امام خمینی (ره) :باید هسته های مقاومت را در تمامی جهان بوجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد.


 

صالحي: اربعين صرفا يك زيارت نيست
 
معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تصريح كرد: اربعين به يك تظاهرات عظيم هويتي شيعه تبديل شده و بهترين و نمايان‌ترين كار در حوزه تشيع، اربعين است و هر چه اين حوزه بيشتر پالايش شود، نماد شيعي در معرفي به جهان اسلام موفق‌تر خواهد بود.
سيدعباس صالحي، معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد در چهارمين نشست كميته فرهنگي و آموزشي ستاد مركزي اربعين عنوان كرد: كارها و فعاليت‌هايي كه انجام مي‌دهيم چند گونه است كه برخي از آنها به صورت وظيفه‌اي‌، بخشنامه‌اي، تكليف اداري و سازماني انجام مي‌شود، برخي هم نياز به انگيزه ويژه دارد و كار دلي است كه همراه با كار، فرد خود را تغذيه روحي و رواني مي كند كه اربعين از جمله حوزه‌هاي فعاليت دلي است.

صالحي ادامه داد: اين رويكرد از چند جهت داراي اهميت است؛ نخست اينكه تعظيم شعائر انقلابي و داراي ارزش و جايگاهي مهم است. نكته دوم آن كه چنين رويكردي ارزش كار جمعي را مي‌رساند كه خدمت به زوار حسيني و حائز ارزش و افتخار است و خدمت به زائر حسيني يك مدال و يك ارزش است.

وي در بخش ديگري از سخنانش گفت: نكته سوم اين است كه چنين اقدامي اهميت قابل توجهي دارد، اتفاق و پديده اربعين تبديل شده به معرفي هويت عظيم شيعه يعني اربعين به يك تظاهرات عظيم هويتي شيعه تبديل شده است. اين رويكرد براي اربعين اهميت بسيار دارد؛ از اين منظر كه افراد بايد براي ارتقاي هويت شيعي تلاش كنند.

صالحي همچنين يادآور شد: در اربعين صرفاً با يك رويكرد عبادي و بحث اجتماعي مواجه نيستيم، بلكه جنبه، هويت و فرهنگ اين كار نيز بايد مد نظر قرار گيرد. بهترين و نمايان‌ترين جلوه اجتماعي شيعه، اربعين است و هر چه اين حوزه بيشتر پالايش شود، نماد شيعي در معرفي به جهان اسلام موفق‌تر خواهد بود.

وي گفت: اربعين صرفاً پياده‌روي نيست، اربعين صرفا يك زيارت نيست بلكه حضور اجتماعي جمعيتي مظلوم و زخم ديده‌ تاريخ است كه مي‌خواهد در اين جريان، آرمان‌هاي خود را به جهانيان معرفي كند. نكته ديگر آنكه در اين جريان، حضور ميليون‌ها زائر ايراني را داريم كه فرصتي كم‌نظير را ايجاد مي‌كند. اربعين فرصت خودسازي اجتماعي است، همانند اعتكاف فرصت جديد معنوي عبادي و روحي براي ميليون‌ها زائر ايراني ايجاد مي‌كند و هر چه آمادگي بيشتر باشد، بهره‌وري ارتقاء مي‌يابد.

صالحي ادامه داد: آنچه در اين حوزه مهم است حوزه خدمات فرهنگي به زائران است كه جان‌مايه اصلي كار در كنار ديگر خدمات است. اين موضوع دو زاويه اصلي دارد؛ نخست آن كه خدمات فرهنگي به زائران را مورد نظر دارد و دوم، اينكه به مستندسازي، تصويرسازي اين حضورها و ثبت و ماندگاري اين لحظه ها بپردازد.

وي گفت: اين اقدام براي كساني كه اين جريان را نديده يا كمتر ديده‌اند، حائز اهميت و داراي پيام است. همچنين اربعين نبايد دولتي باشد، بلكه بايد استعداد مردمي را در خدمت اربعين قرار داد نه اينكه صرفا توقع از نهادهاي دولتي را ارتقاء دهيم. در اين راستا مثلا در حوزه فرهنگ و هنر بايد حضور ظرفيت‌هاي فرهنگي مردمي مانند انجمن‌هاي ادبي و هنري را افزايش دهيم و براي تحقق‌ بخشيدن به اين خواسته، در حمايت از اربعين تلاش كنيم.

صالحي اظهار كرد: يكي از موضوعاتي كه در جريان عظيم اربعين و فعاليت‌هاي فرهنگي ارتباط پيدا مي‌كند، آن است كه وقتي مسئولان فرهنگي در كنار اين كار قرار مي‌گيرند، انتظار حسن سليقه در توليد محصولات فرهنگي بيشتر مي‌شود. كاري كه با اين عظمت اتفاق مي‌افتد بايد ارزنده و آراسته باشد؛ البته بين آراستگي و پرهزينه بودن تفاوت است. محصول‌هاي فرهنگي نبايد از نظر محتوا و فرم دچار بدسليقگي باشند و كنترل كيفي سليقه محتوايي و فرمي از وظايف نهادهاي دولتي است.

وي در پايان درباره ديپلماسي ارتباط فرهنگي با شيعيان عراق اشاراتي داشت.

 

نگره‌های مختلف، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و...، در یک نکته هم داستانند و آن اینکه انقلاب منشأ تحول شگرف در روابط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی یک جامعه است. انقلاب، تحولی بنیادین در جوامع محسوب می‌شود و پیامدهای مختلفی را در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی به همراه دارد.

 

 


مؤلفه‌های گفتمان سیاسی انقلاب اسلامی


  

مقدمه
نگره‌های مختلف، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و...، در یک نکته هم داستانند و آن اینکه انقلاب منشأ تحول شگرف در روابط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی یک جامعه است. انقلاب، تحولی بنیادین در جوامع محسوب می‌شود و پیامدهای مختلفی را در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی به همراه دارد. حاصل هر انقلابی، ایجاد ساختارهای جدید، نهادهای نو، باز تولید مفاهیم جدید و حاکمیت نمادهای فرهنگی تازه می‌باشد. پیامدهای انقلاب و دگرگونی‌های حاصل از آن حدی است که در دهه‌ی نخست انقلاب به عنوان گسست از گذشته و تاریخ نمایان می‌شود. اگر چه حقیقت آن است که همان‌گونه که منتسکیو می‌گفت: این گسست در عین پیوست است و تاریخ یک جامعه پیوستاری پر فراز و نشیب را تشکیل می‌دهد. برای آنکه درصدد ابرام یا نقص این فرضیه باشیم، به این برداشت اکتفا می‌کنیم که حجم تحولات حاصل از انقلاب به اندازه‌ای است که شائبه گسست از تاریخ را به اذهان متبادر می‌سازد. 


