امام خمینی (ره) :باید هسته های مقاومت را در تمامی جهان بوجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد.

حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند، معاون فرهنگستان علوم اسلامی قم در خصوص «ظرفیتهای فرهنگی و تمدنی اربعین» گفت: اربعین، نمایش اتحاد و پرچم تمدن اسلامی است.
حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند، معاون فرهنگستان علوم اسلامی قم
اربعین، نمایش اتحاد و پرچم تمدن اسلامی است.
حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند، معاون فرهنگستان علوم اسلامی قم در خصوص «ظرفیتهای فرهنگی و تمدنی اربعین» گفت: اربعین، نمایش اتحاد و پرچم تمدن اسلامی است.

پیروزمند در ادامه سخنانش افزود: سیدالشهدا(ع) برای ما الگوی مبارزه، زمان شناسی، آزادگی، اصلاح، دفاع از مستضعفین و پیوند بین افراد مختلف است. در اربعین حسینی این الگو بودن جلوه متمایز پیدا کرده و به صورت الگوی جمعی نمایان شده است. در بحث الگوی پیشرفت این موضوع واضح است که الگوی اسلامی پیشرفت نیاز روزانه است.
این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: صحبت کردن درباره الگوی پیشرفت بیانگر دو چیز است: یکی ترسیم جامعه ایده آل و دیگری سازوکار حرکت به جلو و به راستی واقعه اربعین در هر دو معنا الگوست یعنی هم پیشرفت فردی را در نظر دارد و هم پیشرفت اجتماعی.
پیروزمند در ادامه به تشریح این موضوع که کنگره اربعین چه الگویی پیشرفتی مقابل ما قرار داده است پرداخت و توضیح داد: اگر بخواهیم از زاویه سیاسی نگاه کنیم اربعین الگوی قدرت است و تولید قدرت در اربعین به نحو اعلی اتفاق می افتد. وحدت و انسجام نتیجه الگوی پیشرفت در اربعین است.
معاون فرهنگستان علوم اسلامی قم اضافه کرد: از زاویه فرهنگی، اربعین نماد جمع گرایی در مقابل فردگرایی است. علاوه بر این در اربعین دیگر خواهی در مقابل خود خواهی اتفاق می افتد؛ یعنی اینکه همه دوست دارند برای دیگری کاری بکنند و هرکسی دلش می خواهد به بقیه خیر برسانند. ضمناً در کنگره عظیم اربعین تفاهم وجود دارد به این معنا که در آنجا کسی با کسی دعوا ندارد چون تفاهم حداکثری است و همه همدیگر را قبول دارند. به عبارت دیگر تفاهم بر محور ارزشهای حسینی است.
وی با اشاره به الگوی پیشرفت اقتصاد در کنگره اربعین افزود: در اربعین یک گردش چند میلیاردی توسط بخش خصوصی اتفاق می افتد یعنی همان حضور حداقلی دولت و حداکثری مردم را در آنجا شاهدیم. دلیلش هم مشخص است. چون فرهنگ عاشورایی در آن مدتی که کنگره عظیم برقرار است حاکم است. در حالی که در مواقع دیگری غیر از اربعین ما شاهد چنین الگوی اقتصادی نیستیم.
پیروزمند در پایان سخنانش گفت: باید تلاش کنیم الگوهای اربعین در زندگی ما تسری پیدا کند. اگر الگوی پیشرفت ما براساس کنگره اربعین شکل بگیرد قطعا وضعیت بهتری خواهیم داشت.

 

اربعین و بازخوانی انتظار فرج/برجسته‌سازی جبهه حق وظیفه منتظران

 گرچه شور و حرارت بدون وجود عقلانیت ثمره چندانی ندارد لکن اگر شور و حرارت با عقلانیت پیوند بخورد، نیروی قوی ای را برای پیشبرد جبهه حق فراهم خواهد ساخت که نظیر آن پیدا نخواهد شد.

 حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی، رئیس مرکز پژوهش‌های علوم انسانی اسلامی صدرا، در جمع اعضای ارشد اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان سراسر کشور در کربلای معلی سخنرانی کرد.

متن این سخنرانی به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، الصلاه والسلام على رسول الله و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین. وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ ( سوره أنبیاء أیه ۱۰۵ )
سلام عرض می‌کنم خدمت برادران گرامی، و خداوند منان را شاکرم که امسال نیز توفیق حضور در پیاده روی عظیم و حماسی اربعین حسینی علیه السلام را به همه ما عنایت کرد. موضوع بحث بنده در جمع شما عزیزان،”اربعین و بازخوانی نظریه انتظار فرج”است. این بحث، از گذشته همواره جزء بحث های کلیدی و اثرگذار به شمار می رفته و خیلی از اندیشمندان در این عرصه اظهارنظر کرده اند. علت اهمیت فوق العاده این بحث، این است که با ترسیم خطی روشن، تکلیف شیعیان را در دوران پر فراز و نشیب غیبت کبری مشخص می کند. برای شروع، اجمالا به دوازده نکته مهم از باب مدخل اشاره می کنم.


وعده قطعی الهی

نکته اول اینکه، قیام جهانی منجی عالم بشریت و شکل گیری حکومت جهانی صالحین یک وعده قطعی از جانب خداوند است. برای نمونه، قرآن مجید، هم در آیه ۱۰۵ سوره انبیاء که در ابتدای سخن قرائت کردم، و در آن صراحتا زمین را میراث صالحین خوانده است، و هم در سوره قصص آیه ۵ که می فرماید : وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ، به این وعده قطعی- که از آن به منت خداوند بر مستضعفین عالم تعبیر کرده است-، اشاره می کند؛ یا حدیثی است از امام زمان (عج) که می فرمایند : أَبَى اللّهُ عَزَوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا یعنی اراده حتمی خداوند بر این قرار گرفته است که -دیر یا زود – پایان حق، پیروزی، و پایان باطل، نابودی باشد. ( بحارالأنوار، ج ۲۵، ص ۱۸۱ )


عصر غیبت و آزمونی عظیم

نکته دوم اینکه، غیبت کبری، گرچه یک محرومیت است لکن یک میدان عظیم برای ابتلائات عظیم و به تبع آن، رشد انسان است. در واقع، ما در غیبت ظاهری امام معصوم (ع) دچار یک محرومیت بزرگ و غیرقابل وصف هستیم اما در کنار این محرومیت، شاهد لطف بزرگی از جانب خداوند متعال نیز هستیم چراکه پروردگار عالم در این دوران، زمینه را برای شکل گیری عالی ترین و سخت ترین ابتلائات فراهم کرده است. در حقیقت، انسان در مواجهه پیروزمندانه با این ابتلائات است که به رشد و کمال می رسد و هر چه این ابتلائات بزرگ تر، سخت تر و پیچیده تر باشد، به تبع آن، فرصت رشد و تعالی نیز بیشتر است. توجه داشته باشید که در دوران غیبت، شیطان با همه ظرفیت خود به صحنه می آید و متقابلا، عمده استعدادهای الهی انسان در نبرد با شیطان و جبهه باطل بروز و ظهور پیدا می کند و این واقعه، مسیر منحصربفردی را برای ظهور انسان های بزرگ ایجاد می کند.


امام دوازدهم؛ وارث انبیا و اولیاء

نکته سوم اینکه، منجی عالم بشریت (ع)، امام دوازدهم و از فرزندان بزرگوار امام حسین (ع) یعنی فرزند ام ام حسن عسکری (ع) است. امام حسین (ع) در یک بیان صریح می فرمایند : «منا اثنا عشر مهدیا، اولهم امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب، و آخرهم التاسع من ولدی، و هوالقائم بالحق، یحیی الله به الارض بعد موتها، و یظهر به دین الحق علی الدین کله، ولو کره المشرکون.( موسوعه کلمات الامام الحسین، صص ۶۶۶- ۶۵۵، ح ۷۰۳) یعنی : در میان ما اهل بیت دوازده مهدی وجود دارد که اولین آنها امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و آخرین آنها نهمین فرزند من است، و اوست قیام کننده به حق، خداوند به وسیله او زمین را پس از آنکه مرده است زنده می کند و دین حق را به دست او بر همه ادیان غلبه می دهد، اگر چه مشرکان نپسندند. البته در این روایت نکات ظریف فراوانی هست که می توان به آن پرداخت از جمله اینکه حضرت بر مهدی بودن همه ائمه اطهار (ع) تاکید دارند هرچند بین نقش سایر ائمه (ع) و امام دوازدهم (ع) مرز روشنی را نیز مشخص می کنند. به بیان دیگر، مهدویت بالمعنی الاعم درباره همه ائمه هدی (ع) صدق می کند ولیکن مهدویت بالمعنی الأخص مربوط به حجت ابن الحسن العسکری (ع) می باشد که البته ایشان در مهدویت، وارث همه انبیاء و همه ائمه طاهرین (ع) هستند و ماموریت آنها را به اذن الهی به نهایت می رسانند.
منجی عالم بشریت (ع)، امام دوازدهم و از فرزندان بزرگوار امام حسین (ع) یعنی فرزند ام ام حسن عسکری (ع) است. امام حسین (ع) در یک بیان صریح می فرمایند : «منا اثنا عشر مهدیا، اولهم امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب، و آخرهم التاسع من ولدی، و هوالقائم بالحق، یحیی الله به الارض بعد موتها، و یظهر به دین الحق علی الدین کله، ولو کره المشرکون.

مهدی (ع)؛ امام حی
 
نکته چهارم اینکه، امام هم اکنون حی و حاضر است. یعنی حیات جسمانی دارد و در میان مردم دنیا به صورت عادی و ناشناس زندگی می کند. البته در این زمینه بین ما و اهل سنت اختلاف نظر هست لکن شیعه باور به حیات جسمانی امام زمان از سال ۲۲۵ هجری قمری تا زمان ظهور را قطعی و ضروری می داند؛ و اما درباره حیات عادی امام (ع) در میان مردم، محمد بن عثمان عمری”، یکی از نائبان چهارگانه ی امام زمان(عج)می گوید: “به خدا سوگند: صاحب الزمان در موسم حج، همه ساله حضور می یابد و مردم را می بیند و می شناسد؛ مردم [هم] او را می بینند، اما نمی شناسند. (بحار الانوار، ج۵۳، ص۱۵۲). توجه بفرمایید که موضوع زندگی عادی امام (ع) در میان مردم، بدون آنکه کسی ایشان را بشناسد نیز از حکمت های الهی است. در واقع، امام در بین مردم است و مسائل آنها را جزء به جزء اطلاع دارد و عنداللزوم از کمک به آنها در گرفتاری های بزرگ نیز دریغ ندارد. امام مهدی(ع) می فرمایند : إِنَّا غَیْرُ مُهمِلِینَ لِمُرَاعَاتِکُم وَ لَا نَاسِینَ لِذِکْرِکُم وَ لَو لَا ذَلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللَّأوَاءُ وَ اصطَلَمَکُمُ الْأَعدَاءُ. یعنی ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم، که اگر جز این بود گرفتاری به شما روی می آورد و دشمنان، شما را ریشه کن می کردند. (بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۷۴). با این وصف، این تصور که امام (ع) با اهل بیت خود و اصحاب خاصه، در یک منطقه دور افتاده و ناشناسی از زمین زندگی می کنند و امثال این حرف ها، نه با روایات قطعی السند، و نه با منطق امامت سازگاری ندارد؛ بنابراین امام زمان (ع) در بین مردم است و مسائل آنها را از نزدیک لمس و دنبال می کند.


