۸٫ مجتمع آمـوزشی ولی عـصر عـلیه السّلام کیباها

این مجتمع شبانه‌روزی، که مهم‌ترین بخش‌ سازمان «ویپاز» است. در‌ منطقۀ‌ کیباها در حومۀ شـهر دار السلام و در ۳۵ کیلومتری این شهر قرار دارد و سنگ‌ بنای اولیۀ آن را مرحوم حاج عمر علی جمعه، از علمای تانزانیا، و مرحوم سید اخـتر‌ رضـوی نهاده‌اند. مساحت‌ مـجتمع‌ هفتاد هکتار است که اخیرا با دریافت مساعدت‌هایی از خیّرین دیگر، زمینی بـه وسـعت ۸۵ هکتار در‌ کنار‌ آن خریداری شده تا در آینده‌ای نزدیک، بزرگ‌ترین دانشکدۀ تربیت معلم شیعی کشور در‌ این‌ محیط‌ تأسیس گردد. این مـجتمع شـامل ده‌ها خوابگاه، کلاس درس، مرکز اداری-آموزشی، خوابگاه استادان، زمین بازی، حسینیه، مسجد، تالار‌ نمایش‌ و کودکستان است که با ظرفیتی قریب دو هـزار نـفر، به عـنوان یکی از بزرگ‌ترین‌ و مهم‌ترین مجتمع‌های آموزشی کشور تانزانیا محسوب‌ می‌گردد. (مطالعات‌ میدانی‌ و مشاهدات عینی‌ کیباها،۱۳۸۹).

مرکز امام علی علیه السّلام

مرکز عـلی‌ بـن ابی طالب علیهما السّلام وابسته به مجتمع ولی عصر علیه السّلام در قطعه‌ زمـینی‌ بـه وسـعت۱۲/۴ هکتار توسط خانوادۀ مرحوم‌ رئیس‌ المبلّغین، سید اختر‌ رضوی، و‌ به‌ یادبود پدر و مادر مرحومشان‌ به «ویپاز» اهدا شده اسـت. فاز اول ایـن مـرکز، که شامل چهار کلاس درس، یک بخش اداری و یک کتاب‌خانۀ مجهّز‌ است‌ در روز عید مباهله ۱۵فوریه سـال‌ ۲۰۰۴‌ شـروع‌ به‌ کار‌ کرد، و فاز دوم‌ آن، که‌ شامل ده کلاس درس دیگر و دوازده واحد مسکونی کارمندان است، در سال ۲۰۰۷ توسط دکـتر سـید محمّد رضوی‌ فرزند‌ مرحوم‌ سید اختر رضوی از تورنتو و آیه‌ اللّه‌ سید‌ جعفر‌ سـیّدانی تکمیل و‌ راه ‌اندازی‌ شد. این مرکز شامل بخش‌های گوناگونی است؛ از جـمله: خوابگاه دانشجویی بـه مـساحت ۵/۲۰۰ متر مربع؛ تالار غذاخوری به مساحت ۱/۰۰۰ مترمربع؛ نمازخانه؛ آشپزخانه؛ مرکز آمـوزش؛ بخش تـربیت معلم؛ بخش مخزن آب در زیرزمینی به گنجایش ۵۰۰ هزار‌ لیتر؛ زمین ورزشی در ابعاد ۱۰۰ در ۱۲۰ متر؛ باشگاه ورزشی چند منظوره؛ استخر شنا؛ تالار هـمایش‌ها؛ زمین زراعـی برای توسعۀ کشاورزی (در دست خـرید در مـجاورت مرکز)؛ بخش صـدور گـواهی‌نامۀ تـحصیلی «etacifitreC» و «amolpiD» با مجوّز رسمی دولت (دانشکده‌های‌ حقوق، مدیریت‌ بـازرگانی، کامپیوتر)؛ کرسی مـطالعات اسلامی؛ مرکز مطالعات اسلامی که برای تمام دانش‌آموزان الزامی است و شامل عقاید، اخلاق، تاریخ اسـلام، فقه و مـبانی قرآن است؛ مرکز برگزاری و اجرایت مام فعالیت‌های اسـلامی، وفیات و ولادت‌های ائمّۀ اطهار عـلیهم السـّلام‌ و برنامه‌های محرّم و صفر و برنامۀ شـب‌های قـدر؛ مرکزی برای برگزاری برنامه‌های مذهبی از جمله نماز جماعت، دعاهای روزانه، دعای کمیل،توسّل و ندبه.

لازم به ذکر است‌ که‌ مـرکز امـام عـلی علیه السّلام بـرای آمـوزش پسران در نظر گرفته شـده، اما بـه دلیل استقبال خانواده‌های دانش‌آموزان از شیوه‌های تربیتی عالی اسلامی، مسئولان سازمان در‌ نظر‌ دارند با راه ‌اندازی مـرکزی‌ بـرای‌ دختران، در آینده‌ای نه چندان دور، آن را به عنوان یـکی از قـطب‌های دانشگاهی شـیعی در تـانزانیا، که مهم‌ترین هـدف آن ترویج مذهب اهل بـیت علیهم السّلام به وسیلۀ دو عنصر «آموزش» و «اشتغال» و رساندن پیام غدیر و عاشورا‌ و رفع فقر و بهبود معیشت سیاهان اسـت، معرفی نمایند. (نامۀ حسین کریم، رئیس مدرسه، به رهبر معظّم انقلاب اسلامی ایران حضرت‌ آیه العظمی خامنه‌ای(دام ظله).

شاخصه‌های رفـتاری و آیینی خوجه‌ها:

سنّت‌گرایی

شیعیان خوجه اثناعشری، که اصالتا اهل گـجرات هـندوستان هـستند، دارای بـرخی ویژگی‌ها و خـصوصیات اخلاقی و رفتاری‌اند کـه کـمتر در گروه‌های‌ همسان‌ آنها دیده می‌شود. آنان‌ افرادی متدیّن و متعهد هستند و حیات معنوی خود را در انسجام اجتماعی و رشد و تلاش در عرصۀ‌ اقـتصادی دنـبال مـی‌کنند. شیعیان خوجه اثناعشری با توجه به اصالت هندی خـود و بـا‌ وجـود‌ تـلاش بـرای تـثبیت هویّت دینی و مذهبی‌شان، هنوز بسیاری از آداب و رسوم هندویی را حفظ کرده‌اند. این موضوع را می‌توان ‌‌از‌ برگزاری مراسم، جشن‌ها، نوع لباس و در مجموع، در تمام رفتارشان به خوبی ملاحظه کرد. بسیار سنّتی فکر‌ می‌کنند‌ و تلاش زیادی به خرج مـی‌دهند که کودکان خود را با این نوع فکر تربیت کنند، هرچند جوانان‌ و کودکان تحصیل‌کرده چندان تمایلی به این سنّت‌گرایی ندارند؛ اما سخت‌گیری پدران در خصوص پذیرش سنّت‌های‌ هندوییسم و تأثیر آن‌ بر‌ برخی رفتارهای اسلامی کودکانشان، آنان را در هاله‌ای از نارضایتی نـگه داشـته است. تبلور این سنّت‌گرایی را می‌توان در مراسم ازدواج آنها به وضوح مشاهده کرد.

خوراک شیعیان خوجه بسیار سنّتی و کاملا هندی است. غذاهای تند و تیز سرخ‌ شده بـا سـس‌های متنوّع، همراه با شیرینی‌ها و شربت‌های گوناگون، که از مشخصه‌های هندوستان است، غذای معمول شیعیان خوجه تانزانیا است. مردان خوجه به لحاظ پوشش‌ هم‌ بسیار سنّتی عمل می‌کنند و گاهی در مـحل کـار و حتی منازل، لباس‌های ملّی-مذهبی خود را به تـن مـی‌کنند. رنگ‌آمیزی متنوّع لباس‌ها همراه با طلادوزی‌های گران‌ قیمت بسیار مورد توجه شیعیان خوجه شرق آفریقا، بخصوص تانزانیا‌ است. البته‌ دشداشه‌های عربی عمّانی هم، که به نوعی هویّت مذهبی آنان را بر مـی‌انگیزد، مورد تـوجه بزرگ‌ترهاست. زنان خـوجه‌ اصـولا مـانتوهای مشکی و تیره همراه با مقنعه‌های بلند به تن می‌کنند. البته چادرهای ملّی ایران نیز در میان جوان‌ترها‌ رواج‌ یافته‌ اسـت. (مطالعات ‌ ‌مـیدانی و مشاهدات عینی دار السلام،۱۳۸۹).