یک انقلاب یک گفتمان 
استین روکان محقق معروف نروژی و صاحب آثار ارزشمند در سیاست تطبیقی، انقلاب را یکی از عوامل مهم و تاریخی در تغییر بنیادین روابط اجتماعی دانسته و بر این باور است که انقلاب، با دگرگون نمودن شکاف‌های اجتماعی و ایجاد شکاف‌های اساسی جدید و ساختاری در جامعه، صف‌آرایی‌ها و تعارضات جدیدی در جامعه می‌شود و آرایش نیروهای اجتماعی و سیاسی را بر محور خواسته‌های جدید سامان می‌دهد. روکان شکاف‌های اساسی را متغیر اصلی توضیح‌دهنده‌ی ماهیت ستیزهای اجتماعی و تشکل‌های مدنی در جامعه می‌داند و احزاب و تشکل‌ها را سخنگوی شکاف‌های اساسی موجود در جامعه می‌داند.به عبارت دیگر، روکان بر این باور است که شکاف‌های اساسی موجود در جامعه، نوع مطالبات و شیوه بیان آن‌ها را تعیین می‌کند و تأثیر شگرفی بر گفتمان‌های اصلی حاکم بر هر جامعه دارد. گفتنی است که شکاف‌ یا گسست، به هر تضاد و ستیزی اطلاق نمی‌شود. آن دسته از تعارضات که ریشه در بطن جامعه دارند و به تعبیر روکان «ساختاری» بوده و در جامعه نهادینه می‌شوند، شکاف نامیده می‌شوند. چنین شکاف‌هایی ریشه در تاریخ جوامع دارند و بیشتر برخاسته از انقلاب‌های بزرگ اجتماعی می‌باشند. پیوند میان انقلاب‌ها و شکاف‌ها، ترجمان دیگری از پیوند میان انقلاب‌ها و همیاری‌های اجتماعی‌ است و انقلاب‌ها گفتمان‌های جدیدی را به همراه خواهند داشت. روکان برای اثبات مدعای خود، تاریخ اروپای غربی را به عنوان شاهد می‌آورد و نظریه شکاف‌های چهار‌گانه‌ی اساسی خود را مطرح می‌کند. روکان می‌کوشد اروپای غربی را به صورت یکپارچه مورد مطالعه قرار دهد و مهم‌ترین گفتمان‌های دوران مختلف این جوامع را به تصویر بکشد. او چهار شکاف اساسی را در اروپای غربی برمی‌شمرد که در انقلاب مهم این جوامع نهفته هستند. انقلاب نخست به قرن و برمی‌گردد که از آن به انقلاب ملی تعبیر می‌شود. انقلاب ملی منشأ دو شکاف مهم اروپای غربی است که روکان آن‌ها را شکاف دین و دولت و شکاف مرکز و پیرامون می‌نامد. این دو شکاف که هر دو فرهنگی هستند، تا قبل از قرن مهم‌ترین شکاف‌های اروپای غربی محسوب می‌شوند و تعارضات و مطالبات اجتماعی بر محور آن‌ها شکل می‌گیرد. این گسست منشأ همه تحولات و تعارضات اجتماعی چندین قرن اروپای غربی محسوب می‌شوند و با ایجاد مطالبات هویتی، پیکارهای خشن و خونینی را در این جوامع رقم زده‌اند.


جریان‌های فکری، روشنفکری، تشکل‌ها و سازمان‌هایی که سخنگوی این دو شکاف هویتی هستند، این مطالبات را در قالب ادبیات و مفاهیم مخصوص آن سامان داده‌اند و گفتمان خاص این دوران در نتیجه این تعارضات شکل گرفته است. گفتمان غالب در این دوران اساساً فرهنگی است و همبستگی اجتماعی و ملی در مقابل نیروهای گریز از مرکز یکی از گفتمان‌های مسلط و غالب این دوران می‌باشد. نیروهای مذهبی و قومی در مقابل دولت، گفتمان خاص خود را شکل داده‌اند و همگرایی و روا‌گرایی، مهم‌ترین گفتمان نیروهای فکری و سیاسی این دوران را رقم می‌زند. با وقوع انقلاب دوم، یعنی انقلاب صنعتی، انقلابی در شکاف‌های اجتماعی پدید آمد و گسست‌های جدیدی شکل گرفت که روکان آن‌ها را شکاف جدید حاصل از انقلاب صنعتی، برخلاف دو شکاف پیشین، صبغه‌ی اجتماعی و به ویژه اقتصادی دارند و نوع مطالبات اجتماعی را دگرگون نمودند. در دوران ماقبل انقلاب صنعتی، خواسته‌ها و مطالبات اجتماعی بیش‌تر جنبه‌ی فرهنگی داشت و گفتمان همبستگی ملی، تمرکز‌گرایی، تقویت دولت ملی، مخالفت با گروه‌گرایی را به همراه داشت. در این دوران توجه به حقوق شهروندی و مدنی، اگر چه مطمح نظر است، ولی در مقابل گفتمان «همبستگی ملی» رنگ می‌بازد. با این حال بعد از انقلاب صنعتی، مطالبات جدید شکل می‌گیرد و نیروهای مذهبی هویتی گریزان از مرکز، جای خود را به طبقات اقتصادی و اجتماعی می‌دهند که با چانه‌زنی و گفتگو درصدد به حداکثر رساندن سود و به حداقل رساندن هزینه‌های خویش می‌باشند و گفتمان فرهنگ‌محور جای خود را به گفتمانی اقتصاد‌محور می‌دهد. گفتمان جدید «سود‌محور» دارای مؤلفه‌های جدیدی است که دموکراسی لیبرال نماد بارز آن است. در این گفتمان، فرد‌محوری ، خرد‌گرایی، شهروندی، کاهش تمرکز‌گرایی دولت، مجموعه‌ی به هم پیوسته‌ای را تشکیل می‌دهند. 