غیبت کبری و مدعیان کذاب

نکته پنجم اینکه، با آغاز غیبت کبری و بسته شدن پرونده نواب خاص، مدعی ارتباط رسمی با امام (ع) و انتقال دستورات اجتماعی از امام به مؤمنین، کذاب است. همچنین اعلام کننده زمان ظهور نیز کذاب است. یعنی وقت قطعی ظهور، یک سر الهی است که هیچکس از آن با خبر نیست. در احتجاج طبرسی،جلد ۲ صفحه ۴۷۵ از امام عصر ارواحنا فداه نقل شده که فرمودند : وَ سَیَأْتِی إِلَى شِیعَتِی مَنْ یَدَّعِی الْمُشَاهَدَهَ أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَهَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَهِ فَهُوَ کَذَّابٌ مُفْتَر و لا حول و لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ العلیّ العظیم. یعنی : و به زودى کسانى نزد شیعیان من آیند و ادّعاى مشاهده کنند، بدانید هر که پیش از خروج سفیانى و صیحه آسمانى ادّعاى رۆیت و مشاهده کند دروغگوى مفترى است. بنابراین، اینکه بعضی اخیرا مجددا گفته اند ظهور صغری با ظهور کبری متفاوت است و امروز دوران ظهور صغری است، و مدعی ارتباط با امام زمان (ع) و دریافت دستوراتی از ایشان شده اند و غیره، هیچ مبنای دینی ای ندارد و غالبا با انگیزه های شیطانی و فریب مؤمنین مطرح می شود. البته ما در این سخن به هیچ وجه منکر اصل امکان ارتباط با امام زمان (ع) در خواب یا بیداری نیستیم و گزارش صدها تشرف از سوی بزرگان، گویای امکان این ارتباط است، لکن اولا، این ارتباطات مخفی است و بنای بر علنی شدن آن در زمان حیات افراد نیست؛ ثانیا، ارتباط، یک امر شخصی است و به دلیل عدم برخورداری از حجیت، از آن احکام و تکالیفی استخراج نمی شود مگر حجیت آن از طریقی ثابت شود. به بیان دیگر، کسی نمی تواند ارتباط خود با امام (ع) و کسب رهنمود از ایشان را مسیر تولید احکام و تکالیف الهی معرفی نماید. از طرف دیگر، ظهور نشانه هایی دارد که فلسفه این نشانه ها، ایجاد آمادگی و تشخیص ظهور و قیام حضرت (ع) از سایر قیام ها و اتفاقات است، لکن این نشانه ها هیچیک امکان تعیین قطعی وقت ظهور را به کسی نمی دهد. البته در اینجا مرز بین درک نشانه ها، آن هم برای ایجاد آمادگی و همچنین توقیت، خیلی باریک و تیز است. از طرفی، نشانه گذاری و این همه تکرار و تاکید روی آن، یک فلسفه ای دارد که نمی توان آن را منکر شد، از طرف دیگر، توقیت ممنوع است. اینجاست که نقش آفرینی علماء روشن بین و شجاع می تواند راهگشا باشد تا ضمن جلوگیری از رفتارهای منحرف و فریبکارانه، از فرصت ایجاد آمادگی نیز استفاده شود.


امام زمان؛ چشم خدا

نکته ششم اینکه، امام زمان (ع)، نه تنها حی و حاضر است، بلکه عین الله است. عین الله در یک معنا، یعنی امام (ع)، ناظر بر کل عالم و به تبع آن، ناظر بر تک تک افعال بندگان خداست. قرآن مجید در سوره توبه آیه ۱۰۵ می فرماید : وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلی‏ عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَهِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. یعنی ای پیامبر بگو، هر چه می خواهید عمل کنید، سپس خدا عمل شما را خواهد دید و همچنین پیامبرش و مؤمنان نیز می بینند، و بزودی بسوی دانای غیب و آشکار باز گردانده می شوید و آنگاه او شما را به آنچه کرده اید، خبر می دهد. از این آیه شریفه، نه تنها استنباط می شود که جانشین بر حق پیامبر (ص) یعنی ائمه هدی (ع) ناظر اعمال بندگان خدا هستند، بلکه مؤمنان واقعی که عالی ترین مصداق آن یعنی ولی و حجت خدا بر روی زمین، ناظر و مشرف بر اعمال و رفتار مردم هستند. امام مهدی (ع) می فرمایند : إنّا نُحیطُ عِلْماً بِأنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَیْىءٌ مِنْ أخْبارِکُمْ. یعنی ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه و آشنائیم و چیزى از شما نزد ما پنهان نیست. (بحارالأنوار: ج ۵۳، ص ۱۷۵)اینکه در روایات داریم که هفته ای دو مرتبه پرونده همه ما بر امام زمان (ع) عرضه می شود، و این پرونده ها موجبات خوشحالی یا ناراحتی امام (ع) را فراهم می کند، ناظر بر همین قاعده کلی است.


مهدی (ع)؛ مجرای فیض الهی

نکته هفتم اینکه، امام زمان(ع)، مجرا و مسیر فیض الهی در این عالم است. در حقیقت، روشن است که هیچکس جز انسان کامل ظرفیت دریافت مستقیم فیض الهی را ندارد و فیوضات الهی- چه مادی و چه معنوی- از طریق انسان کامل و البته بر حسب تقدیر الهی به عالم منتقل می شود. در زیارت جامعه کبیره خطاب به ائمه هدی (ع) عرض می کنیم : ﺍَﻟﺴَّلاَمُ ﻋَﻠَﻲ ﻣَﺤَﺎﻝِّ ﻣَﻌﺮِﻓَﺔِ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﻭَ ﻣَﺴَﺎﻛِﻦِ ﺑَﺮَﻛَﺔِ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﻭَ ﻣَﻌَﺎﺩِﻥِ ﺣِﻜﻤَﺔِ ﺍﻟﻠَّﻪِ … . یا عرض می کنیم : ﻭَ ﺑِﻜُﻢ ﻳَﺨﺘِﻢُ (ﺍَﻟﻠَّﻪُ) ﻭَ ﺑِﻜُﻢ ﻳُﻨَﺰِّﻝُ ﺍﻟﻐَﻴﺚَ ﻭَ ﺑِﻜُﻢ ﻳُﻤﺴِﻚُ ﺍﻟﺴَّﻤَﺎءَ ﺃَﻥ ﺗَﻘَﻊَ ﻋَﻠَﻲ ﺍلأَْﺭﺽِ ﺇلاَّ ﺑِﺈِﺫﻧِﻪِ ﻭَ ﺑِﻜُﻢ ﻳُﻨَﻔِّﺲُ ﺍﻟﻬَﻢَّ ﻭَ ﻳَﻜﺸِﻒُ ﺍﻟﻀُّﺮَّ و … . خب، طبیعی است این موضوع درباره امام حی و حاضر و منجی عالم بشریت، به طریق اولی موضوعیت دارد کما اینکه خود امام مهدی (ع) در روایتی فرموده اند : قُلُوبُنا اَوْعِیَهٌ لِمَشیَّهِ اللهِ، فَإذا شاءَ شِئْنا. یعنی قلوب ما ظرف هائى است براى مشیّت و اراده الهى، پس هرگاه او بخواهد ما نیز مى خواهیم. (بحارالأنوار: ح ۲، ص ۹۰، ح ۱۳) یا در جای دیگر در ارتباط با نحوه اثرگذاری خودشان در دوران غیبت می فرمایند : وَ أَمَّا وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِی فِی غَیْبَتِی فَکَالِاِنْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَیَّبَهَا عَنِ الْأَبْصَارِ السَّحَابُ وَ إِنِّی لَأَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ. یعنی چگونگی بهره مندی از وجود من در دوران غیبتم، همچون بهره ای است که از خورشید می برند هنگامی که ابر آن را از دیدگان نهان میکند. بعد در ادامه می فرمایند : من مایه امان اهل زمینم، همانطور که ستارگان مایه امان اهل آسمانند(بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۸۰).


اهداف منجی

نکته هشتم اینکه، هدف عمده از قیام جهانی مهدی موعود، اولا، احیاء و جهانی کردن اسلام ناب محمدی(ص) و ثانیا، برچیدن بساط ظلم و فساد، و غلبه و حاکمیت صالحان بر روی زمین است که البته هدف دوم وابسته به تحقق هدف اول است و از خودش استقلالی ندارد چراکه اگر اسلام ناب، احیاء و سپس جهانی شد، به تبع آن، مسیر برای برچیده شدن بساط ظلم و فساد در جهان، شکل گیری حکومت مستضعفین و صالحین و در نهایت، حیات حقیقی انسانها فراهم می شود. قرآن مجید در سوره انفال آیه ۲۴ می فرماید : یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ. یعنی ای کسانیکه ایمان آورده اید،خدا و رسولش را زمانیکه شما را به سوی آنچه زنده تان می سازد دعوت می کنند، اجابت کنید. پس دقت بفرمایید که اگر اسلام ناب برقرار شد، به طور طبیعی اهداف دیگر که جزء وعده های قطعی الهی است، یکی پس از دیگری محقق می شود.


خط امام مهدی (ع) و خون‌خواهی خون خدا

نکته نهم این است که خط امام مهدی(ع)، همان خط امام حسین (ع) است و کار ایشان، در حقیقت به کمال رساندن کار امام حسین (ع) است. در واقع، همانطور که امام حسین فرمودند : إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّهِ جَدّى، أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْکَرِ وَأَسیرَ بِسیرَهِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبیطالِب»; یعنى: من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و یا براى فساد و ستمگرى قیام نکردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم؛ می خواهم امر به معروف و نهى از منکر کنم و به سیره و روش جدّم و پدرم على بن ابیطالب عمل کنم. متقابلا، فرزند بزرگوارشان نیز به دنبال اصلاح و احیای اسلام ناب محمدی (ص) و علوی (ع)که به تعبیر معصوم (ع) به پوستینی وارونه تبدیل شده، و همچنین بهره مند سازی جامعه جهانی از ثمرات امربه معروف و نهی از منکر می باشد. پس خط مهدوی همان خط حسینی (ع) است. در اینجا لازم می دانم مطلبی را در پرانتز عرض کنم و آن اینکه، وقتی از ناحیه معصوم (ع) توصیه شده تا به مناسبت عزای عظمی حسینی (ع) به همدیگر بگوییم اَعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بمُصابنا بالحُسَین(ع) وَ جَعَلَنا وَ اِیاکُم مِنَ الطالبینَ بثاره مع وَلیهِ الاِمام المَهدی مِن آلِ مُحَمَدٍ علیهمُ السَلامُ، یک پیام بسیار مهم در این عبارت نهفته است و آن، بحث خون خواهی امام حسین (ع)، توسط فرزند بزرگوارشان مهدی موعود ارواحنا فداه است. خب، این خون خواهی به چه معناست، قاتلان ملعون امام که صدها سال است به درک واصل شده اند و این دنیا هم که در دوران ظهور امام (ع)، هنوز صحنه قیامت کبری نیست که موعد مجازات حقیقی و نهایی آنها فرا رسیده باشد؛ پس معنای خون خواهی چیست؟ قبل از هر چیز، باید بدانیم که حسین علیه السلام خون خداست؛ ثارالله است. بنابراین خون خواهی امام حسین (ع) به عنوان حجت و ولی خدا، یک انتقام گیری شخصی نیست که فرزندی نسبت به پدر آن را انجام می دهد؛ بلکه یک ماموریت عظیم الهی است که توسط امام زمان (ع) باید انجام شود. با این وصف، خون خواهی، انتقام از همه کسانی است که به زعم خود، جلوی حرکت الهی انبیاء و در رأس همه، حرکت پیامبر گرامی اسلام (ص) و جانشینان بر حق ایشان را گرفتند و جهان را پر از ظلم و فساد کردند. خود امام حسین (ع) در این زمینه می فرمایند : یَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَیَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ. یعنی خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون می آورد، آنگاه او از ستمگران انتقام می گیرد. ( اثباه الهدی، ج ۷، ص ۱۳۸). بنابراین، معنای خون خواهی این است که امام زمان (ع)، با قیامشان، به اذن و اراده الهی، انتقام خداوند و در طول آن، انتقام مظلومان جهان را در این دنیا از شجره خبیثه ظلم و ستم خواهد گرفت و ریشه این درخت پلید و خون آشام را خشک خواهد کرد. یک شاخه بزرگ این درخت، تفاله های اصحاب ثقیفه و بنی امیه ها و بنی مروان ها و بنی عباس ها و غیره هستند که هنوز دست از مقابله با دین خدا و کشتار اصحاب حق بر نداشته اند، و شاخه های دیگر آن شجره خبیثه، تفاله های سایر ستمگران جهان و در رأس آنها صهیونیست های کثیف هستند که همواره بخش مهمی از مظالم و مفاسد عالم توسط آنها و عمال آنها طراحی و عملیاتی می شود. ضمنا بدانید که این خون خواهی، لزوما به منزله مجازات فیزیکی نیست؛ خیر، خون خواهی جنبه فکری و فرهنگی نیز دارد که اتفاقا به مراتب از جنبه مجازات فیزیکی والاتر و مؤثر تر است. یعنی امام زمان(ع) با قیامشان، کاری خواهند کرد که طومار تفکرات باطل و فاسد برای همیشه پیچیده خواهد شد. البته دقت کنید که این خون خواهی، چه به معنای مجازات فیزیکی ستمگران، و چه به معنای غلبه فکری و فرهنگی، بنا به سنت الهی، تدریجی و مرحله به مرحله انجام می گیرد و آخرین فصل آن -که زدن ریشه شجره خبیثه است- به دست امام زمان ارواحنا فداه رقم خواهد خورد. در واقع، اینگونه نیست که در دوران غیبت، موضوع مبارزه با ظلم و خون خواهی از جنایتکاران عالم، تعطیل شود و همه منتظر بمانند تا خوان خواهی صرفا توسط مهدی موعود ارواحنا فداه انجام شود.