شیعیان خوجۀ تانزانیا علاقۀ فـراوانی بـه صحبت کردن به زبان گجراتی و اردو دارند و این زبان را‌ مهم‌ترین‌ شاخصۀ فرهنگی- ملّی خود می‌دانند. این زبان بسیار مورد توجه بزرگان و مسنترهاست و این علاقه در تمام سخنرانی‌ها و مراسم به وضوح دیده می‌شود و معتقدند: سینه به سینه بـاید بـه نسل‌های بعد‌ منتقل‌ شود. البته جوانان‌ و تحصیل‌کردگان جوان چندان علاقه‌ای‌ به‌ زبان‌ مادری خود ندارند و انگلیسی را بر گجراتی ترجیح می‌دهند.

دین‌مداری

یکی از مهم‌ترین و شاید اصلی‌ترین شاخصه‌های شیعیان خوجه اثناعشری تانزانیا و حتی سراسر‌ جهان‌ پای‌بندی‌ بـه دیـن و قوانین شـرعی است. آنان به فرایض‌ دینی‌ خودو دستورات ائمّۀ اطهار علیهم السّلام بسیار متعصّبانه عمل می‌کنند و حیات معنوی خـود را درگرو پای‌بندی به دین‌ می‌دانند‌ و این موضوع را از دوران کودکی به فرزندان خودمی‌آموزند. (نگارنده در دوران اقامت در‌ تانزانیا‌ بارها شاهد حضور کودکان خردسال در نماز جماعت و حتی شاهد انـجام نـمازهای غـفیله و نافله توسط‌ این‌ کودکان‌ خردسال بوده است و این نشان از علاقه وتأکید این اقلّیت مذهبی‌ بـه‌ دین‌ دارد).

اهتمام به علم

خوجه‌های اثناعشری سراسر دنیا و بخصوص، تانزانیا (به عنوان اولین هستۀ مرکزی تجمع ایشان در‌ دنیا) از‌ لحـاظ‌ سطح فرهنگی- علمی و نوع مـعیشت، از بـافرهنگ‌ترین شیعیان جهان به شمار می‌روند. علاقۀ شدید آنان به مطالعۀ‌ روزنامه‌ها، مجلات گوناگون‌ و کتاب و نیز تأکید زیاد والدین به آموزش‌های علمی کودکان از سنین ابتدایی‌ و هزنیه‌های‌ هنگفتی که برای تحصیل فرزندان خود در دانشگاه‌های معتبر اروپا و آمریکا صرف مـی‌کنند، همه بیانگر‌ این‌ موضوع است. مدارس آموزشی، که در تانزانیا وجود دارد، نمونۀ بارز علاقۀ ایشان به امر تحصیل فرزندان‌ است. آموزشکدۀ «المنتظر»، مجتمع‌های‌ ولیّ‌ عصر علیه السّلام و «خاتم الانبیاء صلّی اللّه علیه و اله» آروشا از بهترین مدارس کشور تانزانیا به‌ شمار‌ مـی‌آیند کـه از لحاظ علمی، جزو برترین‌های این کشورند. سیلابس‌های آموزشی، متون و محتوای علمی‌ و دینی‌ مدارس، وجود کتابخانه‌های شخصی و عمومی، کارگاه‌ها و اردوهای آموزشی به سراسر دنیا، دعوت از علما و بزرگان علمی و فرهنگی‌ برای‌ حضور در تانزانیا، برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، که از مهم‌ترین فعالیت‌های جـماعت دار السـلام‌ است، (این‌ موضوع تقریبا در طول‌ سال‌ ادامه دارد و همواره یکی‌ از‌ بزرگان دیـنی و عـلمی جـهان اسلام به دار السلام دعوت می‌شود) همه‌ بیانگر اهمیت آموزش و تعلیم و تربیت فرزندان در میان شیعیان خوجه اثناعشری دار السلام است.

عزاداری سنّتی

ماه محرّم‌ در شرق آفریقا، بخصوص تانزانیا و زنگبار توسط شیعیان خوجه اثناعشری و بومی منطقه با‌ جدّیت‌ خاصی دنبال می‌شود. این مراسم هـمه سـاله با‌ آغاز‌ سال هجری‌ قمری، در دار السلام به شکل کاملا شیعی‌ با‌ این برنامه‌ها برگزار می‌شود: مراسم زیارت عاشورا (صبح‌ها و عصرها) در تمام مساجد و حسینیه‌ها؛ مراسم خاص نوحه‌خوانی‌ و سینه‌زنی؛ برگزاری جلسات سخنرانی مذهبی؛ اطعام عزاداران‌ و به ویژه فقرا (موسوم‌ بـه «نیاز»)؛ تعطیلی‌ کـسب ‌و کار‌ در ایـام تاسوعا، عاشورا و اربعین حسینی؛ برپایی‌ نمایشگاه‌های‌ نـمادین از صـحنۀ کـربلا و تاریخ صدر اسلام؛ دعوت از مبلّغان مشهور و خطیبان‌ برجستۀ‌ عالم تشیّع برای سخنرانی؛ برپایی مراسم روضه‌خوانی

توسط زنان شیعی؛ سیاه‌پوش کردن‌ امـاکن‌ مـقدّس و منازل شخصی؛ برپایی دسته‌های عزاداری‌ در‌ خیابان‌های‌ اصلی شهر؛ ایجاد مکان‌هایی‌ مانند‌ تعزیه‌خانه، ماتم‌سرا و امام ‌بارگاه. (رنجبر شیرازی،۱۳۸۸)

شیعیان خوجه‌ اثناعشری‌ علاوه بر برنامه‌های معمول این ماه، طی چـند سـال اخـیر، تلاش گسترده‌ای برای علمی کردن فرهنگ‌ عاشورا‌ به کار گرفته‌اند. برگزاری همایش‌های عـلمی (یوم الحسین علیه‌ السّلام، خمینی‌ دی، غدیر تا‌ کربلا) و‌ دهها همایش‌ و سخنرانی دیگر، نیز دعوت‌ از بزرگان و علمای برجسته در این زمینه، همه نشان از علاقه و عشق وافـر ایـشان بـه‌ امام‌ حسین علیه السّلام و نوع نگاه‌ علمی‌شان‌ به‌ حادثۀ عظیم‌ عاشورا‌ دارد.