حاصل آنکه هر انقلابی نه تنها سامان‌ سیاسی جدیدی را به همراه دارد و به تعبیر ساموئل‌‌ هانتیگون «نظم جدیدی» را به ارمغان می‌آورد، بلکه مجموعه به هم پیوسته‌ای از مفاهیم، واژه‌ها و ادبیات جدیدی را به همراه خود می‌آورد و گاهی شعاع این گفتمان جدید مرزهای جغرافیایی یک کشور را درمی‌نوردد و دامنه‌ی تأثیر آن تا فراسوی مرزهای دیگر کشورها نیز کشیده می‌شود. نگاهی گذرا به انقلاب‌های بزرگ جهان نشان می‌دهد که این انقلاب‌ها، افزون بر تحولات سیاسی ـ اجتماعی و تغییر و دگرگونی ساختارها، گفتمان جدیدی را مطرح نمودند. به عنوان نمونه انقلاب کبیر فرانسه، نظام‌های سلطنتی و به ویژه پاتریمونیالی را سخت به چالش طلبید و با ایجاد گفتمان جدیدی که می‌توان آن را گفتمان مردم‌سالاری و یا جمهوریت نامید، انقلابی بزرگ در ادبیات سیاسی و اجتماعی آفرید و زبان و ادبیات روشنفکری را سخت تحت‌‌تأثیر خود قرار داد. حقوق بشر، چپ و راست، شهروندی، برابری، برادری، آزادی، جامعه‌مدنی و...، مؤلفه‌های اساسی این گفتمان جدید را شکل می‌دهند. انقلاب اکتبر 1917 شوروی را باید انقلابی در گفتمان‌های حاکم بر قرن بیستم دانست. ادبیات جدید و گفتمان انقلابیون بلشویک به سرعت از مرزها عبور کرد و زبان و ادبیات مشترک بسیاری از روشنفکران و انقلابیون جهان در اروپا و آمریکای لاتین و بسیاری از کشورهای شرقی گردید. مؤلفه‌های اساسی این گفتمان جدید را شکاف میان مالکیت اشتراکی و لغو حاکمیت خصوصی و مانند آن تشکیل می‌دهد. انقلاب 1949 چین را باید انقلابی درون گفتمانی نسبت به گفتمان انقلابیون بلشویک دانست. در این مختصر درصدد بررسی گفتمان‌های انقلاب‌های بزرگ جهان نیستم و تنها به این نتیجه‌گیری بسنده می‌کنیم که هر انقلابی نه تنها سازمان‌ها و ساختارهای جدیدی را خلق می‌کند و بسیاری از عادات و سنن گذشته را خرق می‌نماید، بلکه گفتمان جدیدی را با خود متولد می‌کند که ابعاد آن می‌تواند مرزهای جغرافیایی را به سرعت در‌‌ نوردد. انقلاب اسلامی ایران که به اعتراف جمله محققان و پژوهشگران بی‌طرف، بزرگ‌ترین حادثه نیمه دوم قرن بیستم می‌باشد، نه تنها نظام پاتریموینالی را سست و لرزان نمود، بلکه گفتمان جدیدی را ایجاد کرد که در ادبیات سیاسی انقلابیون جهان مؤثر واقع شد و به ویژه مسلمانان جهان را سخت‌ تحت‌تأثیر قرار داد. حکومت مردم‌گرایی دینی، استقلال، مبارزه با طاغوت و استکبار جهانی، دفاع از محرومین و مستضعفین، امت اسلامی، دفاع از پابرهنه‌ها، مقابله با کوخ‌نشینی، برابری و مساوات، مجموعه‌ی به هم پیوسته‌ای از مفاهیم را تشکیل می‌دهند که در جریان انقلاب اسلامی وارد ادبیات سیاسی شد و در مجموع گفتمان واحدی را تشکیل داد که این گفتمان جدید در پارادایم خاصی قابل فهم است که می‌توان آن را پارادیم «اسلام سیاسی»نامید. پارادایم اسلام سیاسی، پارادیم‌های مسلط قرن بیستم را به چالش طلبیده است و به عنوان خط بطلانی بر یکی از مهم‌ترین پارادایم‌های قرن بیستم، یعنی پارادایم «توسعه‌گرا» تلقی می‌شود.  

اسلام سیاسی، دموکراسی لیبرال: دو پارادایم، دو گفتمان 
توماس‌ کوهن نظریه را مبتنی بر یک پارادایم می‌داند. پارادایم از نظر کوهن، به مجموعه‌ی مفروضات لازم و اجتناب‌ناپذیر یک تئوری یا نظریه که لازمه‌ی شکل‌پذیری و توسعه‌ی آن می‌باشند، اطلاق می‌شود. پارادایم‌هایی که نظریات بر آن مبتنی هستند. اگرچه وجودشان ضروری است، ولی به دشواری قابل نشان دادن هستند و وجودشان معمولاً مورد غفلت است.کوهن تغییر پارادایم‌ها را نشانه انقلاب علمی می‌داند و معتقد است با تغییر پارادایم‌ها، نظام پرستش‌ها علمی، مفاهیم، واژه‌ها و زبان میان مسائل دگرگون می‌شود. به عنوان مثال با تغییر پارادایم‌های مربوط به رفتار‌شناسی سیاسی و به ویژه رفتار رأی‌دهی این تحول در پرسش‌ها، ادبیات و واژه‌های جدید به خوبی نمایان است. به عنوان مثال پس از مطرح شدن پارادایم اقتصاد‌محور تبیین رفتار رأی‌دهندگان که اصطلاحاتی چون، بازار‌یابی، عرضه(برنامه احزاب و گروه‌ها)، تقاضا(مطالبات و خواسته‌ها)، مشتری(رأی‌دهنده)، خرید(رأی دادن) و... مطرح شدند و پرسش‌های جدیدی که بیش‌تر ناظر بر خواسته‌ها و مطالبات زمان رأی‌دهی مردم است مصطلح گردید و از این پس گفتمان و ادبیات جدیدی برای تحلیل رفتار و رأی‌دهی شکل گرفت که با گذشته بسیار متفاوت است. نمونه‌های فراوان دیگری در حوزه‌های مختلف علمی وجود دارد که به خوبی نشان می‌دهد که با شکل‌ گرفتن یک پارادایم جدید، گفتمان جدیدی هم شکل می‌گیرد و زبان نو و واژه‌های تازه‌ای برای بیان و تحلیل مسائل به وجود می‌آیند. با تحلیل سیستمی، واژه‌ها و پرسش‌های جدیدی نظیر جعبه سیاه، داده، نهاده، باز‌خورد، ثبات، پاسخگویی و....، به ادبیات علوم اجتماعی افزوده شده است. انقلاب اسلامی ایران پارادایم جدیدی را مطرح نمود که اگرچه در تفکر درون دینی تا حدی ناشناخته بود ولی کلید واژه‌ها و ادبیات آن کم‌تر رواج داشت. از این پارادایم  جدید بسیاری از متفکران و اندیشمندان غربی به «اسلام سیاسی» یاد کرده‌اند و برخی هم بر آن نام «خمینیسم» نهاده‌اند. «خمینیسم» یا «اسلام سیاسی» و یا هر نام دیگری که برای این پارادایم و یا حتی نظریه انتخاب نماییم، دارای پرسش‌ها، مفروضات و مؤلفه‌های نظری و گفتمانی خاصی است که در نوشتار حاضر به برخی از مؤلفه‌های آن اشاره می‌کنیم. 


گفتمان سیاسی انقلاب اسلامی: مبانی و مؤلفه‌ها 
1. این جهانی بودن دین: پیوند دین و دنیا 
جدایی بیان قلمرو دین و قلمرو سیاست و آن جهانی کردن دین، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مدرنیته سیاسی به مفهوم غربی آن می‌باشد. در جدال میان پادشاهان و کلیسا، سرانجام شعار معروف «سهم قیصر به قیصر و سهم پادشاه را به پادشاه دهید، پیروز شد». دین آن جهانی شد و کلیسا از ادعاهای سیاسی خود دست برداشت و قلمرو سیاست از قلمرو مذهب جدا شد. سکولاریسم و لانیسته فرجام کشمکش چندین و چند ساله‌ی کلیسا و دولت در غرب بود. این تجربه که در ظرف زمان و مکان و با توجه به ویژگی‌های دین مسیحیت در دنیای مسیحیت و غرب دلایل خاص خود را دارد، به سرعت به شرق نیز سرایت نمود و بسیاری از روشنفکران، نویسندگان و فعالان سیاسی که مقهور پیشرفت علمی و تکنولوژیک غرب بودند، تنها راه جبران عقب‌ماندگی را در تقلید بی‌چون و چرا از غرب دیدند. در این میان آن جهانی کردن دین که زاینده‌ی شرایط سیاسی و اجتماعی و به تعبیر برتر‌اند بدیع برخی حوادث اتفاقی و «مضحک تاریخی»[13] است و هیچ ارتباطی با واقعیت‌های تاریخی دیگر جوامع ندارد نیز کورکورانه مورد تقلید قرار گرفت و بسیاری از روشنفکران شعار جدایی دین از دولت را در کشورهای اسلامی سر دادند و به تدریج، غربی شدن دین(سکولاریسم) و قرائت غالب در جوامع اسلامی شد. 