انقلاب درونی، روش مهدی موعود (ع)

نکته دهم اینکه، روش اصلی امام زمان(ع) در برچیدن بساط ظلم و فساد، روش انقلاب درونی است. همان لیثیروا لهم دفائن العقول است. به تعبیر امیرالمؤمنین علی (ع)، پیامبران و اولیای الهی آمده اند تا با ایجاد یک انقلاب عظیم درونی، و بیرون کشیدن دفینه های عقلی از عمق جان ها، انسانها را به خودشان بیاورند و بیدار کنند. این بیداری چنان نیرویی در وجود انسانها خلق می کند که هیچ قدرت مادی تاب مقاومت در برابر آن را ندارد. اینکه در دوران ظهور، مردم عالم از ادیان مختلف، فوج فوج گرد امام (ع) جمع می شوند، به خاطر همین انقلابی است که امام در درون انسانها بوجود می آورد و همین انقلاب، فضای گفتمانی مسلطی را در عالم پدید خواهد آورد که در این فضا به طور طبیعی امور مردم در چرخه شریعت حقه الهی تعریف و دائما بسط و عمق پیدا می کند. ما صحنه کوچکی از این انقلاب درونی را در حرکت امام خمینی (ره) در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب و دوران دفاع مقدس تجربه کردیم.


فراهم‌سازی مقدمات ظهور، وظیفه منتظران

نکته یازدهم این است که در عصر غیبت، باید مقدمات ظهور امام زمان (ع) را فراهم کرد. در واقع، سر اینکه از انتظار فرج در تعالیم اسلامی، به أفضل الأعمال تعبیر شده است این است که بواسطه آن، مقدمات ظهور مهیا می‌گردد. این تفکر غلطی است که عده ای انتظار فرج را تنها به ایجاد امید تفسیر کرده اند. بله، در بطن انتظار فرج امیدبخشی نیز هست و این امید در جای خود حقیقتاً راهگشاست اما چگونه می شود که یک امیدواری صرف و خالی از تحرک و مجاهدت، أفضل الأعمال معرفی شود؟ مؤمنین در اوج ضعف و فلاکت بنشینند و تماشاگر انواع مظالم و مفاسد باشند، بدون اینکه حرکتی از آنها دیده شود، آنوقت به صرف داشتن یک امید غیر مؤثر، اجر برترین أعمال برای آنها منظور شود؟! این با منطق اسلام سازگار نیست. خود امام مهدی ارواحنا فداه می فرمایند : فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَیَتَجَنَّبُ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهَتِنا وَسَخَطِنا. یعنی هر یک از شما باید کارى کند که وى را به محبت و دوستى ما نزدیک سازد، و از آن چه خوشایند ما نیست و باعث کراهت و خشم ماست دورى گزیند. (بحارالأنوار، ج۵۳، ص۱۷۶، ح۷). خب، آیا با گوشه‌نشینی و پرهیز از قیام می توان این توقع روشن امام (ع) را در سطح جامعه مسلمین محقق ساخت؟ آیا با تعطیل شدن امر به معروف و نهی از منکر، با متوقف شدن جهاد و با بی اعتنایی به فقرزدایی که از اصول اسلام هستند، موجبات خشم امام فراهم نخواهد شد؟ و آیا اصولا با سکون و تماشاگری، مقدمات ظهور مهیا خواهد شد؟ لذا ما آن انتظار فرجی را حقیقی می دانیم که به تعبیر استاد شهید مطهری، در آن حرکت و سازندگی وجود داشته باشد نه انفعال، سکون و بی خیالی. از طرف دیگر، تفکر نادرست دیگری نیز وجود دارد که تصور می کند ظهور و قیام مهدی موعود (عج)، تماما با اعجاز و کرامات الهی و نیروهای فوق مادی و فوق بشری اتفاق می افتد. این خود یکی از دلایل شکل گیری برخی باورهای غلط در خصوص انتظار فرج است. خیر، هرچند حضور نیروی فوق مادی و فوق بشری به اذن و مدد خداوند در قیام حضرت (ع) امری غیرقابل انکار است ولیکن این دنیا تا دنیاست و قواعد دنیا در آن پابرجاست، تکیه اصلی هر نوع حرکت الهی در عالم بر روی سعی و تلاش و مجاهدت مؤمنین است و نصرت الهی هم مشروط به همین مجاهدت های خالصانه است. یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت أَقدامَکُم. ( سوره محمد آیه ۷).


پیاده‌روی اربعین، لبیک به امام زمان(ع)

نکته دوازدهم اینکه، شکل گیری وضع اضطرار به همراه اشتیاق حقیقی به ظهور و همراهی با امام، شرط ظهور است. این موضوع، می تواند به طرق گوناگون بروز و ظهور پیدا کند و به نظر می رسد پیاده روی عظیم اربعین در این عرصه، از دو منظر می تواند مهم باشد : یکی نشان دهنده سطحی از اضطرار است، و دیگری لبیک به امام ارواحنا فداه. اینکه ملاحظه می کنید این جمعیت کثیر با این شور و حرارت، با چشمان اشک بار و البته با نوعی از سراسیمگی به سمت کربلا حرکت می کنند، یعنی اینکه شرایط برای آنها به شدت سخت شده است. البته فهم آستانه تحمل مسلمانان و کل مردم جهان در دایره علم و توان ما نیست لکن امروز با نشانه هایی روبرو هستیم که در بطن آن، وضع اضطرار و طلب حقیقی ظهور تا حد زیادی هویداست. از طرف دیگر، شعار اصلی این جماعت در پیاده روی اربعین، لبیک یا حسین (ع) است که ترجمه آن، همان لبیک یا مهدی(ع) است. در حقیقت، این جوانان که خطرات و سختی های سفر را به جان خود خریده اند، یک حرف اساسی دارند و آن این است که یا صاحب الزمان! همانطور که در حفظ انقلاب اسلامی و حفظ خط مقاومت علیه نظام سلطه، و همانطور که در دفاع از حرم اهل بیت (ع) و حفظ کیان تشیع امتحان خود را به خوبی پس دادیم، امروز در یاری شما نیز تا پای جان ایستاده ایم و به نظر من، مهم ترین رمز پیاده روی اربعین، طرح همین حرف اساسی است.همانطور که اشاره شد، انتظار فرج یکی از مهم ترین و راهگشا ترین باورهای اسلامی است که در دوران غیبت، تکلیف مؤمنان را در مواجهه با جامعه و مسائل آن مشخص می کند. خب، بحث ما از اینجا به بعد، حول مؤلفه های انتظار فرج است. از نظر ما، مؤلفه های انتظار فرج، مولود باور به ضرورت فراهم سازی مقدمات ظهور است که در عرایض قبلی به آن اشاره کردیم. بنابراین، باید سئوال کنیم که چه نوع انتظار فرجی مهیا کننده مقدمات ظهور امام زمان ارواحنا فداه می باشد. من در پاسخ به این پرسش مهم، مایلم به هفت مؤلفه اصلی انتظار فرج اشاره کنم که جمع اینها با هم، می تواند انشاالله نقشی منحصربفرد در فراهم سازی مقدمات ظهور ایفا کند:


تقویت باورهای اسلامی

تلاش دائم برای تقویت بنیه اعتقادی اعضاء جامعه اسلامی، یکی از مهم ترین مؤلفه های انتظار فرج به شمار می رود. برای این امر، شکل گیری مثلث “تقوا”، “علم و خردورزی” و “ایمان”، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. در واقع، تقوا بستر وجود آدمی را برای رشد معارف الهی آماده می کند، طبیعی است که در زمین شوره زار گیاه مفیدی رشد نمی کند. در گام بعد، علم به واقعیت ها و حقایق عالم و خردورزی و تعقل درباره آن ضرورت دارد، و در نهایت، پیوند این علم و تعقل با قلب انسان -که نام این پیوند را ایمان می‌گذاریم – باور را در جان انسان مستقر می سازد. باید توجه داشت که در این پیوند نیز تقوا نقش منحصربفردی را بازی می کند. به بیان دیگر، ایمان در قلوب آلوده خلق نمی شود و تنها راه دفع این آلودگی ها، تقواست. در عصر غیبت، مهم ترین وظیفه ما کوشش هدفمند و برنامه ریزی شده برای تقویت باورهای اسلامی است و این امر، از طریق ارتقاء نیروی تقوا و همچنین بالابردن بنیه فکری و عقلی حاصل می شود.
تلاش دائم برای تقویت بنیه اعتقادی اعضاء جامعه اسلامی، یکی از مهم ترین مؤلفه های انتظار فرج به شمار می رود. برای این امر، شکل گیری مثلث “تقوا”، “علم و خردورزی” و “ایمان”، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. در واقع، تقوا بستر وجود آدمی را برای رشد معارف الهی آماده می کند، طبیعی است که در زمین شوره زار گیاه مفیدی رشد نمی کند.