نتیجه

شیعیان خـوجه اثـناعشری‌ با‌ بهره‌مندی از امکانات مالی خوب، توانسته‌اند با تمام نقدهایی که متوجه آنان می‌شود، مدیریت سیاسی و فرهنگی تشیّع در‌ تانزانیا‌ را‌ در دسـت بـگیرند و بـا انسجام و حسّاسیت‌ مثال‌زدنی‌ خود، مذهب‌ خویش‌ را‌ در‌ سراسر کشور ترویج کنند. آنان با ظرفیت‌های بالای اقـتصادی و تـأسیس مـدارس و مراکز علمی مذهبی خاص و با تشکیلات اداری قوی و علاقۀ شدید، به گسترش آیین‌های مذهبی، مهم‌ترین عامل آشنایی مسلمانان‌ سـیاه‌پوست مـنطقه بـا فرهنگ اصیل تشیّع در تانزانیا به شمار می‌روند. البته خوجه‌های اثناعشری از نظر بینش سیاسی و مدیریت فـرهنگی، دارای ویـژگی‌هایی نیز هستند که موجب ضعف عملی و در نهایت، ایجاد شکاف‌هایی در‌ میان‌ سیاهان بومی گردیده‌اند. نوعی مـحدودیت در دایـرۀ تفکرات فـرهنگی- اجتماعی رهبران خوجه به چشم می‌خورد که آنان را صرفا در محدودۀ حفظ اصالت‌های نژادی، قومی و منافع تـجاری خـود نگه می‌دارد. بدین‌روی، چندان تلاشی برای گسترش‌ دامنۀ‌ وسیع جامعۀ تانزانیا به سوی رشد و تـعالی صـورت نمی‌دهند. به هـمین دلیل، بر اثر تقابل روشن‌فکری برخی از رهبران خوجه با متأخران سنّتی، شکاف‌هایی میان رهبران ایجاد‌ شده‌ که از یـک‌سو، موجب رکـود کار‌ فرهنگی، و از‌ دیگر سو، تقویت فعالیت‌های جداگانه در بخش‌های دیگر جامعه گردیده است کـه پرداختن بـه ایـن مسائل به موشکافی و تجزیه و تحلیل نیاز دارد. با این حال، تلاش شبانه‌روزی‌ این‌ شیعیان فعّال برای حفظ‌ و انـسجام فـرهنگ شـیعی با وجود مشکلات فراوان در جامعۀ تانزانیا، بسیار قابل تحسین است

 

 

منابع

 

۱٫ ابن بطوطه،سفرنامه،ترجمۀ دکتر محمّد علی مـوحد،تهران،بنگاه تـرجمه و نشر کتاب،۱۳۵۹٫

 

۲٫ ابن خلدون،عبد الرحمن،مقدمّمه،بیروت،دار الفکر،۱۹۸۱٫

 

۳٫ ادریسی،شریف،نزهت المشتاق فی اختراق الافاق،بور سعید،قاهره،مکتبه الثفافه‌ الدینیه،۱۹۷۰٫

 

۴٫ ابن‌ حوقل،ابو القاسم محمّد،صوره الارض،دار صـادر،افست لیدن،۱۹۳۸٫

 

۵ .اصطخری،ابو اسـحاق ابراهیم،مسالک و ممالک،ترجمۀ ایرج افشار،تهران،بنگاه ترجمه و نشرکتاب،۱۳۴۰٫

 

۶٫ فهمی،عبد العزیز عبد السلام،ایرانی‌ها و شرق آفریقا،تهران،بنیاد فرهنگ ایران،۱۳۵۶٫

 

۷٫ اداره کـل اطـلاع‌رسانی مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌ السّلام،(الف)،شیعیان‌ تانزانیا،قم،۱۳۸۰٫

 

۸٫ اداره کـل‌ اطـلاع‌رسانی مـجمع جهانی اهل بیت علیهم السّلام،(ب)،شیعیان زگبار،قم،۱۳۸۰٫

 

۹٫ بیرونی،ابوریحان،تحقیق ماللهند،حیدر آبـاد دکن،۱۹۵۱٫

 

۱۰٫ تقی‌زاده،محمود،گزارشی از آمـار جمعیتی شیعیان کشورهای جهان،قم،مؤسسۀ‌ شیعه‌شناسی،۱۳۸۹٫

 

۱۱٫ رامهرمزی،بزرگ بن شهریار،عجائب الهند،ترجمۀ محمّد ملک‌زاده،بنیاد فرهنگ ایران،۱۳۴۸٫۱۲٫خوارزمی،ابو جعفر مـحمّد بـن‌ موسی،صوره‌ الارض،لایپزیک،۱۹۶۲٫

 

۱۳٫ دفتر مطالعات سیاسی و بین المـللی وزارت امـور خارجه،دورۀ جـدید مـباحث کـشورها و سازمان‌هایبین المللی،کتاب سبز تانزانیا،تهران،۱۳۸۸٫

 

۱۴٫ دفتری،فرهاد،مختصری در ‌‌تاریخ‌ اسماعیلیه(سنّت‌های یـک جـماعت مسلمان)،ترجمۀفریدون بدره‌ای،تهران،نشر و پژوهش فرزان،۱۳۷۸٫

 

۱۵٫ زکی،عبد الرحمان،المسلمون فی العالم الیوم آفریقیه‌ الاسلامیه،قاهره،مکتبه‌ النهضه‌ المصریه،۱۹۵۸٫

 

۱۶٫ زکی،عبد الرحـمان،الاسلام و الحـضاره العربیه فی شرق آفریقا،قاهره،مجله المصریه للدراساتالتاریخیه،۱۹۶۷٫

 

۱۷٫ ساعی،محسن،آقاخانی مـحلاّتی و فرقۀ اسماعیلیه،رشت،روزنامه نسیم‌ شمال،۱۳۲۹٫

 

۱۸٫ الصحاری العـوتبی،سلمه بـن مسلم،اماره زنجبار و سلاطین عمّان،۱۹۷۷٫

 

۱۹٫ عرب احمدی،امیر بـهرام،تانزانیا سـرزمین همیشه سبز،تهران،الهدی،۱۳۸۴٫

 

۲۰٫ عرب احمدی،امیر بهرام،شیعیان تانزانیا؛دیروز و امروز،تهران،الهدی،۱۳۷۹٫

 

۲۱٫ عرب احمدی،امیر بهرام،شیعیان خوجه اثناعشری در گستردۀ جهان،(در دست چاپ).

 

۲۲٫ عرب احمدی،امیر بـهرام،رسالۀ دکـتری جایگاه ایرانیان در توسعۀ تمدن و فـرهنگ شـرق آفـریقا،تهران،دانشکده ادبیات و علوم انـسانی دانـشگاه شهید بهشتی،۱۳۸۵٫

 

۲۳٫ قزوینی،زکریّا بن محمّد بـن‌ مـحمود،آثار البلاد و اخبار العباد،بیروت،دار صادر،۱۹۶۰٫

 

۲۴٫ قلقشندی،ابو العبّاس احمد بن علی،صبح الاعشی فی صناعه الانشاء،قاهره،وزاره الثقافه والارشاد القوی،۱۹۶۰٫

 

۲۵٫ مسعودی،علی بـن حـسین،مروج الذهب و معادن الجواهر،تصحیح شارل پلا،لبنان،جامعه لبـنان،۱۹۶۵٫

 

۲۶٫ یاقوت حـموی،شهاب الدین ابـو عـبد اللّهـ،معجم‌ البلدان،قاهره،۱۹۰۶٫

 

۲۷٫ یعقوبی،احمد بن ابی یعقوب،البلدان،ترجمۀ مـحمّد ابراهیم آیتی،تهران،بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۶٫

 

۲۸٫ رنجبر شیرازی،مصطفی،راهبردهای منطقه‌ای روابط فرهنگی ایران و تانزانیا،دار السلام،۱۳۸۸٫

 

۲۹٫ کریم،حسین،متن نامۀ محرمانه بـه حـضرت آیه اللّه خامنه‌ای(رهبر معظّم انقلاب اسلامی)،ویپاز،دار السلام.