از این رهگذر دین اسلام هم به سرنوشتی مشابه دین مسیحیت دچار و نقش سیاسی خود را در بسیاری از جوامع و از جمله جامعه ایران از دست داد. به طوری که قرآن در مراسم عروسی و عزا مورد استفاده واقع می‌شد و جامعه متدینین به گوشه‌های مساجد رانده شده بودند. مبارزین و مجاهدین مسلمان در نقاط مختلف جهان از مفاهیم و واژه‌های مبارزاتی مارکسیسم بهره می‌جستند و ادبیات کمونیستی، ادبیات مساوات‌طلبی مبارزه با صلح و امپریالیسم تلقی می‌شد و مجاهدین مسلمان هم تحت‌تأثیر گفتمان مارکسیستی و بلشویکی بودند.  در چنین شرایطی، امام خمینی(ره) «اسلام‌ سیاسی» را که «اسلام ناب محمدی» می‌نامید احیاء کرد و با بیان یکی بودن عرصه سیاست و دین و «این جهانی کردن» دین، اسلام را به متن جامعه و سیاست بازگرداند. واژه‌ای مهجور مانده ادبیات سیاسی اسلام و فرهنگ قرآنی نظیر شهادت، جهاد، مقاومت، مبارزه با طاغوت و ظلم، ستم و...، دوباره احیاء شد. این گفتمان جدید شور جدید در جوامع اسلامی ایجاد کرد و خیزش اسلامی عالمگیر شد. ادبیات عاریتی و گفتمان تحمیلی مارکسیست‌ها مبارزه و واژه‌های به عاریت گرفته از مارکس، لنین، هربرت‌مارکوزه، مائو‌تسنه دونک، جای خود را به واژه‌ها و مفاهیم اصیل، بومی و ریشه‌دار در تاریخ تمدن اسلامی داد و گفتمان جدید اسلامی که در پارادایم، «اسلام سیاسی» و یا «خمینیسم» به خوبی قابل فهم است جهان‌گیر شد و جنبشی را در دهه‌های پایانی قرن بیستم ایجاد کرد که از آن به «بنیاد‌گرایی»، «اصول‌گرایی» و «اسلام‌گرایی» و مانند آن یاد می‌شود. این در حالی است که «پارادایم توسعه‌گر» جدایی دین از سیاست را سرنوشت محتوم همه‌ی نظام‌های سیاسی می‌داند و بر مبنای میزان جدایی این دو حوزه و درجه‌ی این جهانی شدن دین، نظام‌های سیاسی را براساس میزان توسعه درجه‌بندی می‌کند. 

لوسین‌پاس، تفکیک ساختاری، بالا رفتن توان بسیج و توان ادامه حیات را «شرط توسعه سیاسی» می‌داند و لازمه تفکیک ساختاری را تخصصی شدن حوزه‌های مختلف زندگی سیاسی و اجتماعی و کار شیوه‌های سیاسی از دین می‌داند. گابریل‌الموند، در هم تنیده شدن امور دینی و سیاسی را دلیل عدم تخصصی شدن حوزه‌های سیاسی دانسته و از آن به عنوان «فقدان تفکیک و تنوع» یاد می‌کند.روست با الگو قرار دادن دموکراسی لیبرال و غربی، که رشد شاخص‌های سنجش میزان توسعه‌یافتگی جوامع را در قالب هشت شاخص(سه شاخص سیاسی) و (پنج شاخص اقتصادی) ارائه می‌نماید تا میزان عقب‌افتادگی از نمونه آرمانی مورد‌نظر غرب به صورت کمی سنجیده شود. ادوارد‌شیلر با پذیرش اصل غرب‌محوری در توسعه سیاسی، به تقسیم‌بندی رژیم‌های سیاسی می‌پردازد و دموکراسی سیاسی(political democracies) را در مقابل چهار رژیم سیاسی دیگر(دموکراسی قیمومیتی، الیگارشی مدرنیست، الیگارشی توتالیتر، الیگارشی‌های سنتی) قرار می‌دهد و این دموکراسی را که مبتنی بر سکولاریسم و مدرنیته است، سرنوشت محتوم بشریت می‌داند. گابریل آلموند نیز در کتاب معروف خود تحت عنوان «سیاست تطبیقی، تفکیک نقش‌ها، استصلاح خرده سیستم‌ها و درجه سکولاریسم را به عنوان محک میزان و سطح توسعه سیاسی معرفی می‌کند.در چنین شرایطی که پارادایم «توسعه‌گرا» بی‌همتا می‌نمایاند، انقلاب اسلامی ایران به پیروزی می‌رسد و گفتمان و پارادایم جدیدی را به دنیا عرضه می‌کند که پارادایم «مسلط را به چالش جدی» طلبیده و بار دیگر اندیشه حکومت دینی و یکی شدن دین و دنیا و پیوند دین و سیاست را نه تنها مطرح می‌کند بلکه آن را به حکومت می‌رساند. 

2. دولت دینی: حق‌مداری و خدا‌محوری 
محور دوم چالش بین اسلام سیاسی، پارادایم دموکراسی لیبرال در مبنای مشروعیت حکومت است. نظام سیاسی توسعه‌ یافته که در قالب دولت ـ ملت‌های غربی تجلی یافته، مبنی بر قرارداد است و مشروعیت خود را از آراء اکثریت کسب می‌کند. کماکس‌وبر این مبنای جدید مشروعیت را، مشروعیت قانونی ـ عقلانی می‌نامد. گفتنی است دولت ـ ملت‌های غرب با گفتمان عقلانی ایجاد امنیت تشکیل شدند و به این بهانه توانستند گروه‌های مختلف اجتماعی تشنه‌ی امنیت مانند فئودال‌ها و بورژواها را به خود جلب نمایند و به تدریج با همین گفتمان عقلانی، به تشکیل قشون و ارتش اقدام نموده و با اخذ مالیات جهت حفظ امنیت، بدنه دیوان‌سالاری دولتی توسعه‌یافته و دولت ـ ملت‌های جدید به تدریج شکل گرفتند.[] از این دیدگاه، دولت ـ ملت‌های غربی وظایف(فونکسیون) شخصی را بر عهده دارند و مکلف به پاسخگویی به نیازهای آنی و لازم مردمند. این در حالی است که دولت اسلامی که بنیادهای نظری آن در قالب نظریه ولایت فقیه توسط بنیانگذار انقلاب پی‌ریزی شده است، مبنای مشروعیت حکومت را الهی می‌داند و برای تحقق پیدا کردن حاکمیت الهی رضایت مردم و اکثریت هم لازم است. تفاوت حکومت، مشروعیت در نظام اسلامی با نظام آرمانی پارادایم توسعه‌گرا در این است که دولت، مسؤول است و خود را برای خوشبختی و سعادت واقعی جامعه، دارای رسالتی الهی می‌داند و جلب آراء به هر قیمتی را روا نمی‌داند. مبانی مشروعیت در حکومت اسلامی و تفاوت آن با غرب، موضوع بحثی عمیق و طولانی است که در این مختصر نمی‌گنجد، و تنها به بیان تفاوت اصلی آن دو پارادایم بسنده می‌کنیم.