بارورسازی شجره طیبه اخلاق

اخلاق یک امر فطری است و از درون انسانها می جوشد. کارکرد دین درباره اخلاق، به جوشش در آوردن اخلاق و جاری کردن آن در زندگی فردی و اجتماعی است. هنر منتظران واقعی در دوران غیبت، همین است که بتوانند اخلاق اسلامی را در جامعه اسلامی رونق دهند و موانع را از پیش روی تحقق آن بردارند. گرچه این امر محتاج انواع برنامه ریزی ها و کوشش های هدفمند و سیستماتیک است لکن باید توجه داشت، هیچ امری در بسط و اشاعه اخلاق، به اندازه عمل اخلاقی نخبگان و رهبران جامعه اسلامی مؤثر نیست چنانکه از امام صادق (ع) منقول است که فرمودند کُونُوا دُعَاهَ النَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ. در نقطه مقابل، هیچ عامل مخربی در جامعه اسلامی، بدتر و شدیدتر از آلوده شدن نخبگان جامعه و اطرافیان آنها به آلودگی های اخلاقی نیست.


حفظ شریعت اسلامی

میثاق همه مؤمنان حقیقی در دوران غیبت، و الفبای انتظار، عمل به مر شریعت الهی است. امام مهدی (ع) در یک اتمام حجت می فرمایند : إِجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إِلَیْنا بِالْمَوَدَّهِ عَلَى السُّنَّهِ الْواضِحَهِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَکُمْ، وَاللّهُ شاهِدٌ عَلَیَّ وَعَلَیْکُمْ؛ هدف و قصد خویش را نسبت به محبّت و دوستى ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت ـ بر مبناى عمل به سنّت و اجراى احکام الهى قرار دهید؛ پس همانا که موعظه ها و سفارش هاى لازم را نمودم، و خداوند متعال نسبت به همه ى ما و شما گواه است. (بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۷۸)از طرف دیگر، هیچ راه مطمئن و مشروعی به جز فقاهت و اجتهاد برای به دست آوردن احکام شرعی وجود ندارد و هر مسیر دیگری برای دسترسی به احکام الهی، باطل و شیطانی است. امام مهدی (ع) می فرمایند : وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَهُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاهِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّهُ اللَّه علیهم در پیشامدهای اجتماعی، به راویان حدیث ما مراجعه کنید، زیرا آنان حجت من بر شما هستند و من هم حجت خدا بر آنان هستم. با این وصف، تلاش همه جانبه و فراگیر اولا، برای پویا نگه داشتن فقه از طریق اجتهاد و ثانیا، برای ساری کردن نتایج آن در تمامی عرصه های فردی و اجتماعی جزء وظایف اساسی منتظران در دوران غیبت قلمداد می شود. پس صریح عرض می کنم، تخفیف فقه و فقاهت و یا توهین و جسارت به فقهای جامع الشرایط، نه تنها با فلسفه انتظار همخوانی ندارد، بلکه ضد انتظار تلقی می شود.


شکل‌گیری حاکمیت اسلامی مبتنی بر بضاعت‌ها

این از بدیهیات است که به جریان در آوردن احکام و ارزش های الهی در جامعه اسلامی و همچنین مبارزه با مفاسد و پلشتی های جامعه، جز از طریق شکل گیری حاکمیت اسلامی امکان پذیر نیست لذا بر مؤمنین واجب کفایی است تا اگر شرایط را مهیا دیدند، لحظه ای برای تشکیل حاکمیت اسلامی با محوریت اصل مترقی ولایت فقیه درنگ نکنند. البته طبیعی است که حاکمیت اسلامی در دوران غیبت مبتنی بر بضاعتها است و نباید از حکومت های اسلامی در عصر غیبت امام زمان (ع)، توقعی فراتر از بضاعت طبیعی آنها داشت یا ناکامی های محتمل آنها را به منزله ناتوانی ذاتی حاکمیت اسلامی به حساب آورد. با این حال، هیچگونه کوتاهی در ساخت یک حکومت کارآمد و خالی از عیوب حکومت های عرفی از ما پذیرفته نیست. باید توجه داشت، یکی از وظایف کلیدی حکومت های اسلامی در عصر غیبت، بسترسازی برای پیشرفت همه جانبه جامعه اسلامی، خصوصا پیشرفت اقتصادی بر پایه عدالت اجتماعی است. مسلما فقر و تنگدستی در شان جامعه اسلامی نیست و فرصت تسلط جریان کفر و باطل را بر مسلمانان فراهم می کند لذا تقویت بنیه اقتصادی مسلمانان در دوران غیبت، اهمیت فوق العاده ای دارد.


برجسته نگه داشتن مرز حق و باطل و جلوگیری از مخلوط شدن این دو با هم

رویارویی دو نیروی حق و باطل که قرآن مجید گاه از آن به تقابل حزب الله و حزب الشیطان تعبیر می کند، یک حقیقت غیرقابل انکار است. نمی توان هم زمان در نیروی حق قرار داشت و با نیروی باطل نیز مرتبط بود؛ لذا اسلام همواره مرزهای روشنی را برای تفکیک جبهه حق از جبهه باطل ترسیم می کند تا مسلمانان موقعیت خود را گم نکنند. در دوران غیبت به طور طبیعی فتنه ها افزایش می یابد و این فتنه ها مرزهای میان دو جبهه حق و باطل را کمرنگ می کنند لذا بر علماء و مؤمنین روشن بین واجب است که برای حفظ جبهه حق و جلوگیری از ریزش در این جبهه، با برافراشته نگه داشتن پرچم های حق، مرزهای میان جبهه حق و جبهه باطل را دائما پررنگ نگه دارند.


جهانی کردن اسلام ناب

اسلام یک دین جهانی است. قرآن مجید در سوره توبه آیه ۳۳ می فرماید : هُوَ الَّذی أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدىٰ وَدینِ الحَقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَى الدّینِ کُلِّهِ وَلَو کَرِهَ المُشرِکون. یعنی او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند. به طور طبیعی، قیام امام زمان (ع) نیز جهانی است و آیات مرتبط با آن نیز در بدو سخن قرائت شد. بنابراین، یکی از اقدامات اساسی منتظران در جهت فراهم سازی مقدمات ظهور، تلاش خستگی ناپذیر، اولا برای شکل گیری و تقویت اتحاد در دنیای اسلام، و ثانیا، روشنگری و هماهنگ سازی صاحبان ادیان گوناگون برای پیگیری اهداف بزرگ الهی است. این حرکت، علاوه بر اینکه جبهه باطل را به ضعف خواهد کشاند، به آماده سازی جهان به فهم پیام مهدویت و همچنین پیوستن مردم در اقصی نقاط جهان به قیام جهانی امام (ع) کمک خواهد کرد.


آمادگی مستمر برای همراهی با امام (ع): مراقبت از ایمان

روشن است که در دوران غیبت امام (ع) روز به روز بر حجم شبهات افزوده خواهد شد. چه شبهات اعتقادی و چه سست کردن احکام و قواعد دینی. از جمله شبهاتی که در دوران غیبت ایمان جوانان را نشانه می رود، شبهه درباره وجود حضرت مهدی (ع) و قیام ایشان است. امام حسین ( ع) در این زمینه می فرمایند : له غیبه یرتد فیها اقوام و یثبت فیها علی الدین آخرون، فیؤذون و یقال لهم: «متی هذا الوعد ان کنتم صادقین »،اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی و التکذیب بمنزله المجاهد بالسیف بین یدی رسول الله (ص)» ( موسوعه کلمات الامام الحسین، صص ۶۶۶- ۶۵۵، ح ۷۰۳) یعنی : برای او غیبتی است که گروهی در آن از دین خدا بر می گردند و گروهی دیگر بر دین خود ثابت می مانند، که این گروه را اذیت کرده و به آنها می گویند: «پس این وعده چه شد اگر راست می گویید؟» آگاه باشید آنکه در زمان غیبت او بر آزار و اذیت و تکذیب صبر کند همانند کسی است که در مقابل رسول خدا(ص) با شمشیر به جهاد برخاسته است.


تهذیب نفس

قلب های ضعیف یا بیگانه از ملکوت، چشم های کم سو و گوش های کم شنوا نه تنها به مهیا شدن مقدمات ظهور کمکی نمی‌کنند، بلکه به طریق اولی قادر به همراهی با امام در قیام نیستند. بنابراین، تلاش مستمر برای خودسازی، یکی از وظایف اصلی منتظران در دوران غیبت به شمار می رود. این آیه شریف شعار اصلی منتظران در مسیر خودسازی است وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى؛ اما هر کس که از ایستادن در برابر پروردگارش ترسیده و نفس را از هوى بازداشته، فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوَى؛ بهشت جایگاه اوست. (سوزه نازعات آیه ۴۰ و ۴۱)


بالا بردن افق دید

نگرش های ضعیف و سطحی، قادر به درک درست مسائل گذشته جامعه اسلامی نیز نیستند چه رسد به مسائل روز و آینده، و لذا حتما وجود این نگرش ها با انتظار فعال و سازنده منافات دارند. اعضاء جامعه اسلامی باید با عنایت به اهمیت فوق العاده این موضوع، از تیزبینی لازم بهره مند باشند و با بالابردن افق دید خودشان، به فراهم شدن مقدمات ظهور کمک کنند. لازمه این امر بصیرت افزایی دائم از سوی اصحاب معرفت و تقویت بنیه فکری مردم خصوصا جوانان است. البته افزایش بصیرت، مقتضی پهن بودن بساط خردورزی و آزاداندیشی است. اگر در جامعه اسلامی بساط تعقل و آزاد اندیشی جمع شود، هیچگاه زمینه تقویت بنیه فکری مردم مهیا نخواهد شد و تلخ تر اینکه کوته بینی، به سرنوشت محتوم آن مردم تبدیل خواهد شد.


مرعوب نشدن در برابر هیمنه جریان مادیگرا

خداوند متعال در سوره رعد آیه ۱۷ در توصیف پوچی ذاتی جریان باطل ( علی رغم ظواهر فریبنده و پر سر و صدایش ) آن را به کف روی آب تشبیه می کند که نه سودی می رساند و نه ماندنی است. البته جریان باطل به دلیل عدم رعایت چارچوب های عقلی و اخلاقی به ثروت های عظیمی دست پیدا می کند و این ثروت ها را در جهت دست یابی به اهداف ظالمانه و تثبیت قدرت خود بکار می گیرد که نتیجه آن، شکل گیری یک دستگاه مادی به ظاهر عظیم، قدرتمند و نفوذ ناپذیر است لکن قرآن همین دستگاه را از خانه عنکبوت سست تر توصیف می کند. مَثَلُ الَّذینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ. ( سوره عنکبوت آیه ۴۱ ). پس دقت بفرمایید که حفظ جریان حق و حضور آن در صحنه در عصر غیبت منوط به باور به این پیام صریح قرآن و مرعوب نشدن در برابر جریان باطل است. خیلی ها در عصر غیبت مرعوب هیمنه جریان مادیگرا شده و لذا یا در درون آن هضم می شوند و یا دستور توقف و سکون در برابر آن را صادر می کنند! بنابراین، یکی از صحنه های جدی و پرخطر در عصر غیبت فهم این واقعیت است که جریان باطل به هر درجه ای از قدرت نیز رسیده باشد، در برابر جریان حق شکننده است. البته به لطف الهی، ما در دوره ای زندگی می کنیم که بارها توخالی بودن جریان باطل و ترس و واهمه آنها از جریان حق با وجود قلت امکانات را مشاهده کرده ایم.