 

۳۰٫ گزارش‌های مـوجود‌ در‌ آرشـیو سـازمان بـلال مـسلم میشن،تمه‌که،دار السلام،تیر ۱۳۸۹٫

 

۳۱٫ .۲۰۱۰٫gro.ainaznaT.aiC.www//:ptth

 

۳۲٫ .۲۰۱۰٫gro.rabiznaZ.aiC.www//:ptth

 

۳۳٫ nI malsI acirfA,divaD,dnuL nretseW & zizA luodbA,ihdoL.Y .1996 hcraM.ainaznaT

 

۳۴٫ .ainaznaT fO noissiM milsuM laliB.2009 tropeR launnA

 

۳۵٫ .۲۰۱۰٫gro.noitaredef‌ dlrow.www//:pttH

 

۳۶٫مطالعات مـیدانی و مـشاهدات عینی زنگبار،تیر ۱۳۸۹٫

 

۳۷٫مطالعات میدانی و مشاهدات عینی دار السلام،تیر ۱۳۸۹٫

 

۳۸٫مطالعات میدانی و مشاهدات عینی آروشا،تیر ۱۳۸۹٫

 

۳۹٫مطالعات میدانی و مشاهدات عینی تمه‌که،تیر ۱۳۸۹٫

 

۴۰٫مطالعات میدانی و مـشاهدات‌ عـینی‌ مـجتمع المنتظر،تیر ۱۳۸۹٫

 

۴۱٫مطالعات میدانی و مشاهدات‌ عینی‌ مسجد شیعیان خـوجه اثـناعشری دار السـلام،تیر ۱۳۸۹٫

 

۴۲٫مطالعات مـیدانی و مـشاهدات عـینی سازمان بلال مسلم میشن تانزانیا،تیر ۱۳۸۹٫

 

۴۳٫مطالعات میدانی و مشاهدات عینی‌ سازمان‌ ویپاز‌ و بخش‌های وابسته،تیر ۱۳۸۹٫

 

۴۴٫مطالعات میدانی و مشاهدات عینی‌ کیباها،تیر‌ ۱۳۸۹٫

 

۴۵٫مصاحبه با حاج محمود کیمجی از تجّار و عضو قدیمی جماعت دار السلام،تیر ۱۳۸۹٫

 

۴۶٫مصاحبه با مـصطفی رنجبر شیرازی رایزن‌ فرهنگی‌ وقت‌ تانزانیا،دار السلام،تیر ۱۳۸۹٫

 

۴۷٫مصاحبه با مدیران سازمان العتره،دار السلام،تیر ۱۳۸۹٫

 

۴۸٫مصاحبه با‌ مدیران حسینی مدرسه،دار السلام،تیر ۱۳۸۹٫

 

۴۹٫مصاحبه با مدیران ویپاز و کالج المنتظر،دار السلام،تیر ۱۳۸۹٫

 

۵۰٫مصاحبه با مدرّسان مرکز کیباها،دار السلام،تیر‌ ۱۳۸۹٫

 

 

 

تاریخ مختصر پیدایش شیعیان خوجه اثنی عشری
 

فعالیت‍های سیاسی و اجتماعی شیعیان خوجه، طرح های حمایتی آنان به ویژه در هند و پاکستان، انجمن های علمی و اجتماعی شیعیان خوجه و فعالیت های آنان،

رویکردهای شیعیان خوجه ذر قبال اهل سنت، بناهای علمی و فرهنگی ایجاد شده آنان و فراز و نشیب های صورت گرفته در سازمان دهی آنان در سده اخیر از مباحث

دیگر این کتاب است.

شیعیان خوجه یکی از منظم ترین گروه های شیعه هستند زمانی اسماعیلی بودند و در اواخر قرن نوزدهم به مذهب تشیع امامی گرویدند.

این گروه از همان زمان به صورت گروهی زندگی کرده و زمانی که به افریقا و به خصوص تانزانیا رفتند تلاش کردند تا وحدت گروهی خود را در همه عرصه ها حفظ

کرده و علاوه بر حفظ هویت به لحاظ اقتصاادی نیز پیشرفت کرده ومراقب یکدیگر باشند.

امروزه شیعیان خوجه دارای تشکیلات بسیار وسیعی در افریقا، امریکا، کانادار و انگلیس هستند و در هر نقطه ای باشند به عنوان عضوی از تشکیلات خود را متعهد به

تعهدات جمعی می دانند.

در این نوشتار تاریخی به بحث درباره شکل‍گیری شیعیان خوجه در هندوستان پرداخته شده است که در ابتدا آمیخته ای از افکار صوفیان و هندوان داشتند و بعدها

گرایش به شیعه اثنی عشری پیدا کردند.

همچنین گسترش این گروه از شیعیان و عملکردهای آنان در ترویج برخی از افکار و اخلاق اسلامی در شبه قاره هند مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

 

کتاب شیعیان خوجه در آئینه تاریخ که شامل یک مقدمه و چهار فصل است سعی بر آن دارد تا علاوه بر شناساندن جامعه شیعه خوجه به مخاطب از آنها به عنوان

یک الگوی مذهبی موفق هم یاد کند:

 

فصل اول- تاریخ مختصر پیدایش شیعیان خوجه اثنی عشری

نگارنده، نخست تاریخ مختصری از پیدایش شیعیان خوجه اثنی عشری و تشکیلات داخلی این فرقه شیعه در هند ارائه کرده است. سپس ورود اسلام به آفریقا و به تبع

آن تشیّع بویژه تشیّع خوجه اثنی عشری به این قاره را مورد مطالعه تاریخی قرار داده است.

نویسنده، در ادامه تشکیل فدراسیون شیعیان خوجه اثنی عشری آفریقا و تشکیل فدراسیون جهانی شیعیان خوجه اثنی عشری و تاسیس مراکز پزشکی، مشاوره و

آموزش اسلامی این شیعیان در سراسر دنیا و طرح های آنان در حمایت از کودکان یتیم، زنان، سالمندان، تأسیس مدارس و پرداختن به مسایل دینی و مذهبی،

عزاداری در ماه محرم ، روابط آنان با سایر شیعیان به ویژه شیعیان ایران را توصیف کرده و فعالیت های دینی آنان در تبلیغ تشیّع در نقاط مختلف جهان را گزارش

نموده است.

 

فصل دوم- فهرست جماعات عضو فدراسیون جهانی شیعیان خوجه اثنی عشری

در فصل دوم از کتاب، نگارنده فهرستی از جماعات و فدراسیون های جهانی شیعیان خوجه اثنی عشری در نقاط مختلف دنیا مانند بیمئی، پاکستان، کراچی، حیدر

آباد، عدن، دبی، تانزانیا، دارالسلام، زنگبار، مومباسا، کنیا، اوگاندا، سومالی، زئیر، ماداگاسکار، جزیره موریس، بروندی، ری‍یونیون، آفریقای جنوبی، انگلستان، آمریکا، کانادا

و استرالیا ارائه و فعالیت های مختلف دینی و فرهنگی آنان در کشورهای نامبرده را گزارش نموده است.

 

فصل سوم- فهرست شخصیت‌های برجسته شیعیان خوجه اثنی‌عشری

در فصل سوم از کتاب، فهرستی از شخصیت های بر جسته شیعیان خوجه اثنی عشری و تاثیرگذاری آنان در محافل علمی و فرهنگی در کشورهای مختلف ارائه کرده

است و طرح های شیعیان خوجه اثنی عشری را برای معرفی تشیّع به دنیا برشمرده است.

نویسنده بر این باور است که شیعیان خوجه اثنی عشری اقلیتی نیرومند بودند که در اشاعه فرهنگ تشیّع و مذهب اهل بیت نقش پر رنگی داشتند و سرلوحه برنامه

های خود را معرفی اهل بیت، مبارزه با فقر، حمایت از محرومان و تأمین و گسترش رفاه برای شیعیان جهان و جوامع انسانی قرار داده اند.

 

فصل چهارم- طرح استراتژیک فدراسیون جهانی شیعیان خوجه اثنی عشری

فعالیت‍های سیاسی و اجتماعی شیعیان خوجه، طرح های حمایتی آنان به ویژه در هند و پاکستان، انجمن های علمی و اجتماعی شیعیان خوجه و فعالیت های آنان،

رویکردهای شیعیان خوجه ذر قبال اهل سنت، بناهای علمی و فرهنگی ایجاد شده آنان و فراز و نشیب های صورت گرفته در سازمان دهی آنان در سده اخیر از مباحث

دیگر این کتاب است.

 

شیعیان خوجه در آیینه تاریخ نگاشته زهرا روغنی از سوی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شده است و با شماره ثبت ۵۰۶۰۳۷۷ در کتابخانه

شماره یک مجلس شورای اسلامی موجود است.