3. شهروند دولت شهر اسلامی: تکلیف‌محوری، کمال‌جویی
محور دیگر چالش بین دو نظام، سیاسی، تلقی مختلفی است که در پارادایم از «فرد» و رابطه او با حکومت دارند. نظام سیاسی مطلوب و جهان شمول از منظر متفکران توسعه‌گرا، مبنی بر «فرد‌گرایی» است. فرد‌گرایی که به تعبیر لویی دومان موتور محرک ایدئولوژی‌های مدرن غرب است، به معنای محور قرار دادن فرد است. فرد‌گرایی، انسان را به جای خدا می‌نشاند و لذت‌محوری و تحصیل سود فردی را آخرین آرمان حکومت قرار می‌دهد. تونیس با تقسیم جوامع به گزل شافت(اجتماع) و گماین‌ شافت(جامعه)، تعارض میان جامعه سنتی و مدرن را به تصویر می‌کشد. از دیدگاه او اجتماع بر اصالت جمع، روابط سنتی و نسبی و خویشاوندی و...، استوار است. در صورتی که جامعه، سود‌محور است و بر محور فرد‌گرایی شکل می‌گیرد. در جامعه انسان‌ها به دنبال به حداکثر رساندن سود خویش هستند و موتور محرکه این جوامع، سود‌جویی و التذاذ است. ماکس‌ وبر جامعه را حاصل مدرنیسم دانسته و دولت مدرن را بر آن استوار می‌داند. از دیدگاه و بر تشکل‌های مدنی به ویژه احزاب سیاسی، ریشه در گماین شافت دارند چرا که فرد‌گرایی، ترجمان آزادی و برابری است و احزاب سیاسی، اجتماعی از انسان‌های هم سودند که داوطلبانه برای به حداکثر رساندن سود خود با هم اجتماع نموده‌اند. 


اما در جامعه‌ای که «اسلامیسم» بر آن استوار است، فرد، از اهمیت و احترام ویژه‌ای برخوردار بوده و خلیفه خدا در زمین به شمار می‌رود. فرد‌گرایی مثبت، مورد پذیرش است. حفظ حرمت و کرامت انسانی به عنوان یکی از مهم‌ترین وظایف دولت اسلامی است. افراد رابطه‌ای نظارتی بر حکومت دارند و تنها موضوع مقررات، دستورات نیستند و نظارت عمومی و همگانی به عنوان یکی از اصول مسلم و پذیرفته است و شهروندان نظام اسلامی موظفند به حسن اجرای امور نظارت داشته باشند. به بیان دیگر همان‌گونه که گابریل ‌آلموند می‌گوید فرهنگ مشارکت، در این جامعه نیز فرهنگ مشارکتی است نه تبعی؛ با این تفاوت که مشارکت در نظام دموکراسی غربی، برای به حداکثر رساندن سود شخصی است. در صورتی که در نظام اسلامی، مصالح جمعی بر مصالح فردی مقدم است. جامعه اسلامی برخلاف گزل شافت(اجتماع)، جامعه غیر ارادی مبتنی بر پیوندهای خونی و خویشاوندی و مانند آن نیست، بلکه مبتنی بر عقیده است و عقیده هم ریشه در اختیار و انتخاب انسان‌ها دارد. از سوی دیگر جامعه اسلامی، از اصول حاکم بر گماین شافت(جامعه) هم فاصله می‌گیرد و لذت‌محوری و سود‌جویی را محور فعالیت‌های بشری قرار نمی‌دهد. انسان از این منظر از منافع آنی و لذت‌های زود‌گذر فاصله می‌گیرد و نگاه به مصالحی برتر و بالاتر دارد. منافع هم‌نوعان و هم‌کیشان و دفاع از ارزش‌ها و آرمان‌های بالاتر از فرد، موتور محرک شهروند نظام اسلامی است. شهروند مسلمان در حصار تنگ سود و ضعف مادی نمی‌گنجد و به دور‌دست‌ها نگاه دارد. بنابراین نظام اسلامی چهره‌ای دیگر از فرد و شهروند را معرفی می‌کند که نه در گماین شافت و نه در گزل شافت نمی‌گنجد. چرا که چهره‌ای جدید از فرد و روابط اجتماعی است. فرد در عین اینکه در اوج عظمت و ارزش است و جانشین خدا بر زمین نامیده می‌شود، محور عالم وجود نیست و ارزش‌های برتر از او نیز وجود دارد. این فرد در مسیر این ارزش‌های عالی گام برمی‌دارد و هدف و جهت حرکت او بسیار فراتر از شهروند نظام سیاسی لیبرال است. این چهره و این‌گونه روابط اجتماعی به کلی فراموش نشده بود و انقلاب اسلامی با طرح پارادایم جدیدی تحت عنوان «اسلامیسم»، نه تنها شکل جدیدی از حکومت، بلکه چهره‌ای از شهروند را عرضه می‌نماید که مفهوم شهروندی در نظام مطلوب توسعه‌گرایان را به چالش می‌طلبد.

4. آرمان شهر دینی: حکومت جهانی و شهروند فرا‌ملی 
هر مکتب سیاسی، جامعه آرمانی و «اتویپا»ی خاص خود را مطرح می‌کند. نظام سیاسی توسعه‌یافته که نظام آرمانی توسعه‌گرایان است نظامی است که در آن خواست بیش‌ترین درصد مردم تأمین شود چرا که همان‌گونه که آلن‌تورن در کتاب دموکراسی چیست؟ می‌نویسد، دموکراسی واقعی عبارت است از تضمین بیش‌ترین درصد خواسته‌های مردم.مارکسیسم، جامعه آرمانی را حکومت طبقه پرولتاریا می‌داند و جامعه بی‌طبقه، فرجام و نمونه کامل جامعه معرفی شده توسط پایه‌گذاران مارکسیسم است. جامعه آرمانی اسلام، جامعه‌ای مبتنی بر عدالت است و عدالت به معنای بازگرداندن حقوق صاحبان حق به آن‌هاست. در این جامعه به جای حکومت اکثریت، یا طبقه پرولتاریا، مستضعفین وارث زمین می‌باشند و به حقوق از دست رفته خود خواهند رسید. نظام اسلامی آرمانی، نظامی است که در آن احکام و قوانین الهی بدون کم و کاست و نقص پیاده می‌شوند، و با توجه به رشد فرهنگی جامعه، مردم با رضایت خاطر به احکام الهی تن در‌می‌دهند. از ویژگی‌های نظام اسلامی آرمانی که توسط امام عصر(عج) تحقق پیدا خواهد کرد، این است که امنیت کامل بر زمین برقرار خواهد شد و همگان احساس امنیت و آرامش خواهند نمود. دموکراسی بر شهروند ملی استوار است و نظام دموکراسی آرمانی، نظامی است که در آن همه صحبت‌ها و تعلق‌های قومی، نژادی و مذهبی در مقابل پیوند به دولت رنگ می‌بازد و تنها یک تعلق پیوند همبستگی اجتماعی را تضمین می‌نماید و آن هم پیوند دولت ملی است. 