همراهی همه جانبه با ولی فقیه

ولی فقیه با شرایطی که در شرع مقدس برای آن منظور شده است، نایب عام امام زمان و زمامدار امور مسلمین در دوران غیبت است. البته باور به ولایت فقیه و لزوم تبعیت از آن، مستلزم درک فقه و نقش منحصربفرد آن در تعیین تکالیف اسلامی و اجرای دستورات اجتماعی شرع در عصر غیبت معصوم (ع) است. به بیان دیگر، هرچند اصل ولایت فقیه به تبع بحث امامت، یک بحث کلامی است ولیکن تکیه گاه ولی فقیه و ابزار اعمال ولایت از ناحیه او، فقه می باشد. آنچه مسلم است رمز شکل گیری انتظار حقیقی و فراهم سازی مقدمات ظهور، کنار گذاشتن منیت ها، و تبعیت تام از ولی فقیه است و لذا مهم ترین توقع از منتظران، حرکت شانه به شانه با ولی فقیه و پرهیز از عقب ماندن یا جلو زدن از او می باشد.


سربلند درآمدن از فتنه‌های سخت

همانطور که قبلا نیز اشاره شد، دوران غیبت، مشحون از فتنه های سخت و پیچیده است. منشاء بخشی از این فتنه ها جهل یا نفاق داخلی است و منشأ بخشی دیگر از فتنه ها توطئه خارجی است. به هرحال، در دوران غیبت فتنه های رنگارنگ و فریبنده می آیند و می روند و کسانی از شر آن ها نجات می یابند که با بصیرت لازم قلمرو جریان حق و موقعیت صحیح خود در آن را تشخیص داده و شانه به شانه ولی فقیه حرکت کنند.


صبر و پایداری

تحمل مصائب و خطرات عصر غیبت و ایستادگی بر مواضع حق، آنقدر سخت است که امام سجاد (ع) می فرمایند : مَنْ ثَبَتَ عَلى وِلایَتِنا فى غَیْبَهِ قائِمِنا اَعْطاهُ اللّه ُ اَجْرَ اَلْفِ شَهیدٍ مِثْلَ شُهَداء بَدْرٍ وَ اُحُدٍ. یعنی هرکس در زمان غیبت قائم ما بر ولایت ما استوار باشد، خدا اجر هزار شهید مانند شهدای بدر و احد به او عطا می کند.[بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۱۲۵ .] بنابراین، خیلی مهم است که منتظران از بروز گرفتاری ها و ناملایمات و احیانا ضعف ها، شکست ها و تنهایی ها خسته و نا امید نشوند و بر سر پیمان خود بایستند. جمله ای است از امام مهدی (ع) که می فرمایند : إنَّ اللهَ مَعَنا، فَلا فاقَهَ بِنا إلى غَیْرِهِ، وَالْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا. یعنی خدا با ماست و نیازمند دیگری نیستیم، حق با ما است و باکی نیست که کسی از ما روی بگرداند. (بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۷۸)همچنین حضرت ارواحنا فداه در جای دیگر می فرمایند : فلا یستفرنک الشیطان، فان العزه لله ولرسوله وللمؤمنین، و لکن المنافقین لایعلمون، الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر علی، یری من الاذی والخوف، هو غدا فی زمرتنا…( الکلینی ، محمدبن یعقوب، الکافی، ج ۸، ص ۳۷) یعنی شیطان تو را تحریک نکند. زیرا که عزت از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است لیکن منافقان نمی دانند، آیا نمی دانی کسی که منتظر امر ما (حاکمیت اجتماعی ما) باشد، و بر بیمها و آزارهایی که می بیند شکیبایی ورزد، در روز بازپسین در کنار ما خواهد بود…اصولا، یکی از وجوه سازنده انتظار فرج، همین قدرتی است که در منتظران برای عبور از مصائب و خطرات بوجود می آورد. انتظار تاکید می کند که این صبر و پایداری نهایتا به فرج ختم شده و مؤمنان و صالحان را به مقصد خواهد رساند. فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلًا؛ إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدًا؛ وَنَرَاهُ قَرِیبًا. ( سوره معارج آیات ۵ تا ۷ )


تحکیم دوستی‌ها و هم بستگی‌ها

مؤمنین در دوران غیبت بیش از هر زمان نیازمند ارتباط، هماهنگی، هم بستگی و هم افزایی هستند و آنچه می تواند در کنار انگیزه ایمانی، این ارتباط را پایدار کند، تحکیم دوستی ها و صمیمیت ها حول کلمه حق، میان آنهاست. در این جهت، خیلی مهم است که عوامل تضعیف این دوستی ها، هم از ناحیه تک تک مؤمنین، و هم از ناحیه نخبگان جامعه شناسایی و از بین برود. در ارتباط با ثمره وابستگی ها و نقش آن در تعجیل فرج، مطلب مهمی از امام مهدی (ع) منقول است که می فرمایند : وَ لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا ـ وَفَّقَهُمُ اللّه لِطاعَتِهِ ـ عَلَى اجْتِماعٍ مِنَ القُلُوبِ فِى الوَفاءِ بِالعَهْدِ عَلَیْهِمْ، لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقائِنا، وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَهُ بِمُشاهَدَتِنا عَلى حَقِّ الْمَعْرِفَهِ وَ صِدْقِها مِنْهُم بِنا. یعنی اگر شیعیان ما – که خداوند آنها را به بندگی خویش موفق بدارد- در وفای به عهد و پیمان الهی اتحاد و اتفاق می داشتند، سعادت دیدار ما به تاخیر نمی افتاد.(بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۱۷۶)


حفظ شور و حرارت

گرچه شور و حرارت بدون وجود عقلانیت ثمره چندانی ندارد؛ لکن اگر شور و حرارت با عقلانیت پیوند بخورد، نیروی قوی ای را برای پیشبرد جبهه حق فراهم خواهد ساخت که نظیر آن پیدا نخواهد شد. برخی روشنفکر مآبان با تقبیح شور و حرارت، آن را یک امر حسی و عاطفی تلقی می کنند که زمینه واقع بینی را در جامعه از بین می برد؛ این در حالی است که شور و حرارت در پیوند با عقلانیت، جامعه را از رخوت، کسالت و تنبلی نجات می دهد و به جامعه برای پیگیری اهداف و آرمان‌هایش نشاط و سرزندگی می بخشد. بنابراین، جامعه منتظر، جامعه ای است دارای شور و حرارت صحیح برای پیگیری مقاصد خود که مهمترین آنها، فراهم سازی مقدمات ظهور است.


تجسم‌بخشی به جبهه حق و پیام آن

یکی از اقدامات مهم و سازنده منتظران در عصر غیبت، برجسته سازی جبهه حق و پیام آن در جامعه و خارج کردن آن از انزوای تحمیلی است. باید توجه داشت که جبهه باطل اهل تظاهرات و پرهیاهو است و همین امر موجب می شود تا تصور شود بر جامعه و فرهنگ حاکم بر آن، غلبه دارد. در چنین شرایطی، لازم است با بروز و ظهور دادن به جریان حق و تجسم بخشی به کل این جریان در جامعه اسلامی، اعتماد به نفس لازم را در میان مؤمنین برای پیگیری مجدانه مواضع حقشان بوجود آورد.

 

مسعود معینی پور استادیار دانشگاه باقر العلوم (ع) در یادداشتی اختصاصی به بررسی اربعین و نشانه‌های تاریخی و تمدنی این رخداد بزرگ دینی به ویژه در بین شیعیان پرداخته است.

متن کامل این یادداشت بدین شرح است:

مناسک دینی جمعی از ظرفیتهای منحصر به فرد اسلام در تربیت فردی و اجتماعی نفوس،زمینه ساز تحقق بسیاری از عناصر ایجاد تمدن نوین اسلامی و از طرق بی بدیل عملیات فرهنگی مردم نهاد با محوریت معارف توحیدی و معارف مکتب اهل بیت علیهم السلام است.
از مزیتهای رقابتی این مناسک با بدیلهای غیر اصیل خود، وجود همان زمان عناصر بینشی گرایشی و انگیزشی و رفتاری، همچنین عناصر عاطفی و حماسی است.

در بستر و متن وبطن آنها ظرفیتهای تربیت معرفتی ،فرهنگی ،اقتصادی و سیاسی وجود دارد که به طور طبیعی و برای دست یابی به این ظرفیتها در فرآیندهای تربیتی بایستی زمان و توان زیادی را صرف کرد و حال آنکه در بستر این مناسک بسیار زود یاب و عمیق و موثر است. و چه حکیمانه رهبر عظیم الشان انقلاب فرصت کنگره اربعین حسینی را قدر دانستند و برای احیا عظمت اسلام ناب و امت واحده اسلامی ، مردم مومن و دلداده سیدالشهدا و مکتب اهل بیت علیهم السلام را به آن فراخواندند.

اما متنعم شدن از برکات مناسک دینی به ویژه اربعین حسینی به اینجا ختم نمیشود و عوامل متعددی باعث رشد بینشی ، انگیزشی و گرایشی و شکل گیری کنشهای مناسب نسبت به این معجزه عاشورایی تاثیر گذار است.

عراق در اربعین دو هویت را به رسمیت میشناسد، زائر و خادم زائر؛ تمام هویتهای دیگر ذیل این دو تعریف میشوند. این معجزه ویژه اربعین است ."هلا بکم یازائر" پربسامدترین واژه ای است که در عراق و در ایام اربعین به کار برده میشود و پیاده روی اربعین و زیارت سید الشهدا از این رهگذر حرکتی آگاهانه، جمعی ،عقلانی و فطری است که بر محور تمایلات اصلی مخمور انسان خدا باور شکل گرفته است.

راهپیمایی اربعین یکی از نشانه پیروزی خون بر شمشیر است و نشان از تحقق اسلام در ابعاد تاریخی، سلوکی و اجتماعی است.
از منظر دیگر زیارت عتبات عالیات عراق و به ویژه کربلای حضرت سید الشهدا علیه السلام در همه اوقات دارای فضیلت بسیار است اما زیارت اربعین سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام به دلیل فرمایش امام حسن عسگری علیه السلام که این زیارت را یکی از علائم نشانه های خمسه مومن دانسته از اهمیت ویژه برخوردار شده است. از طرفی سنت حسنه پیاده روی برای رسیدن به کربلا در روز اربعین که از سال های دور اجرا می شده و در سال های نزدیک نیز با شور و شکوهی استثنایی برگزار می شود خود اهمیت خاصی یافته است.

بزرگترین اجتماع انسانی، بزرگترین مراسم مذهبی جهان در یک روز از عناوینی ست که این مراسم با عظمت به خود اختصاص داده است. با توجه به گسترش رسانه های جمعی و افزایش سرعت انتقال پیام، موقعیت حساس تشیع، اوضاع سیاسی اجتماعی کشور عراق و ده ها دلیل دیگر باید این رویداد بزرگ هم ظرفیت شناسی و هم آسیب شناسی شود تا در ضمن استفاده حداکثری از ظرفیت های این تجمع عظیم، از بروز آسیب های احتمالی این حرکت نیز جلوگیری شود.
تمدن اسلامی نظام اجتماعی معقول و در بردارنده انواع انسانها و جوامعی مومن به بینشی توحیدی است که عمران و آبادی مادی و معنوی را (در ساحات مختلف زندگی انسان)در بستر خود محقق میکند و اربعین یک آیین و منسک جمعی در مقیاس بین المللی است که نقش مهمی درتحقق تمدن عهده دار است.

آنچه در کنگره اربعین رخ داده به لحاظ نظام بینشها ،گرایشها و رفتار ها کارکرد تمدنی دارد و میتواند نقشی را در تحقق ارکان امت واحده اسلامی (دین،عقلانیت،علم و اخلاق و معنویت) ایفا کند.اربعین نظام گرایشها را با محوریت شناخت ،جهت دهی و شکل دهی به تمایلات مومنانه و ایجاد همدلی امت اسلامی به عنوان عنصری مهم و اساسی در شکل گیری تمدن اسلامی شکل میدهد؛ محملی برای انتقال معارف دینی و اجتماعی(سیاسی،فرهنگی ،اقتصادی) است و میتواند منجر به تولیدات اندیشه ای در لایه های بنیایدین ،راهبردی و کاربردی شود ؛ عرصه ای فراخ و پر مساله در ابعاد مختلف علوم انسانی است.