شیعیان خوجه هند، تاریخچه
 

شغل اصلی بیشتر خوجه ها تجارت و اغلب آنان در کشورهای محل اقامت خود به فعالیت های اقتصادی می پردازند و در بیشتر کشورهای محل سکونت خود به دلیل نفوذ اقتصادی، از جایگاه و موقعیت بالایی برخوردارند و دولت ها نیز همواره از منافع آنان دفاع می کنند

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حوزه، شیعیان خوجه اثنا عشری، اقلیتی نیرومند هستند که در اشاعه فرهنگ تشیع و مذهب اهل بیت(ع) نقش پررنگی دارند و سرلوحه برنامه های خود را معرفی اهل بیت(ع)، مبارزه با فقر، حمایت از محرومان و تأمین و گسترش رفاه برای شیعیان جهان و جوامع انسانی قرار داده اند. رهبران خوجه برای تعلیم و آموزش عقیدتی و ایمانی و شکوفا ساختن استعداد و خلاقیت های اعضا، برنامه ریزی های گسترده ای انجام داده اند و از بذل هرگونه امکانات مالی و فرهنگی در این راه دریغ نمی ورزند. اتحاد و همدلی و همکاری رهبران و باور و ایمان آنان از یک طرف و حمایت و همراهی اعضای سازمان های شیعیان خوجه از طرف دیگر موجب تکامل و موفقیت این گروه قلیل در دوره زمانی کوتاه تر از ۱۵۰ سال است. به طوری که در حال حاضر میزان نفوذ این گروه از شیعیان در بین قشر جوان بیشتر از جمعیت اعضا می باشد و در بین سایر شیعیان جهان نیز از احترام خاصی برخوردارند. مهاجرت های گسترده شیعیان اثنا عشری خوجه به نقاط مختلف جهان در گسترش تفکر شیعی در جهان مؤثر بوده و تلاش های آنان در این زمینه ستودنی است. رونق تجارت و اقتصاد شیعیان خوجه علت اصلی فعالیت های مذهبی و تبلیغی آنان در کشورهای مختلف می باشد.

تاریخچه پیدایش

«خوجه ها» مسلمانان شیعه اثناعشری هستند که خاستگاه آنها مناطق شهر سند و ایالت گجرات هند است. کلمه «خوجه» از واژه خواجه فارسی به معنای فرد محترم و متشخص گرفته شده است. با مهاجرت آقاخان اول در نیمه اول قرن نوزدهم از ایران به هند، فرقه اسماعیلیه نزاری رونق یافت اما به تدریج میان نزاری ها اختلاف پیش آمده و گروهی از خوجه ها امامی شدند. بنا به تقاضای عده ای از خوجه ها از مرجعی به نام شیخ زین العابدین مازندرانی در نجف، یک روحانی(ملاقادر حسین) به هند عزیمت و مدرسه ای برای تدریس اصول اسلامی و عقاید تشیع تأسیس نمود. جذب جوانان خوجه به این مرکز موجب اختلاف بیشتر آنان با اکثریت که پیروان آقاخان بودند شد تا جایی که فشار روز افزون به آنها موجب گشت که حدود سال ۱۹۰۰م و پس از بیست سال مناقشه، این جماعت زادگاه خود را ترک گفته و با مشقت فراوان راهی شرق آفریقا شوند. خوجه ها با تلاش و پشتکار توانستند به تدریج وضعیت معیشتی خود را بهبود بخشیده و فعالیت های مذهبی خود را در کنار کار و تحصیل سامان بخشند. استقلال و تجزیه هند در سال ۱۹۴۷م موجب شد شماری از خوجه ها به پاکستان مهاجرت نمایند.

جامعه شیعیان خوجه

شیعیان خوجه اثناعشری اقلیت کوچک و در عین حال منسجمی به شمار می روند که با وجود جمعیت اندک یکصد و بیست و پنج هزار نفری، از نظم و انضباط قابل ملاحظه ای برخوردارند. این اقلیت کوچک در حال حاضر در پنج قاره جهان حضور دارند و در هر کشوری دارای جماعات مستقلی می باشند. آنان با عشق و علاقه خاصی به تحکیم ساختار دینی جامعه خود پرداخته و سعی کرده اند اعضای جماعت خود را به اصول و تعالیم دین اسلام و مذهب اهل بیت(ع) رهنمون سازند. این امر موجب شده که امروزه خوجه ها در کلیه کشورهای محل اقامت به جایگاه مناسبی دست یافته و با ایجاد جوامعی سالم و منزه از آلودگی های اخلاقی، موجبات تحسین میزبانان خود را فراهم آورند.

در حال حاضر شمار کثیری از جمعیت ۱۲۵۰۰۰ نفری شیعیان خوجه در هند و پاکستان و جمعیتی در شرق آفریقا و تعدادی خانوار در ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس سکونت دارند. آنان طی چند دهه گذشته موفق به ایجاد تعادل مناسبی بین سنت ها و آداب و رسوم بر جای مانده از اجداد و پیشینیان ملی و نژادی خود از یک سوی و مقررات و تعالیم دین اسلام شده اند؛ از این رو هر چند سعی کرده اند از طریق ارتباطات درون گروهی، هویت فرهنگی و ویژگی های قومی خود را به عنوان مردمانی هندی الاصل حفظ کنند ولی همواره بر مذهب خود و عضوی از جامعه نسبتا بزرگ شیعیان جهان تاکید نموده و بر شیعه بودن خود افتخار می کنند. لذا هرگاه بین سنت ها و شرایع دینی خود اختلافی از نظر عدم تطابق برخی آداب و رسوم هندی با اصول اسلامی مشاهده کرده اند برای همیشه از آن سنت های بومی و نژادی خود دست کشیده اند.

یکی از موضوع های بسیار مهم در روابط اجتماعی خوجه ها، چگونگی تعامل با نسل جوان است. این شیعیان به شمار فرزندان اهمیت می دهند و به طور معمول هر خانواده چند فرزند پسر و دختر دارد. از این روی، شمار نوجوانان در این جامعه کوچک بیش از دیگر طبقاتِ سِنی است. این جمعیت جوان هم اکنون به طور طبیعی نظراتی ویژه دارند که رفته رفته اختلاف ها و مشکلاتی را میان آنان و رهبران جماعات گوناگون که اغلب سالخورده یا میان سال اند پدید آورده است. زنان نیز در جماعات خوجه اثنا عشری یکی از ارکان جامعه به شمار می آیند و نقش تربیت فرزندان و رسیدگی به وضعیت خانواده خویش را بر دوش دارند؛ با این حال به دلیل دیدگاه مردسالارانه حاکم بر جامعه خوجه ها، آنان نقشی همپای مردان ندارند و تا اندازه ای فرودست در نظر گرفته می شوند. این مسئله نیز بیشتر به اندیشه سنتی و بومی مردان جامعه باز می گردد.

خوجه ها از نظر مذهبی بسیار پایبند نمازهای جماعت یومیه، برگزاری مراسم اعیاد و همچنین مراسم عاشورای حسینی هستند. آنان در گذشته مقلد آیت الله سید ابوالقاسم خویی، سپس مقلد آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی و در حال حاضر مقلد آیت الله سید علی سیستانی هستند. آنان به عنوان جامعه ای متدین و با تقوا از یک سو به دستورات مراجع تقلید خود عمیقا گردن می نهند و از سوی دیگر تحت نظارت رهبران سیاسی خود به ویژه رهبر فدراسیون جهانی قرار دارند. نظم و انسجام داخلی، روحیه نوع دوستی و کمک به سایر مسلمانان به ویژه پیروان مذاهب تشیع، توجه به مسائل آموزشی و اخلاقی و احترام بیش از حد به مراجع تقلید از ویژگی های این اقلیت کوچک مذهبی به شمار می رود. در عین حال روحیه انزواطلبانه و تا حدودی بسته و افکار خشک و تا حدودی قشری رهبران کهن سال آنها از نقاط ضعف خوجه ها است.