برتراند بدیع، محقق و نویسنده ایرانی‌الاصل فرانسوی، در کنفرانسی پیوندهای مختلف موجود در یک جامعه را برمی‌شمرد و هرمی از پیوندهای مختلف (پیوند به گروه‌های مختلف، پیوند قوی، پیوند خویشاوندی، پیوند به خانواده، پیوند به دولت ملی) را برمی‌شمرد. از دیدگاه بدیع، پیوند به دولت در رأس هرم کلیه پیوندها قرار می‌گیرد و دیگر پیوندها باید در طول پیوند به دولت ملی باشد نه در عرض آن. در صورت به وجود آمدن تعارض میان این پیوندها، پیوند به دولت‌ستیزی گریز از مرکز، دولت ملی را به چالش خواهد طلبید. به بیانی دیگر، آرمان شهر دموکراسی غربی بر از بین رفتن کلیه پیوندها و تعلقات و وابستگی‌ها به دولت ملی استوار است. در صورتی که آرمان‌ شهر نظام اسلامی، مفهومی جدید از شهروندی را ارائه می‌کند. این آرمان شهر، قبل از آن‌که بر دولت ملی استوار باشد، بر جامعه‌ای از انسان‌های هم‌عقیده(امت) استوار است. نگاه شهروند آرمان شهر اسلامی، از مرزهای جغرافیایی فراتر می‌رود و به فراسوی مرزها نظر دارد. او شهروند یک جامعه جهانی است. شهروند جهانی که امروز در اندیشه‌های جهانی شدن(گولوبالیسم) مطرح است با تفاوت‌های بنیادین در آرمان شهر نظام سیاسی اسلام طراحی شده است. امروزه جهانی شدن در پارادیم توسعه‌گرا معنا می‌شود و به مفهوم حاکمیت لیبرالیسم بر جهان می‌باشد. جهانی شدن بر این بینش فرضی استوار است که نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی لیبرالیسم، جهان شمول است و دموکراسی لیبرال، اقتصاد بازار، سکولاریسم و فردگرایی سرنوشت محتوم جامعه است. جهانی شدن به این معنا باز تولید مفاهیم اساسی پارادایم توسعه‌گراست و به همسان ‌سازی فرهنگی و سیاسی نظر دارد و به حق برخی از اندیشمندان آن را29 «فئودالیسم‌نوین» «استعمار جدید» و «امپراتوری جدید آمریکا و غرب» نامیده‌اند. این در حالی است که آرمان شهر اسلامی بر اصل مهم و معروف و جعلناکم قبائل و شعوباً لعارفوا... بنا نهاده شده است و حکومت جهانی منافاتی با تنوع و تکثرهای قومی و قبیله‌ای و پلورالیسم فرهنگی ندارد. به بیان دیگر، حکومت جهانی بر مبنای وحدت در عین کثرت بنا شده است. احترام به سنت‌ها و آداب و رسوم جوامع مختلف تا آنجا که خلاف اصول مسلم دینی نباشد، سنتی است که اسلام از بدو پیدایش مروج آن بوده و حتی بسیاری از قوانین اسلامی، امضای سنت‌های موجود است. 

نیم‌نگاهی به راه و رسم و فرهنگ ملل مختلف اسلامی، این پلورالیسم و کثرت‌گرایی فرهنگی را به خوبی نشان می‌دهد و ملل مختلف، قوانین الهی را با سنن خویش هماهنگ یافتند. البته حدود الهی، ترک محرمات و انجام واجبات، وحدت فرهنگی و رفتاری را بر این کثرت و تنوع حاکم نموده است. از همین‌جا می‌توان به خوبی دریافت که گولوبالیسم(جهانی شدن) به تدریج جنبه‌ای استعمار‌گونه به خود و به نوع جدیدی از جهان‌گشایی تبدیل شده است. در صورتی که حکومت جهانی و آرمانی اسلام، بر احترام به فرهنگ‌های مختلف و پذیرش تنوع آن‌ها استوار است. 

5. تحرک سیاسی: وظیفه‌محوری، معنویت‌خواهی 
یکی از مؤلفه‌های هر پارادایم سیاسی، به تحرک و نقش بازیگران و عوامل اجتماعی مربوط می‌شود. هر پارادیم به حسب برداشتی که از تحرک سیاسی دارد، گفتمان خاص خود را برای مشارکت، اقدام، مبارزه‌ و ستیز سیاسی داراست. از نگاه مارکسیستی، مبارزه و تحرک سیاسی، ریشه در تضادهای طبقاتی دارد و خودآگاهی طبقاتی، شرط لازم آن است. موتور محرکه تاریخ از دیدگاه مارکسیست‌ها، تضاد و تعارض‌های طبقاتی است. از این دیدگاه هر نظامی (برده‌داری، فئودالی، کاپیتالیستی، سوسیالیستی) حاوی یک تضاد درونی است و این تضاد بین دو طبقه حاکم و محکوم شکل می‌گیرد و به تدریج اوج گرفته و سرانجام منجر به تحرک اجتماعی شده و نظام را دستخوش تغییر دگرگونی انقلابی خواهد نمود. مارکس در تحلیل تضادهای موجود در بطن نظام کاپیتالیستی، این تضاد را در میان طبقه بورژوا و پرولتاریا ترسیم می‌کند و معتقد است تضادهای دیگر به تدریج رنگ می‌بازد و این تضاد اصلی به اوج خود خواهد رسید و طبقه عظیم کارگر، علیه طبقات اندک کاپیتالیست خواهد شورید و با یک انقلاب کارگری، نظام سرمایه‌داری به پایان خواهد رسید. نظام بدون تضاد، نظامی است که در آن مالکیت خصوصی از بین رفته و پرزولتاریا به قدرت رسیده است.