ظرفیتهای اندیشه ای و دانشی که در اربعین وجود دارد برآمده از تراکم تعاملات و ارتباطاتی است که در دنیای معاصر و با توجه به پیچیدگی ها و در هم تنیدگی جنبه های سیاسی ،اقتصادی ،فرهنگی و حقوقی خواهد داشت .و بالاخره اربعین می تواند مؤثرترین عامل مبادله فرهنگی و فکری و محلّی برای هم افزایی عناصر سازنده سبک زندگی و فرهنگ اصیل اسلامی، در همه زمینه های زندگی باشد . اربعین نظام
رفتاری جدیدی را بر محور ایثار و انفاق و تعاون در خود جای داده که در دنیای جدید روز به روز میرود فراموش شود.

از منظر دیگر پیاده روی اربعین آیین و منسک دینی است که بعد عملی دین را تشکیل میدهد، مناسک و شعائر دینی دسته ای از فعالیتها هستند شامل رفتارها، گفتارها و ژستهای بدنی که معطوف به مراحل گذار زندگی مانند تولد، تشرف به دین (سن بلوغ شرعی)، ازدواج و خاکسپاری یا اموری نظیر سوگند وفاداری، تطهیر از ناپاکیها، توبه، بحرانهای اجتماعی نظیر جنگ و خشکسالی و اموری از این دست هستند و سمبل ارتباط انسان با امر قدسیند.

شعائر دینی در میان دیگر مؤلفه های دین، از آن جهت دارای برجستگی و ویژگی است که امور ذهنی را عینی میکند و معتقدات اساسی و باورهای ایمانی را در قالب رفتارها عیان می نماید. از این روی، یکی از مهم ترین شاخصهای دینداری، پایبندی به مناسک است.

جامعه، شهر، روستا یا قوم و قبیله ای که مردمش حضور بیشتری در مراسم جمعی دینی دارند و در بعد فردی نیز پایبند دستورات و اوامر و نواهی عملی دین هستند، در نگاه برون دینی، دیندارتر و با ایمان تر تلقی میشوند و چه بسا خود مؤمنین نیز با پرداختن به مناسک، احساس دینداری افزونتری نمایند.

در دین مبین اسلام، بر ارزش علم و تفکر بسیار تاکید شده است، تا آنجا که بیشتر عبادت ابوذر، فکر کردن و عبرت گرفتن دانسته شده است، با این حال، عبادتهایی همچون نماز، روزه و حج اند که به عنوان نمادهای عینی مسلمانی و تعلق به امت اسلام به شمار میروند.

شعائر و مناسک دینی دارای حداکثر ثبات شکلی و پایداری هستند و دگرگونی و تغییر صوری را برنمی تابند و این ویژگی آنها از ساختار اتوریته و مرجعیت دینی ناشی میشود. به بیان دیگر، دین گرداگرد تبعیت از یک مرجعیت محوری قابل اعتماد و دارای اعتبار نزد مؤمنین شکل میگیرد (تبعیتی که در اسلام آن را عبودیت مینامند) و مهمترین تجلی این تبعیت از اتوریته، حوزه شعائر و اعمال دینی است.

در واقع، شعائر و مناسک دینی، محتوای اوامر و نواهی شرعی اند و حوزه شریعت و فقه را رقم میزنند. در دین اسلام، احکام فقهی چه در حوزه اعمال فردی مانند طهارت، نماز، زکات، حج، احکام اکل و شرب و ... و چه در حوزه روابط اجتماعی از امور اقتصادی مانند متاجر، اجاره، مزارعه، شرکت و ... گرفته تا روابط خانوادگی (نکاح، طلاق، ارث) و قضایی و نظامی، همه و همه، مناسکی هستند که استحسانات فردی در آنها مدخلیتی ندارد، بلکه در آنها باید دستورات شارع مقدس، مو به مو، رعایت شود تا توحید عبادی که خود، تجلی توحید ذاتی و صفاتی و فعلی است در همین تبعیت محض، عینیت و تجسم یابد.

ویژگی مهم مناسک دینی بعد مردمی و خودجوش بودن آن است؛ آیینی که مدیریت آن کاملا مردمی خودجوش و بر پایه عشق است که هرگونه مواجهه و مداخله غیر آگاهانه ،آمرانه و منفعت طلبانه فرصت سوز است . مردمی بودن و خودجوش بودن ، عاملی است که در طول تاریخ این منسک را تا حد بسیار زیادی از آسیبهای معمول آیینهای دینی و سنتی مصون داشته و در بدترین شرایط دولتهای غیر معتقد به مناسک دینی ، برگزاری با شکوه آنها را ضمانت کرده است .در عین حال برخی از آسیبهای جدی در کمین این مناسک و آیینهای جمعی است .
مثل آسیب فردی شدن که اگر ذوق و سلیقه های فردی در امور ذاتی مناسک مدخلیت داده شوند و احکام اولیه بدون وجود شرایط احکام ثانویه (اضطرار و عدم امکان حکم اولی)، دستخوش سیالیت شوند، با پیامدهایی جدی در جامعه دینی مواجه خواهیم شد. سیالیت مزبور، دست کم سه پیامد مهم دارد: کارکرد شعائر را به شدت مخدوش میکند، اتوریته دینی را تضعیف میکند و زمینه ورود رفتارهای ناهنجار و مخرب را در میان انبوه رفتارهای دلبخواهی در حوزه مناسک و شعائر دینی مهیا می‌نماید.

عدم توجه به ابعاد سیاسی مناسک دینی از آسیبهای دیگر آن است برای مثال اربعین حسینی به مثابه یک منسک دینی تبدیل به نماد قدرت نمایی شیعه در عراق و سپس در جهان اسلام شد. زیارت اربعین اکنون به نماد قدرت معنوی و اجتماعی شیعه بدل شده و با همه آیین‌های مذهبی هم‌آوردی می‌کند. نخستین قدرت‌نمایی شیعیان عراق پس از سقوط صدام نیز در قالب زیارت اربعین بود.

چند روز پس از سقوط بغداد و فروپاشی رژیم صدام، شیعیان تقارن پایان دو دهه استبداد و جنایت، با اربعین حسینی را غنیمت شمردند و به رسم دیرین خود با پای پیاده به سوی کربلا حرکت کردند. در دوره حکومت حزب بعث، بسیاری از مناسک شیعی از جمله پیاده‌روی و زیارت اربعین ممنوع اعلام شده بود.در سال گذشته (1436ه ق) نیز در شرایطی با تمام شکوه و عظمت برگزار شد که گروه تکفیری داعش تهدیدات متعددی را متوجه زائران کرد.

مداخله نهاد های حاکمیتی و خروج از طبیعت مردم محور مناسک آسیب جدی دیگری است که در اربعین نیز این آسیب در برخی موارد بروز کرد اما حضور نامحسوس نهادهای حاکمیتی دولت عراق نشان داد که دستگاههای حاکمیتی میتوانند در عین حضور مداخله ای در طبیعت مردم محوران
ه ارعین نداشته باشند مانند آیینهای عاشورایی یا ماه مبارک رمضان در ایران.

این مراسم بی‌نظیر، بدون دخالت و حضور دولت عراق و به صورت کاملا مردمی برگزار می‌شود و تنها جلوه حضور دولت، کنترل امنیتی و نظامی و بهداشتی این مراسم است.
این در حالی است که کشور عراق، در آستانه اربعین به مدت دو هفته تعطیل می‌شود و همه توان و امکانات دولتی و مردمی در خدمت برگزاری زیارت اربعین قرار می‌گیرد. برخورد خدام حرم‌ها و مأمورین انتظامی و امنیتی با زائران بسیار خوب و مؤدبانه بود و حتی کثرت بی‌نظیر جمعیت زوار، و ناآشنایی ز‌ائران ایرانی با فرهنگ و آداب و رسوم عراقی‌ها، سبب بی‌احترامی خدام و مأمورین، به زوار نمی‌شود.

مدیریت کاروان بزرگ حسینی در اربعین، مدیریتی مردم‌بنیاد، مستقل و البته کارآمد است. اساسا مدیریت مناسک دینی و مذهبی و آیینی مثل هیات و زیارت بعهده مردم است و مردم نهاد است و اگر مدیریت از دست مردم خارج و به عهده نهادهای حاکمیتی واگذار شود دچار آسیبهای جدی ،مصلحت گرایی ،کمرنگ شدن حضور مردم و... میشود.
راه آن است که نهادهای حاکمیتی نقش پشتیبان و زمینه ساز را برای خود تعریف کنند.برخی در این میانه اینگونه وانمود میکنند که شور اربعین را ما ایجاد کردیم و مدیریت این کنگره عظیم را ما به دوش کشیدیم که باید گفت عِرض خود میبری و زحمت ما میداری!
این اصل در مناسک داخلی ایران کاملا صادق است و به طریق اولی در یک منسک مذهبی و چند ملیتی مثل اربعین قطعا صادق مینماید.

در این میانه و با بیان این توضیحات اربعین از جمه مناسک دینی جمعی هستند که ابعاد تاریخی و تمدنی آن مورد توجه کافی قرار نگرفته وجود انبوهی از داده های مورد ادعا نزد بسیاری از تحلیلگران اربعین که غالبا متناقض و ظاهرا غیرقابل جمع است نشان دهنده این واقعیت است که تا اربعین امسال هیچ تدارک پژوهشی و شناختی در این خصوص دیده نشده است و همچنان دست ما از گزارشهای دقیق و جامع خالی است.
امید است با تلاشهایی که از سوی افراد فاضل و دلسوز و مسئولین عاقل نهادهای فرهنگی ،سیاسی و امنیتی شکل میگرد بتوان هرچه بهتر و بیشتر از ظرفیتهای پیدا و پنهان این معجزه اباعبدالله بهره برد.

♦ ظرفیت های استراتژیک راهپیمایی اربعین ♦

♦️مقدمه:

روندها نشان می دهد که راهپیمایی عظیم اربعین در حال گذر از تمایزات ملی، نژادی، مذهبی و فرهنگی است که در صورت تداوم هوشمندانه و درست آن، دارای ظرفیت هایِ عظیمِ استراتژیک برای تحول در بشریت است که برخی از آنها عبارتند از:

1⃣ در صورت رسیدن پیام حق طلبی، ظلم ستیزی و معنویت خواهیِ این رویداد بزرگ به جهانیان، موج فرهنگی عظیمی در جهان به نفع جبهه حق به راه خواهد افتاد.

2⃣ این رویداد تابلو زیبایی از حقیقت اسلام ناب و نمونه ای از رفتار انسانی در جامعه مهدوی است. وجوه متعالی سبک زندگی اسلامی در این رویداد به بهترین شکل خود را نشان می دهد که در صورت تعمیق، نهادینه کردن و گسترش آن، تحول بزرگی در جامعه بشری رخ خواهد داد.

3⃣ این راهپیمایی بی نظیر با نشان دادن چهره واقعی اسلام ناب، از توطئه شوم نظام سلطه در بدیل سازی برای اسلام انقلابی با حمایت از جریانات تروریستی تکفیری، پرده برداشته و حقیقت اسلام را در برابر جهانیان به نمایش می گذارد.