فدراسیون جهانی شیعیان خوجه

خوجه ها، تشکیلاتی ترین گروه شیعه هستند و این روش خود را از سابقه تاریخی خویش، در آیین اسماعیلی به ارث برده اند. این احساس سبب شده تشکل های فراوانی در سراسر جهان ایجاد کرده و در سایه آن به فعالیت های خدماتی، اجتماعی، آموزشی و فرهنگی بپردازند. برخی از این تشکل ها عبارتند از: گروه هلال طلایی، مؤسسه فائز حسینی، باشگاه جعفری، مؤسسه خیریه خدمات شیعه در دارالسلام، انجمن اثناعشری، گروه دانش آموزان پیش آهنگ و جامعه زینبیه.

سازمان بلال مسلم میشن

سازمان بلال مسلم میشن (Bilal Muslim Mission) که توسط مرحوم سید سعید اختر رضوی و شماری دیگر از رهبران شیعه در تانزانیا در سال ۱۹۶۷م بنیانگذاری شد، خدمات تبلیغی مذهب اهل البیت(ع) را بر عهده دارد و زیر نظر فدراسیون شورای عالی و حمایت دارالسلام دارای چندین مدرسه به سبک حوزه علمیه است. خدمات این سازمان اختصاص به دانش پژوهان شیعه سیاه پوست دارد و ارائه کمک های مالی هنگام بلاهای طبیعی، ساختن خانه سالمندان و. .. از دیگر خدمات این سازمان است. هزینه های این مرکز از سوی اعضا و شیعیان تأمین می شود.

همه فعالیت های شیعیان خوجه زیر نظر فدراسیون جهانی جماعات شیعه خوجه اثناعشری است که هر سه سال یک بار کنفرانسی تشکیل می دهد و تصمیمات جهانی این فدراسیون در آن گرفته می شود. تصمیمات این کنفرانس برای تمام فدراسیون های منطقه لازم الاجرا است. سیاست های کلی در رابطه با انتخاب مرجع تقلید، پرداخت خمس و زکات و… از مسئولیت های این سازمان است. این جمعیت همچنین از ورود به مسائل سیاسی و موضع گیری در قبال رخدادهای سیاسی، حتی اگر تبعات مذهبی داشته باشد، خودداری می کند. این سازمان در سال ۱۹۷۶م در لندن تشکیل شد و دارای ۲۴ عضو و ۴ فدراسیون منطقه ای (آفریقا، آمریکای شمالی، آسیا و استرالیا) می باشد.

شخصیت های برجسته خوجه

یکی از معروف ترین عالمان دوره اخیر شیعیان خوجه، مرحوم سید سعید اختر رضوی (م ۳۰ خرداد ۱۳۸۱ش) است که بانی اصلی تشیع در کشور تانزانیا است. وی در سن ۷۶ سالگی درگذشت و در قبرستان شیعیان در دارالسلام به خاک سپرده شد. وی حدود چهل سال در تانزانیا زندگی کرد و چندین جلد از تفسیر المیزان علامه طباطبایی را به انگلیسی ترجمه کرد. مرحوم رضوی آثار گران بهای دیگری نیز دارد؛ چنان که کتابی در تاریخ تشیع در آفریقا نوشته است. ایشان مکرر به ایران سفر کرده بود. فرزند وی نیز از روحانیون شیعه است.

شیخ مسلم بانجی دودوما از دیگر مبلغان شیعه در این ناحیه است که مدرسه امیرالمؤمنین(ع) را افتتاح کرد. سید محمد مهدی شوشتری نیز از مبلغان شیعی زنگبار است. شیخ عبدالله ناصر نیز از عالمان شناخته شده شرق آفریقاست. شیخ مسیح شعبان از دیگر رهبران زبده در این کشور است. مرحوم ملااصغر برای سال ها رئیس فدراسیون خوجه ها در لندن بود و خود از چهره های فرهیخته و دانشمند آنها به شمار می آمد.

جماعات خوجه اثناعشری در جهان

شغل اصلی بیشتر خوجه ها تجارت و اغلب آنان در کشورهای محل اقامت خود به فعالیت های اقتصادی می پردازند و در بیشتر کشورهای محل سکونت خود به دلیل نفوذ اقتصادی، از جایگاه و موقعیت بالایی برخوردارند و دولت ها نیز همواره از منافع آنان دفاع می کنند؛ از این رو تجارت و بازرگانی ستون اصلی جامعه خوجه ها را تشکیل می دهد. خانواده های خوجه از کودکی فرزندانشان را برای ادامه فعالیت های تجاری آماده می سازند.

خوجه های مقیم اروپا و آمریکای شمالی با مردم این کشورها رابطه خوبی دارند و به دلیل وارد نشدن به موضوع های حساسیت برانگیز سیاسی، با میزبانان خود به مشکلی برنمی خورند؛ ولی رفتار ارباب مآبانه آنان در شرق و جنوب شرق آفریقا که اغلب بر کسب منافع اقتصادی و تحکیم موقعیت مالی و رفاهی مبتنی است، هیچ گاه بومیان این کشورها را راضی نکرده است.

دیدگاه خوجه ها به جمهوری اسلامی ایران از اشتراکات دینی و مذهبی آنان با مردم ایران فراتر است. آنان به کشور ما عشق ورزیده و با توجه به اینکه ایران تنها کشوری است که اکثریت جمعیت آن را پیروان مذهب اهل بیت(ع) تشکیل می دهند، احساس قرابت خاصی با ایرانیان داشته و در کنار هند که زادگاه خود یا والدینشان به شمار می رود، به ایران به منزله مرکز ثقل شیعیان جهان علاقه ای ویژه دارند و این کشور را وطن دوم خود می نامند. خوجه ها هر چند به دلیل ویژگی محافظه کارانه ذاتی شان، آشکارا از جمهوری اسلامی ایران هواداری نمی کنند ولی جایگاه کنونی ایران به منزله کشوری مستقل و قدرتمند با بیش از سه دهه ایستادگی در برابر زورگویی های قدرت های جهانی موجب شده که آنها احترامی ویژه برای کشور ما قائل بوده و آن را الگوی خود بدانند.

شیعیان خوجه اثناعشری طی صد سال گذشته، در سایه همت والا و پشتکار و نظم و انسجام گروهی به اقلیتی هدفمند تبدیل شده اند. آنان افزون بر تقویت هر چه بیشتر بنیه و توان اقتصادی خویش، توجهی ویژه به اشاعه فرهنگ شیعه داشته و تبلیغ مکتب اهل بیت(ع) را در رأس برنامه های خویش قرار داده اند. آنان با اتحاد و همدلی به جامعه ای مذهبی که از بسیاری جنبه ها می تواند برای دیگر مسلمانان، به ویژه شیعیان الگو باشد، تبدیل شده اند. این امر که از سه عامل نظم و انسجام داخلی، بنیه و توان اقتصادی و اتحاد و سازماندهی ایشان نشأت گرفته است، موجب شده که در چند دهه اخیر به پیشرفت هایی چشمگیر دست یابند و به منزله یکی از اقلیت های شاخص دینی در جهان اسلام جلوه گر شوند.

شیعیان فرانسه
 

از جهت پراکندگی جغرافیایی شیعیان، آنان تابع پراکندگی مسلمانان و مهاجران هستند. در پاریس با توجه به حضور غالب مهاجران، شیعیان حضور بیشتری داشته و اکثر مراکز آنان در این شهر و حومه آن قرار دارد. البته در شهرهای دیگر نیز به صورت کمرنگ تری حضور دارند.

 فرانسه کشوری در غرب اروپا که مسلمانان از قرون اولیه و به دنبال حضورشان در اندلس، در فرانسه نیز حضور دارند. شیعیان نیز در این کشور حضور فعالی دارند و بنابر برخی آمار، جمعیتی بیش از ۳۵۰.۰۰۰ نفر شیعه در این کشور فعال است. شیعیان لبنان، ایران، عراق، پاکستان و همچنین فرانسوی الاصل از مهم‌ترین گروه‌های شیعی این کشور هستند.