در پارادایم توسعه‌گرا و در چارچوب دموکراسی لیبرال، تحرک سیاسی بر مبنای به حداکثر رساندن منفعت می‌باشد. تحلیل عقلانی(راسیونال) که از اندیشه‌های ماکس وبر الهام گرفته شده است، سود و زیان مادی را بر مبنای اقدام و تحرک سیاسی قرار می‌دهد. از این دیدگاه، افراد درصدد به حداکثر رساندن سود خود می‌باشند و در صورتی اقدام به تحرک سیاسی خواهند نمود که در محاسبه‌ی عقلانی خود، به این نتیجه رسیده باشند که سود اقدامشان بیش از هزینه‌ای است که می‌پردازند. آنتونی ‌دانفر در سال 1957، در کتاب «تحلیلی اقتصادی از دموکراسی»پارادایم اقتصاد‌محوری را برای رفتار سیاسی به وضوح تشریح نمود. از این دیدگاه، اقدام سیاسی، مبارزه، شرکت در اعتصاب، حضور در راهپیمایی، اقدامات انقلابی، رأی‌دهی و...، با عقلانیت اقتصادی و ابزاری قابل ارزیابی است و شرکت در یک اقدام، به معنای تصور کنش‌گر از سود بیشتر آن است. اوفرله، ائلسون، سیلر، و بسیاری دیگر از محققان جامعه‌شناسی سیاسی، با چنین رویکردی می‌کوشند تحرک سیاسی را تفسیر و تبیین و رفتار سیاسی را تحلیل نمایند. در چنین پارادایمی، گفتمان کاملاً اقتصادی شکل می‌گیرد و کلید واژه‌های این گفتمان را مفاهیمی نظیر عرضه، تقاضا، مشتری، خرید، سود، زیان، هزینه و...، آن تشکیل می‌دهد. پارادیم «اسلام سیاسی» مبنایی کاملاً متفاوت برای تحرک سیاسی معرفی می‌کند. این مبنا در طول انقلاب اسلامی در ادبیات سیاسی امام خمینی(ره) به خوبی نمایان است. در این پارادیم، مبارزه، مشارکت سیاسی، رأی‌دهی و... با تضاد طبقاتی و عقلانیت اقتصادی و ابزاری قابل تحلیل نمی‌باشد. کنش‌گر نظام اسلامی، تکلیف محور است و حق‌مدار، نه سود‌جو و اقتصاد‌محور. مبارزه با «نظام سلطه» و تلاش برای حاکمیت حق، یک تکلیف الهی است و برخلاف پارادایم اقتصاد‌محور، سود و منفعت مادی به هیچ‌وجه نمی‌تواند توجیه‌کننده کنش یا اقدام باشد. «انجام تکلیف الهی»، «جلب رضایت خدا» و «دفاع از ارزش‌های الهی» برخی از واژگانی هستند که بسیج توده‌ها را در قبل و بعد از انقلاب اسلامی به همراه داشت. از منظر امام خمینی(ره)، بازیگران نظام اسلامی، مأمور به نتیجه نیستند و به دنبال انجام تکلیف می‌باشند. چنین منطقی نه با نگرش تضاد طبقاتی قابل فهم است و نه در پارادایم اقتصاد‌محور قابل تحلیل می‌باشد. این گفتمان تنها در پارادایم اسلام سیاسی قابل فهم است؛ چرا که هر انقلابی مبتنی بر یک پارادایم است و هر پارادایمی گفتمان خاص خود را به همراه دارد و پارادایم اسلام سیاسی و دموکراسی لیبرال، دو پارادایم کاملاً متفاوتند و هر یک، گفتمان خاص خود را دارند، گفتمانی که تنها در پارادایم خود قابل فهم است.     


حجة الاسلام سیف الله مدبر،مبلغ در خارج از کشور
ویژگیهاى یک مبلغ موفق خارج از کشور

یکى دیگر از ویژگی‏هاى مبلغین اعزامى نداشتن روحیه طمع ‏ورزى و مقدم داشتن رسالت و هدف مقدس تبلیغى بر اهداف و منافع مادى مى‏ باشد; زیرا بسیار اتفاق افتاده که مبلغ اعزامى به خارج از کشور در سفارتخانه از سوى دیپلمات‏هاى خودى تحقیر مى‏ شوند. به عنوان مثال در حالى که مبلغ ما ماهیانه در حدود ۱۰۰ یا ۲۰۰ دلار حقوق دریافت مى ‏کند همان دیپلمات در یکماه چهار هزار دلار حقوق ‏میگیرد.


 

 

 

بسم ‏الله الرحمن الرحیم.
حقیر، سیف ‏الله مدبر، متولد شهرستان میاندوآب از خطه آذربایجان غربى که در سال ۱۳۶۱ ه. ش وارد حوزه علمیه بناب گردیدم و پس از آن به ترتیب به حوزه‏ هاى علمیه مشهد و قم مهاجرت نمودم و در حال حاضر نزدیک به ۱۰ سال است که در درس خارج فقه به ادامه تحصیل اشتغال دارم.
علاوه بر این تحقیقاتى نیز در زمینه نسخه‏ هاى خطى دینى در آسیاى میانه و قفقاز داشته و دارم که این نیز در راستاى تکمیل تحصیلات دینى و تبلیغ دین در خارج از کشور بوده است.اینجانب تا به حال براى تبلیغ دین به کشورهاى ترکمنستان، ازبکستان، قزاقستان، گرجستان، نخجوان و آذربایجان سفرهاى متعددى داشته ‏ام.

به نظر حضرتعالى ضرورت‏هاى پرداختن به امر تربیت مبلغان دینى براى اعزام به خارج از کشور از سوى حوزه علمیه قم چیست؟

از آنجایى که جمهورى اسلامى ایران مرکزیت تشیع و اسلام شیعى مى ‏باشد و همه شیعیان جهان نیز با این نگاه به ایران مى‏ نگرند، لازم است‏ حوزه مقدسه علمیه قم به تغذیه فکرى آن‏ها همت گمارد. به عنوان مثال برخى از شیعیان شهر «تمس‏» از «سیبرى‏» چندین بار به دلیل آشنایى براى بنده پیغام فرستاده ‏اند و ما را جهت امر تبلیغ دعوت نموده ‏اند; گرچه حقیر از خوف سرما دعوت آنها را اجابت ننموده‏ ام; اما آنچه از این دعوت‏نامه استنباط مى‏ شود این است که آنها ایران را مرکز تشیع مى‏ دانند.بر این اساس حوزه علمیه قم وظیفه دارد که در این راستا قدم بردارد.

جنابعالى که بارها به عنوان مبلغ به خارج از کشور سفر کرده‏اید عملکرد حوزه علمیه قم را در این ارتباط چگونه ارزیابى مى‏ کنید؟

در پاسخ به این سؤال، بنده از شما مى ‏پرسم که آیا اصولا حوزه علمیه در این راستا اقدامى صورت داده است؟ و مهم‏تر از آن آیا اصلا حوزه از نیروهاى خودش که براى تبلیغ به خارج کشور مى ‏روند اطلاعى دارد؟
بنده عرض مى‏ کنم که کسى که براى تبلیغ به خارج از کشور رفته از طرف حوزه علمیه نبوده، در حالى که نیروى حوزه علمیه بوده، متاسفانه حوزه به این مهم توجه ندارد که اصولا آیا مبلغین حوزوى خارج از کشور موفق بوده ‏اند یا خیر؟ و در صورت عدم موفقیت آنها، موانع موجود بر سر راه آنان چیست؟به عقیده بنده حوزه تا به حال هیچ گام مثبتى در این زمینه برنداشته است. به عنوان نمونه امثال من که یازده سال براى تبلیغ به خارج از کشور رفته‏ ام، در برخى مواقع شهریه‏ مان قطع مى‏شد. این در حالى است که اگر بخشى از سختى‏ هاى سفر را تعریف کنم مو بر بدن افراد سیخ مى ‏شود.
الحمد لله حوزه علمیه در حدود ده سال است که رشته تخصصى تبلیغ را، (آنهم براى داخل ایران) دایر نموده، گر چه این امر خیر و قدم مثبتى بوده، ولى دایره تشیع بسیار وسیع‏تر از عرصه داخلى است که حوزه علمیه خود را تاکنون به آن محدود نموده است; زیرا فقط در شوروى سابق که بنده در این قلمرو جغرافیایى بیشتر تخصص دارم، ۶۰ میلیون مسلمان زندگى مى‏ کنند، که یکى دو نفر (یکى از آنها اخوى بنده) مبلغ حوزوى شیعه بیشتر در آن کشور وجود ندارد. در واقع به روشنى به این نتیجه مى ‏رسیم که حوزه علمیه قدم جدى در این رابطه برنداشته و در عملکرد آن کاستى ‏هاى ملموس و فراوانى وجود دارد.