4⃣ قیام عاشورا با مفاهیم عظیم الهی و انسانی آن، زبان مشترک و عامل وحدت بخش بین مذاهب اسلامیست. از این رو راهپیمایی اربعین با مدیریت صحیح می تواند سرآغاز وحدت بین مذاهب اسلامی و قومیت های منطقه باشد.

5⃣ این پدیده شگرف، ظرفیت پاسخ به بحران معنا و سرگشتگی انسان غربی را داشته و می تواند به از  خدا بیگانگی و از  خودبیگانگی جوانان غربی، پاسخی مناسب دهد و به  رویش معنوی آرام و نامحسوس مورد اشاره امام خامنه ای که در غرب با محوریت جوانان در حال شکل گیری است، شتاب بخشد.

♦️نتیجه:
اربعین فرصتی استراتژیک برای شکل‌گیری یک جنبش جهانی حق‌طلبی و نفی ظلم و کفر است که زمینه‌ساز تحقق وعده جهانی پیروزی حق بر باطل و مقدمه شکل‌گیری امت جهانی مستضعفین خواهد بود. ان شاءالله

 
 

لزوم توجه به راهپیمایی اربعین از منظر ژئوکالچر

نظم در حال ظهور در منطقه و پدیده‌ی گردهمایی اربعین
 
 
در این یادداشت به پتانسیل‌های گردهمایی اربعین به‌مثابه‌ی یکی از ابعاد نظم در حال ظهور جدید در منطقه‌ی غرب آسیا اشاره خواهد شد. همچنین به هژمونی فرهنگی جدید ایران از یک‌سو و پتانسیل‌های همگرایی و واگرایی اربعین از دیگر سو به‌عنوان عناصر نظم‌دهنده‌ی جدید در منطقه‌ی فرهنگی غرب آسیا اشاره می‌شود.
 
 در مباحث ژئوپلیتیک همیشه ظهور بازیگر یا بازیگران استراتژیک حائز اهمیت بوده است. بازیگرانی که ضمن داشتن پتانسیل‌های فراملی، توانایی تغییر مناسبات را در حوزه‌ی فراملی خود داشته‌اند. نگاهی ‌به منطقه‌ی غرب آسیا نشان‌دهنده‌ی تغییر مناسبات ژئوپلیتیک با‌ ظهور‌ بازیگران‌ جدید و غیرملی در این منطقه بوده است. در همین‌ پنج سال اخیر، غرب آسیا در حوزه‌ی ژئوپلیتیک تشیع و فراتر از آن ژئوپلیتیک جهان اسلام، دچار تغییرات فراوانی شده است. برای مثال، بازیگری انصارالله در منطقه‌ی غرب آسیا یا بازیگری حشد الشعبی به‌عنوان یک نیروی استراتژیک نظامی، تغییراتی را در این سطح از بازیگری در منطقه ایجاد کرده است.
اما منطقه‌ی غرب آسیا اخیراً با نوع جدیدی از تغییرات مواجه است که علاوه بر ژئوپلیتیک می‌توان به آن ژئوکالچر نیز گفت. تغییرات در این سطح با تغییرات در جغرافیای نیروهای نظامی متفاوت است. در‌ ادامه به چند تفاوت این دو‌ حوزه اشاره خواهد شد.
 
تفاوت در دو حوزه‌ی ژئوپلیتیک و ژئوکالچر
 
1. ژئوپلیتیک حوزه‌ی منازعات بر سر جغرافیای فیزیکی است، ولی ژئوکالچر حوزه‌ی منازعات بر سر جغرافیای فرهنگی.
2. ژئوپلیتیک حوزه‌ی امنیت سخت است، اما ژئوکالچر حوزه‌ی امنیت نرم.
3. ژئوپلیتیک حوزه‌ی مرزهای جغرافیایی است، اما ژئوکالچر حوزه‌ی مرزهای عقیدتی.
 
ژئوپلیتیک و ژئوکالچر در غرب آسیا
 
ژئوپلیتیک غرب آسیا متشکل از چند منطقه‌ی جغرافیایی خلیج‌فارس، شامات، حوزه‌ی خزر و... است که مطمح نظر نویسنده در نگارش این متن نیست. آنچه مورد توجه است، مسئله‌ی ژئوکالچر غرب آسیاست. چه‌چیزی غرب آسیا را از حوزه‌ی جغرافیای سیاسی آن جدا کرده است؟ بی‌تردید مسئله‌ی مذهب. جغرافیای فرهنگی غرب آسیا بی‌تردید با مذهب تعریف می‌شود. وقتی صحبت از ژئوکالچر می‌شود، به‌طور خاص منظور فرهنگ و بازیگران فرهنگی موجود در آن است. البته و مطمئناً ظهور بازیگران فرهنگی به‌معنی از بین رفتن مرزها یا موجودیت‌های بین‌المللی مثل دولت‌ها نیست.
 
ژئوکالچر غرب آسیا را بدون در نظر گرفتن بازیگران جدید در حال ظهور نمی‌توان مورد ارزیابی قرار داد؛ بازیگران فرهنگی و به‌طور خاص مذهبی که پتانسیل تعریف منطقه به‌عنوان منطقه‌ی فرهنگی را فراهم کرده‌اند. این بازیگران جدید لزوماً سازمان‌یافته نیز نیستند. به‌عبارتی نه‌تنها گروه‌های سازمان‌یافته شبیه حشد الشعبی یا انصارالله جزء بازیگران نوظهور منطقه تلقی می‌شوند و می‌توان بر آن‌ها عنوان بازیگران ژئوکالچر نام نهاد، بلکه برخی بازیگران غیرسازمان‌یافته که پتانسیل بسیج فرهنگی دارند، شبیه گردهمایی برای اربعین حسینی (به‌عنوان بزرگ‌ترین گردهمایی جهان) نیز از چنین ظرفیتی برای ژئوکالچر برخوردارند.
 
ویژگی‌های منطقه‌ی غرب آسیا
 
در زیر ضروری است پیش از بررسی برخی از قابلیت‌های ژئوکالچر منطقه، به بررسی ویژگی‌های منطقه‌ی غرب آسیا و وضعیتی که اکنون در آن زیست می‌کند، اشاره شود.
 
1. منطقه‌ی غرب آسیا اسیر وحشتناک‌ترین نوع جرائم سازمان‌یافته شده است. موضوعی که نه‌تنها قابلیت این را دارد که نظم منطقه‌ای را از بین ببرد، بلکه در نوع خود دولت‌ملت‌های منطقه‌ای را نیز دستخوش تغییراتی کرده است.
2. علاوه بر نظم سخت منطقه‌ای که با مرزها جدا می‌شود و بازیگران را متفرق می‌کند، مرزها جلوه‌های فرهنگی نیز دارند. مثلاً جلوه‌ی فرهنگی نظم اروپایی دموکراسی‌ لیبرال اروپاست.
3. منطقه غرب آسیا نیز قابلیت فرهنگی دارد. اگرچه به سامان فرهنگی نرسیده است، اما از این پتانسیل برخوردار است.
4. از بین عوامل نظم‌دهنده، مذهب از بیشترین توانایی نظم‌سازی در محیط ژئوکالچر برخوردار است.
5. تشیع از انسجام بیشتر و مشروعیت بیشتری در میان سایر عناصر مذهبی منطقه برخوردار است.
 
راهپیمایی اربعین و تحلیل ژئوکالچر منطقه با این ویژگی‌ها
 
راهپیمایی اربعین بایستی در این کانتکس، یعنی با توجه به ویژگی‌های تغییریافته‌ی منطقه‌ی غرب آسیا، مورد تحلیل قرار گیرد. این پدیده را می‌توان به‌عنوان «نمود و نماد ژئوکالچر منطقه» و تنها تجلی نظم جدید فرهنگی منطقه، فراتر از مرزهای سخت فیزیکی، قلمداد کرد و مورد تدقیق قرار داد.
 
شیعه در حوزه‌ی ژئوپلیتیک دچار ‌تغییرات وسیعی شده است که یکی از این تغییرات، تغییر در حوزه‌ی ژئوپلیتیک است. اگر تا پیش از این جغرافیای فعالیت شیعه به مساجد و پایگاه‌های محلی محدود بود، اینک این جغرافیای سیاسی در حال گسترش ‌به‌سمت حوزه‌های جدید است. یکی از مهم‌ترین حوزه‌های این جغرافیا، ژئوکالچر شیعه است. ‌ژئوپلیتیک در حال پوشیدن ردای ‌فرهنگی و گرایش به‌سمت حوزه‌ی عمومی شیعیان است.
 
راهپیمایی اربعین یکی از نمودهای بارز تحرک شیعه از جغرافیای سخت سرزمینی به جغرافیای نرم باورهای شیعیان و پیوند این دو مهم است. این ترجمان قدرت ژئوکالچر شیعه است. این موضوع نشان می‌دهد شیعیان از بازیگران متفرق جداشده با مرزهای دولت‌ملت، در حال تبدیل شدن به یک واحد فرهنگی هستند.
این موضوع به‌هیچ‌وجه به‌معنی از بین رفتن مرزهای سرزمینی نیست. به عبارت دیگر، هیچ منافاتی بین داشتن مرزهای سرزمینی و داشتن یک موجودیت واحد فرهنگی وجود ندارد. موضوعی که در کلیت جهان اسلام به دلایل متعدد، از جمله حضور برخی بازیگران منفعت‌محور، اتفاق نیفتاد، این‌بار در ژئوپلیتیک شیعه در حال رخ دادن است.
 
عناصر نظم‌دهنده در منطقه‌ی غرب آسیا و شمال آفریقا
 
تا پیش از این تحلیلگران ژئوکالچر تلاش می‌کردند تا نظم منطقه را براساس شاخص‌های سخت مورد بررسی قرار دهند و بر این اساس مهم‌ترین محور شکل‌دهنده‌ی نظم منطقه را عناصر غیرفرهنگی تعریف کنند، اما با اتفاقاتی که در سال‌های اخیر در منطقه افتاده، مشخص است که بایستی منطقه‌ی غرب آسیا را با معیارهای مذهبی و فرهنگی مورد تحلیل قرار داد. اما مسئله‌ای که بایستی در این‌خصوص بیان داشت، نخست کارگزاران نظم‌دهنده‌ به ژئوکالچر جدید و در مرحله‌ی دوم پتانسیل همگرایی و واگرایی در این نظم در حال ظهور است.
 
نخست، کارگزاران اصلی نظم‌ساز در ژئوکالچر شیعه
 
یکی از عناصر اصلی شکل‌دهنده به نظم‌ها، کارگزاران نظم‌ساز هستند. برای مثال، نظم تک‌چندقطبی بعد از جنگ سرد را آمریکا رهبری کرد. چه بازیگری نظم منطقه‌ای جدید در منطقه‌ی غرب آسیا را تعریف می‌کند؟ برای پاسخ به این سؤال ضروری است به معادلات منطقه در یک دهه‌ی اخیر و شاید بهتر باشد به پنج سال اخیر نگاهی شود.
پاسخ سؤال احتمالاً به جغرافیای فرهنگی ایران برمی‌گردد. اما چرا جغرافیای فرهنگی؟ همان‌طور که اشاره شد، راهپیمایی اربعین یک بخش بسیار مهم پتانسیل فرهنگی جهان تشیع است، اما نگاهی به ابعاد مختلف بسیج افکار عمومی آن نشان می‌دهد که از یک نظام فرهنگی متابعت می‌کند.
 