 

مسلمانان در فرانسه

اولین حضور اسلام و مسلمانان در کشور فرانسه به قرن هشتم میلادی باز می‌گردد. در آن روزگار مسلمانان تا مرکز پواتیه پیشروی کردند، اما حضور مسلمانان در اروپا و اطراف آن، بیشتر از همه در اسپانیا و مغرب بزرگ (الجزایر، مراکش،تونس) بوده است. با توجه به حضور فاطمیان در مغرب، گرایش‌ها به مکتب اهل بیت(ع) در آن منطقه قوی بوده و همیشه تمایلات شیعی کم و بیش وجود داشته است.

اکثر مهاجران مسلمان فرانسه نیز از مغرب بزرگ هستند. در سده اخیر موج بزرگی از مهاجرت مغربی‌ها پس از جنگ جهانی اول و دوم صورت پذیرفته است. اسلام مغربی با توجه به گرایش‌های تصوف و عرفان و مکتب اهل بیت(ع)، در خود زمینه‌های تشیع را در بر داشته است.

مسجد بزرگ پاریس در سال ۱۹۲۶ میلادی به افتخار مسلمانانی که در جنگ جهانی اول جانِ‌شان را از دست دادند، ساخته شد و در این مسجد همیشه مجالس ذکر تصوف و محبین اهل بیت(ع) برقرار بوده است.

شیعیان

شیعیان کنونی فرانسه، به ترتیب تعداد جمعیت، متشکل از سه گروه هستند:

  1. مهاجران شیعه: مهاجرت ایرانیان پس از انقلاب اسلامی ایران، مهاجران لبنانی در زمان جنگ‌های داخلی لبنان، مهاجران عراقی در دوران دیکتاتوری صدام و جنگ‌های عراق، مهاجران افغانستانی.
  2. مغربی‌هایی که با توجه به زمینه‌های محبت به خاندان پیامبر، به برکت انقلاب اسلامی ایران رسما شیعه شدند.
  3. فرانسویانی که مسلمان شده و سپس شیعه شدند و یا از همان آغاز، همزمان با گرویدن به اسلام، مذهب شیعه را پذیرفته‌اند.

با توجه به اینکه به استناد لاییک بودن جمهوری فرانسه، در آمارگیری‌ها و سرشماری‌های رسمی هرگونه پرسش در زمینه اعتقادات افراد ممنوع می‌باشد، آمار دقیقی از مسلمانان فرانسه، وجود ندارد. تعداد مسلمانان از سه میلیون تا هفت میلیون ذکر شده است. آمار شیعیان نیز، مثل آمار مسلمانان غالبا بر مبنای ملیت‌های اصلی و کشورهای مبدأ آنان محاسبه می‌شود. البته از سوی برخی مراکز آماری از شیعیان ارائه شده است.

گروه‌های شیعه در فرانسه غالبا به نام شهر و منطقه‌ای که مرکز اجتماعات و مراسم آنان هست، نامیده می‌شوند و گاهی این جمعیت‌ها به نام ملیت و کشور مبدأشان مشهور می‌شوند.

از جهت پراکندگی جغرافیایی شیعیان، آنان تابع پراکندگی مسلمانان و مهاجران هستند. در پاریس با توجه به حضور غالب مهاجران، شیعیان حضور بیشتری داشته و اکثر مراکز آنان در این شهر و حومه آن قرار دارد. البته در شهرهای دیگر نیز به صورت کمرنگ تری حضور دارند.

مراکز عمده تجمع شیعیان

لبنانی‌ها (الغدیر)

حضور لبنانی‌ها در فرانسه از قدمت تاریخی برخوردار است و عمدتا به دلیل فرانکوفون (فرانسه زبان) بودن لبنانی ها، آنان ارتباط قوی و تنگاتنگی با فرانسه داشته‌اند. لبنان پایگاه عمده فرانسه در منطقه خاورمیانه و پل ارتباطی آنان با جهان تشیع بوده است، گرچه آنان بیشتر با مارونی‌ها در ارتباط بوده‌اند. موج مهاجرت لبنانی‌ها در دهه‌های اخیر، پس از جنگ‌های داخلی لبنان بوده است.

اولین اجتماعات شیعیان لبنانی در پاریس، با اجاره کردن سالن کلیسایی در پورت شوازی (porte de choisy) انجام شد که مراسم دعای کمیل و مناسبت‌های مذهبی در آنجا برگزار می‌گردید. در ابتدا، این جماعت توسسط برادر علامه فضل الله و سپس خواهرزاده وی (سیدصدرالدین فضل الله) هدایت شد.

در سالیان اخیر این جماعت، محلی را در حومه شرقی پاریس (Montreuil) خریداری کرده و مراسم مذهبی را در آنجا برگزار می‌کنند. در کنار سالن بزرگ اجتماعات، کلاس‌هایی نیز جهت آموزش قرآن و زبان عربی و اسلام دایر است. این گروه، تقریبا رسمی‌ترین و باسابقه‌ترین تشکل شیعیان در فرانسه می‌باشند که سابقه فعالیت آنان به بیش از دو دهه می‌رسد.

پاکستانی‌ها (مسجد شاه نجف)

شیعیان پاکستان ساختمانی در حومه شمالی پاریس (La Courneuve) به نام مسجد شاه نجف دارند. مراسم آنان به زبان اردو برگزار می‌شود. رهبری آنان به صورت شورایی هدایت و اعضای شورا توسط هیئت امنا انتخاب می‌شوند. آنان روحانی ثابتی ندارند و در ایام محرم و رمضان از روحانی اردو زبانی از پاکستان و یا از میان روحانیون اردو زبان ساکن در اروپا دعوت به عمل می‌آورند. در سایر ایام، مراسم مذهبی برگزار شده و کلاس قرآن جهت نوجوانان دایر است. در سالیان اخیر با توجه به موج مهاجرت افغان‌ها، این مسجد میزبان شیعیان افغانستانی نیز می‌باشد.

خوجه‌ها (امامباره محمدی)

خوجه که مشهور به گجراتی هستند، اصالتا از منطقه گجرات می‌باشند که در قرون گذشته به آفریقا مهاجرت کردند. اینان تاجرانی حرفه‌ای و جدی در امر تجارت می‌باشند. در ابتدا از شیعیان اسماعیلیه بوده‌اند و سپس امامی شده‌اند. برخی از مهاجران آنان به کشورهای مستعمره سابق فرانسه، در دهه‌های اخیر به فرانسه آمده‌اند و برخی از آنان به هنگام استقالال این مستعمرات، با توجه به داشتن تابعیت فرانسه، فرانسه را جهت اقامت برگزیدند و برخی نیز در ایام بازنشستگی از فعالیت‌های تجاری، راهی فرانسه می‌شوند. البته عمده آنان به انگلیس می‌روند و مرکز اصلی آنان در انگلیس است. اینان گروهی کاملا تشکیلاتی با محوریت مرکزی هستند که به صورت تشکیلاتی از دستورالعمل‌های رهبری مرکزیت تبعیت می‌کنند. امام جمعه آنان، روحانی همزبانی از آنان است که با قراردادی قانونی برای مدتی محدود تحت استخدام مرکز در می‌آید و مجری دستورات مدیران مرکز است.

باتوجه به وضع مالی این تجار، مرکز زیبا و مدرنی در محله (Bagneux) در حومه جنوبی پاریس ساخته‌اند و مراسم مذهبی در این مرکز برقرار می‌شود. و کلاس‌های آموزشی نیز در طبقات آن دایر است. البته این مرکز، تقریبا نیمه خصوصی می‌باشد و مدیران تمایلی به استقبال از سایر ملیت‌ها در این مرکز ندارند.