مرجع فرهنگی در جهان تشیع بی‌شک در ایران و رهبری عالی آن نهفته است. این موضوعی است که بایستی در ژئوپلیتیک شیعه به آن توجه داشت. این یکی از موضوعاتی است که حتماً بایستی به آن توجه و برای آن تعاریف متناسب با سطح و عمق قدرت ایران ارائه و پشتیبانی شود. یکی از عناصر شکل‌دهنده به نظم در منطقه‌ی غرب آسیا، ایران فرهنگی و نه جغرافیایی است. در اینجا به‌طور خاص منظور‌ فرهنگ و پیوست‌های آن از جمله مذهب و باورهای عمومی است.
 
اینکه دلیل ماندگاری اربعین و تبدیل شدن آن به یک همایش بین‌المللی بزرگ چیست، به هژمونی فرهنگی ایران برمی‌گردد. مطالعه‌ی ه‍ژمونی مسئله‌ای مربوط به جغرافیای سیاسی است، اما منظور ما در اینجا به‌طور خاص، جغرافیای فرهنگی است.
 
هژمون کیست و هژمونی فرهنگی چیست؟
 
1. هژمون: تعریف کاربردی از هژمون می‌تواند این باشد که یک بازیگر بدون اعمال فشار فیزیکی مخاطبینش را به درجه‌ی اقناع برساند.
2. هژمونی فرهنگی: بازیگری که پتانسیل اقناع‌سازی در حوزه‌ی فرهنگی را دارد.
3. هژمونی فرهنگی ایران و راهپیمایی اربعین: پیش‌تر گفته شد منظور از ایران، یک بازیگر فیزیکی با مرزهای مشخص نیست. منظور از ایران یک هویت فرهنگی است.
4. هژمونی هویت‌ فرهنگی ایران در مسئله راهپیمایی اربعین قابل رؤیت است. ایران به‌راحتی توان قانع کردن بسیج عمومی این جمعیت در راستای اهداف فرهنگی را دارد. این همان هژمونی فرهنگی جمهوری اسلامی است.
 
دوم، پتانسیل همگرایی و واگرایی در ژئوکالچر شیعه با تمرکز بر مسئله‌ی اربعین
 
وقتی در مورد ژئوپلیتیک و ژئوکالچر صحبت می‌شود، ضروری است به مسئله‌ی همگرایی و واگرایی دقت فراوان شود. بخش قابل توجهی از اهمیت مسئله‌ی اربعین در ژئوپلیتیک شیعه، به همین مسئله‌ی پتانسیل همگرایی و واگرایی در منطقه‌ی غرب آسیا و شمال آفریقا برمی‌گردد.
 
پتانسیل همگرایی اربعین
 
بارزترین مصداق شکل‌گیری نظم در مناطق جغرافیایی، وجود عنصر همگراست. عنصر نظم‌ساز در مناطق جغرافیایی، معمولاً هژمون اقتصادی سیاسی است، اما با دقت در نظم ‌‌‌در حال ظهور در ژئوپلیتیک شیعه، مشاهده می‌شود که عنصر نظم‌ده، فرهنگی و مذهبی است.
در طول تاریخ نظریه‌پردازی مشهور بوده که مذهب به تداوم ژئوپلیتیک کمک می‌کند و به‌دلیل ماهیت فرامرزی‌اش، ثبات یا بی‌ثباتی طولانی‌تری ایجاد می‌کند. اربعین و راهپیمایی این روز را بایستی در این بستر مورد بررسی قرار داد؛ پدیده‌ای با پتانسیل همگرایی مذهبی اجتماعی که توان ایجاد نظم ژئوپلیتیک جدید منطقه‌ای را دارد. به همین دلیل است که جنگ‌های مذهبی طولانی‌تر هستند.
 
پتانسیل واگرایی با توجه به ژئوکالچر منطقه
 
واگرایی چیست؟ در مباحث مربوط به ژئوپلیتیک و نظم منطقه‌ای، واگرایی یک بخش غیرقابل تفکیک از شکل‌گیری نظم منطقه‌ای قلمداد می‌شود. نظم‌ها شکل می‌گیرند تا خود را از نظم‌های غیرهژمون جدا کنند.
 
لزوم توجه به بعد واگرای نظم
 
 اگر بخواهیم تعریف دقیقی از واگرایی در ایجاد نظم در حال ظهور جدید در منطقه ارائه دهیم، بایستی به «افتراق ایدئولوژیک» در منطقه اشاره کنیم. چه تفاوت‌های فرهنگی و مذهبی در منطقه وجود دارد. پیش‌تر اشاره شد که منطقه در منازعه‌ی مذهبی ساختگی برخی بازیگران بین‌المللی زیست می‌کند. لذا بایستی توجه داشت که این ظرفیت جدید به‌وجودآمده (اربعین) به‌طور دقیق هدایت شود تا سبب واگرایی در این نظم در حال ظهور ژئوکالچر نشود.
 
راهپیمایان اربعین می‌بایست ضمن توجه به قابلیت‌های همگرایی اربعین و تبدیل شدن آن به یک بخش از نظم تشیع در منطقه‌ی غرب آسیا، نسبت‌به عوامل جداکننده‌ی خود و اهل تسنن، اطلاع دقیق داشته باشند. اهل سنت عراق به‌هیچ‌وجه نبایستی از شکل‌دهی به نظم جدید حذف شوند.این موضوع سبب «خود و دگرسازی» خطرناکی خواهد شد که هزینه‌های بسیاری برای نظم ژئوکالچر در حال ظهور خواهد داشت.
 
موضوع واگرایی منطقه‌ای، مسئله‌ای است که نظم ژئوپلیتیک پیشین و در حال زوال منطقه‌ی غرب آسیا به بدترین نحو در سطح مذهبی آن را تجربه کرده است. گروه‌های نوظهور افراطی نظیر داعش دستاورد این نوع نگاه به مذهب در نظم پیشین بوده‌اند: نگاه ابزاری برای سکولار کردن نظم در حال ایجاد.
مبدع این تفکر نیز آمریکایی‌ها بوده‌اند. طرح خاورمیانه‌ی بزرگ آن‌ها بهترین برند برای تشکیل کشورهای قومی و مذهبی برای سکولار کردن منطقه بوده است. لذا آنچه بایستی به آن توجه داشت، همین مسئله‌ی مذهب به‌عنوان عامل همگرایی است و آنچه باید از آن پرهیز داشت نیز مسئله‌ی مذهب به‌عنوان عامل واگرایی منطقه است؛ چراکه بهترین دستاورد برای دشمنان نظم و ثبات منطقه‌ی غرب آسیا محسوب می‌شود.
 
چرا بایستی به پتانسیل واگرایی اربعین و عدم خلل در نظم در حال ظهور بیشتر دقت شود؟
 
-بزرگ‌ترین مشکل عراق گروه‌های سازمان‌یافته‌ی تروریستی هستند که برای تداوم منافع برخی کشورها تأسیس شده‌اند.
- یکی از خوراک‌های فکری این گروه‌های افراطی برای جذب جوانانی از ملیت‌های متعدد، در جبهه‌ی مخالف ریشه دارد و آن افراط‌گرایی بخشی از جهان تشیع است.
-در راهپیمایی اربعین به‌هیچ‌وجه نبایستی در چارچوب این راهبرد خصمانه، کوچک‌ترین اقدامی انجام گیرد؛ چراکه بنزین به آتش واگرایی در نظم در حال ظهور منطقه خواهد بود.
- همان‌طور که می‌دانیم، برنامه‌ی شبکه‌ی تشیع انگلیسی تمرکز بر همین بعد واگراست؛ یعنی یافتن شکاف‌های مذهبی و ایجاد دودستگی در جامعه‌ی فرهنگی اسلام و در نهایت رسیدن به مطامع سیاسی.
- لذا هر موضوع واگراکننده‌ای به همگرایی در نظم آلترناتیو، یعنی نظم معروف به «خاورمیانه‌ی بزرگ»، کمک خواهد کرد.

آخرین اخبار سایت

Thumbnail پرونده ای برای شناخت شیعیان در کشورهای مختلف: شیعیان کمتر شناخته شده/شیعیان وفادار به انقلاب اسلامی ایران   تباع دیگر مذاهب با شیعیان آمیزش گسترده ای دارند. روابط صمیمی و برادر انه ای میان شیعیان و برادران اتباع سایر مذاهب برقرار است. چنان نیست که شیعیان از برادران سنی و اباضی خود جدا و منزوی باشند.    ...
Thumbnail کارگاه آموزشی روش تبلیغ بین المللی اسلام استاد سهیل اسعد ▫️جمعه 6 بهمن 96 گزارش تصویری :
مسلمان شدن یکی از برادران کمال کورسل تابستان بود که به ژوان قرآن کوچکی هدیه دادم و همین قرآن کوچک، آنقدر کنجکاوی او را برانگیخت که باعث شد در سن ۱۵ سالگی مسلمان شود. لی مرادی، پدر شهید فرانسوی دفاع مقدس، کمال کورسل، با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی شهید ژوان یا «کمال» کورسل، اظهار کرد: شجاعت، ایمان و اخلاق...
Thumbnail   بر اساس اعلام مدير كل عتبات سازمان حج و زيارت، فرآيند صدور رواديد اربعين از شهريور ماه سال جاري آغاز خواهد شد.  ثبت نام از متقاضیان زیارت اربعین حسینی (ع) در سالجاری  از روز چهارشنبه مورخ ۱۳۹۶/۶/۱ برابر یکم ذی الحجه سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) از ساعت ۹:۰۰ صبح آغاز خواهد شد.گفتني است كه امسال، روند...
Thumbnail   صالحي: اربعين صرفا يك زيارت نيست   معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تصريح كرد: اربعين به يك تظاهرات عظيم هويتي شيعه تبديل شده و بهترين و نمايان‌ترين كار در حوزه تشيع، اربعين است و هر چه اين حوزه بيشتر پالايش شود، نماد شيعي در معرفي به جهان اسلام موفق‌تر خواهد بود. سيدعباس صالحي، معاون فرهنگي وزير فرهنگ و...
نگره‌های مختلف، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و...، در یک نکته هم داستانند و آن اینکه انقلاب منشأ تحول شگرف در روابط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی یک جامعه است. انقلاب، تحولی بنیادین در جوامع محسوب می‌شود و پیامدهای مختلفی را در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی به همراه دارد.     مؤلفه‌های گفتمان سیاسی انقلاب اسلامی    مقدمهنگره‌های مختلف، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و...، در یک نکته هم داستانند و آن اینکه انقلاب منشأ تحول شگرف در روابط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی یک جامعه است. انقلاب، تحولی بنیادین در جوامع محسوب می‌شود و پیامدهای مختلفی را در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی به همراه دارد....
حجت الاسلام والمسلمین علی عباسی خاطرنشان کرد: رسانه‌های جدید در تبیین انقلاب نقش مهمی را می‌توانند اجرا کنند این رسانه‌ها با توجه به بردشان نقش جدی را می‌توانند داشته باشند که حامیان انقلاب از این ابزار می‌توانند به خوبی استفاده کنند.   نقش جدی رسانه‌های جدید در تبیین گفتمان انقلاب اسلامی   حجت الاسلام والمسلمین علی عباسی خاطرنشان کرد: رسانه‌های جدید در تبیین انقلاب نقش مهمی را می‌توانند اجرا کنند این رسانه‌ها با توجه به بردشان نقش جدی را می‌توانند داشته باشند که حامیان انقلاب از این ابزار می‌توانند به خوبی استفاده کنند.       وی در ادامه تصریح کرد: رسانه‌ها باید هم در سطح داخلی و هم در سطح بین المللی باهم...

پرونده ویژه:مختصات جهان اسلام

پرونده ویژه:اسناد راهبردی

پرونده ویژه:بیداری اسلامی