ماداگاسکاری‌ها (محفل زینب)

این مرکز در حومه شمالی پاریس (La Courneuve) و در نزدیکی مسجد شاه نجف، می‌باشد. این گروه از خوجه‌ها همانند خوجه‌های امامباره محمدی هستند. بسیاری از آنان از اقشار متوسط محسوب می‌شوند. البته این مرکز فعالیت بیشتری داشته و از جذب دیگران نیز استقبال می‌کنند و درب مرکز به روی دیگران نیز باز است. امام آنان (شیخ معز) در سالیان اخیر فرد ثابتی است که با توجه به آشنایی با زبان جوانان، دیگران را نیز جذب این مرکز می‌کند. علاوه بر کلاس‌های آموزشی، دعای کمیل و نماز جمعه نیز برگزار می‌شود.

عراقی‌ها (مؤسسه امام خویی)

این مرکز در حومه شرقی پاریس (Les Lilas) توسط بنیاد امام خویی خریداری شده است. این بنیاد بعدا به نام مؤسسه امام خویی تغییر نام داد. این مرکز تحت نظر مرکز امام خویی در لندن اداره می‌شود و محل تجمع عراقی‌ها می‌باشد. مدیریت آن از همان ابتدا با دکتر ابوعلی بوده است. این مرکز نیز سایر مسلمانان را جذب می‌کند و حتی برای فرزندان اهل تسنن کلاس اموزشی قرآن برقرار می‌کند.

ایرانی‌ها (مکان متعلق به سفارت)

در میان شیعیان مقیم فرانسه، ایرانیان بزرگترین گروه شیعه را تشکیل می‌دهند. اما هیچگاه تشکل ثابتی نداشته و حتی فاقد ساختمان و سالن مراسم می‌باشند. برخی از ایرانیان مقیم، گاهی با اجاره سالنی، مراسم مذهبی خودجوشی برگزار می‌کنند. اما این مراسم کاملا مقطعی و شخصی می‌باشد. زیرا شیعیان ایرانی به عنوان یک گروه با هویت شیعی فاقد یک تشکیلات می‌باشند.

تا چند سال گذشته هیچ محل خاصی برای مراسم ایرانیان نبود و مراسم مذهبی دعای کمیل و اعیاد و وفیات در محل ساختمان سفارت ایران برگزار می‌شد. اما چند سال قبل ساختمانی جهت فعالیت‌های رسمی اداری جمهوری اسلامی خریداری شد که به دلایلی مورد استفاده قرار نگرفت و از آن پس، سالن‌های این ساختمان، محل برگزاری مراسم مذهبی گردید.

جوانان نسل جدید (سارترویل)

گروهی از جوانان حومه پاریس مغربی الاصل که غالبا از نسل دوم و سوم مهاجرین هستند و فرانسوی محسوب می‌شوند، همراه با برخی از جوانان فرانسوی الاصل به برکت انقلاب اسلامی ایران در دو ده اخیر به شیعه گرویدند. در ابتدا به دلیل نداشتن محل اجتماعات ثابت، در آپارتمان‌های خویش برای برگزاری مراسم مذهبی اجتماع می‌کردند. به دلیل وجود این آپارتمان‌ها در منطقه سارترویل (Sartrouville) در حومه شمال غربی پاریس، این جوانان غالبا به نام این محله شناخته می‌شوند.

در سال‌های اخیر سالنی در حومه پاریس اجاره کرده‌اند و مراسم را آنجا برگزار می‌کنند. اینان گرایش قوی به انقلاب اسلامی ایران داشته و دلیل عمده گرایش شیعی آنان، آشنایی با تشیع از طریق انقلاب اسلامی ایران می‌باشد.

مسجد ژیور

در سال‌های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به همت یک فرد شیعه مغربی، گروهی از جوانان مغربی الاصل در منطقه جنوب لیون که غالبا از نسل دوم مهاجرین بودند، به انقلاب اسلامی ایران و شیعه گرایش پیدا کردند.

آنان مسجدی را که در شهر ژیور (Givors) متعلق به پدرانشان (از اهل تسنن) بود، تعمیر و آباد کردند. پس از شیعه شدن، نمایشی عملی از وجدت شیعه و سنی را در این مسجد پیاده کردند.

شب‌های ماه رمضان پدران سنی، نماز تراویح می‌خوانند و پسران شیعه، مراسم احیاء برگزار کرده و قرآن بر سر می‌گیرند. امروز جماعت آنان گسترده شده و فرزندانشان نیز به آنان پیوسته‌اند. دلیل عمده گرایش شیعی گروه اول (جوانان عصر انقلاب اسلامی ایران) آشنایی آنان با تشیع از طریق انقلاب ایران بوده است. ولی گرایش فرزندان آنان به دلیل آموزش و انتقال از نسل قبل می‌باشد. این مرکز اولین مسجد شیعیان در فرانسه می‌باشد.

جوانان حومه لیون (وینیسیو)

اینان نیز شبیه جوانان سارت ویل و جوانان مسجد ژیور، جوانانی مغربی الاصل همراه با برخی از جوانان فرانسوی الاصل می‌باشند که همان راه را طی کرده‌اند. ولی گروه آنان محدودتر بوده و به دلیل نداشتن محل اجتماعات ثابت، در آپارتمان‌های خویش مراسم مذهبی را برگزار می‌کنند. محل برگزاری مراسم آنان در حومه شهر لیون در وینیسیو (Venissieux) می‌باشد. لذا این گروه به نام همین شهر مشهور شده‌اند.

مرکز فاطمه الزهرا (دانکرک)

در سال‌های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در شمال فرانسه، چند خانواده اصالتا مغربی به انقلاب اسلامی ایران و شیعه گرایش پیدا کردند. البته تا چند سال گذشته این افراد، مرکز و تشکلی نداشتند. سپس فردی را از نسل جوان جهت آموختن شیعه به لبنان فرستادند و وی پس از چند سال تحصیل به آنجا بازگشت و امام آنان شد. البته رهبری آنان توسط مردان نسل قبل است که در عصر انقلاب اسلامی ایران به حامیان و هواداران تشیع پیوستند.

در سال‌های اخیر، اینان در شمال فرانسه و در دانکرک (Dunkerque) در شهرک گراند سنت (Grande-Synthe)، ساختمانی برای این مرکز تهیه کردند و مراسم مذهبی و نمازجمعه برگزار می‌کنند. ویژگی عمده آنان، این است که تلاش می‌کنند تا با ابزارهای مدرن و امروزی تشیع را تبلیغ کنند.

فدراسیون شیعیان فرانسه

فدراسیون شیعیان فرانسه (Federation chiite de France) در ابتدای سال ۲۰۰۷ میلادی در همین مرکز شکل گرفت و به ثبت رسید. هرچند این فدراسیون تلاش می‌کند تا در برابر نهادهای رسمی اسلام سنی، سخنگوی اسلام شیعی شود، ولی هنوز نوپا بوده، و با توجه به فعال شدن آن در سال‌های اخیر، و کم سابقه‌تر بودن آن نسبت به سایر مراکز شیعی، در میان شیعیان و نهادهای شیعی ریشه ندوانیده است. این فدراسیون هرچند در محل این مرکز قرار دارد و مؤسسان و سخنگویان آن، از این مرکز هستند، ولی عملا توسط بخشی از مدیران قدیمی‌تر مرکز الغدیر پاریس هدایت می‌شود.

شیعیان سایر شهرها

از جهت پراکندگی حضور شیعیان در فرانسه، می‌توان اظهار داشت که در بسیاری از شهرهای فرانسه گروه‌های شیعه حضور دارند. این شیعیان اکثر قریب به اتفاق از مهاجران کشورهای اسلامی هستند؛ هرچند بسیاری از آنان با هویت شیعی شناخته نمی‌شوند.

در برخی از شهرها مثل مونپولیه، تولوز، کلرمون فران، لیون و… در سالیان اخیر انجمنی تشکیل داده‌اند، ولی فاقد مرکز و مسجد و ساختمان می‌باشند. در برخی از مناطق (مثل منطقه آردن) گروه‌هایی از شیعیان فرانسوی الاصل وجود دارند که به صورت یک گروه خانوادگی و عقیدتی، اجتماعاتی دارند.