براى جبران کاستى ‏ها، حوزه مقدسه علمیه قم چه اقداماتى را باید انجام دهد؟

به نظر بنده براى جبران کاستى‏ ها باید اقدامات زیر از سوى حوزه علمیه صورت پذیرد:
۱ – انتخاب و بکارگیرى کارشناسان خبره به منظور شناسایى طلاب مستعد براى تبلیغ در خارج کشور.
۲ – تاسیس مرکز سیاست‏گذارى و برنامه ‏ریزى براى مبلغین خارج از کشور در حوزه علمیه قم.
۳ – انجام نیازسنجى از کشورهاى مسلمان نشین به منظور کشف نیازمندى‏هاى تبلیغى آنان با عنایت ‏به مذاهب موجود در آن مناطق; زیرا طلبه ‏اى که مى ‏خواهد به خارج از کشور اعزام شود باید بداند که در کدام مناطق بهایى‏ها، پیروان شاخه‏ هاى مختلف اهل سنت، مسیحیت و یهودیت قرار دارند.

در صورتى که کسانی را مى ‏شناسید که با بکار بستن شیوه ‏هاى بدیع در امر تبلیغ در خارج از کشور موفق بوده‏ اند، معرفى فرمائید.
یکى از افراد برادر اینجانب، حاج شیخ على مدبر که بیش از ۱۲ سال است ‏براى تبلیغ و تدریس از ایران به کشورهاى آسیاى میانه مهاجرت نموده، از زمان «گورباچف‏» در آنجا حضور داشته، دوره «یلتسین‏» را پشت‏ سر نهاده، و «شواردنادزه‏» را نیز درک کرده است.
الآن حدود ۲ سال است که از پیکره اعزام جدا گردیده، زیرا به او گفته ‏اند باید به ایران مراجعت کنى، اما ایشان گفته عمر بنده در این راه صرف شده تا در این زمینه متخصص شده‏ ام، و اگر به ایران برگردم عمرم ضایع خواهد شد. بر این اساس تصمیم گرفت که به تنهایى در کشور گرجستان دانشگاهى راه ‏اندازى و تحت پوشش این دانشگاه به تبلیغ دین بپردازد. زیرا در آسیاى میانه و برخى مناطق دیگر جهان همانند مالزى و اندونزى براى راه‏ اندازى مؤسسات آموزشى تا حدودى دولت ‏با متقاضیان همکارى مى ‏نماید و اخوى اینجانب با دست‏ خالى موفق شد از ریاست جمهور وقت گرجستان آقاى «ادوارد شوارد نادزه‏» موافقت تاسیس این دانشگاه را کسب نماید.
در حال حاضر در دانشگاه مذکور ۷ رشته علمى وجود دارد. جالب این است که یکى از رشته‏ هاى این دانشگاه، رشته معارف مى‏ باشد که در تاریخ این کشور، از زمان پیامبر (صلی الله علیه واله) تا کنون حتى در زمان حاکمیت ایران بر آنجا چنین رشته‏ اى سابقه نداشته است.
شیخ على مدبر تا به حال توانسته دو دانشکده را به صورت آزاد اداره کند و از چندین کشور همسایه دانشجو بپذیرد. آنچه به نظر بنده موفقیت ایشان را در تبلیغ دین در عرصه گرجستان در پى داشته، بهره‏گیرى از شیوه نو و راه ‏اندازى دانشگاه و تدریس علوم دینى و معارف در آن مى ‏باشد. در واقع ایشان هم درس معارف مى‏ گوید و هم مدرک لیسانس آن هم با مهر تایید «شواردنادزه‏» اعطا مى‏ کند و فارغ ‏التحصیلان این دانشگاه هر کدام یک مبلغ دینى مى‏ شوند، زیرا با مدرک تحصیلى این دانشگاه استخدام مى شوند، برخى معلم و برخى در جاهاى دیگر مشغول به کار مى ‏شوند و از این طریق معارف دین منتشر مى‏ شود.
یکى دیگر از مبلغین موفق آقاى اسعدى هستند که به افریقا و ساحل عاج و کنگو رفت و آمد دارند و به زبان آن مناطق، آداب و رسوم آنجا مسلط است. کارى هم به اعزام ندارد. هر وقت‏ خواست مى‏ رود و مى آید. زیرا کسى که با مردم زندگى کرد و بین مردم معروف شد، در قید و بند زمان و مکان نمى ‏گنجد و حتى از اینجا، آنجا را هدایت مى ‏کند.

به نظر حضرتعالى ویژگى‏هاى یک مبلغ موفق خارج از کشور چیست؟

در پاسخ به این سؤال باید عرض کنم که این پرسش بسیار به جا و مهم مى‏ باشد و در صورت یافتن پاسخ صحیح آن بخش قابل توجهى از کاستى‏هاى امر تبلیغ در خارج از کشور مرتفع مى ‏گردد. به نظر اینجانب ویژگى‏هاى یک مبلغ در خارج از کشور بشرح زیر است:
۱ – ذکاوت; ما دینداران متعهد، نماز شب خوان، اما غیر زیرک داریم که مناسب کار تبلیغ خارج از کشور نیست; در واقع یک مبلغ اعزامى به خارج از کشور باید از قدرت تصمیم‏ گیرى بالایى برخوردار باشد که از هوش و ذهن خلاق آنها سرچشمه مى ‏گیرد. به تعبیر دیگر در هنگام مواجهه با مشکلات متعدد، نباید بگوید که این امر را به من ابلاغ نکرده‏اند; بلکه در چنین مواقعى باید تشخیص دهد که چگونه برخورد کند تا مسیر مشکل را تغییر دهد. به عنوان مثال، اگر پلیس آن کشور به او گفت که تدریس قرآن در اینجا ممنوع است نباید آن مبلغ خود را ببازد و بگوید برگردم به ایران; یعنى باید خود قدرت تصمیم ‏گیرى داشته، راهکار دیگرى را براى تبلیغ انتخاب کند. اگر تدریس قرآن ممنوع شد، احکام را تدریس کند.
۲ – شجاعت، دومین ویژگى یک مبلغ خارج از کشور است; زیرا اگر مبلغ خلافیت داشته باشد، اما شجاعت نداشته باشد در مواجهه با سختى‏ها و شداید دچار اضطراب و خودباختگى مى‏ شود. به عنوان نمونه خاطره‏ اى را در این ارتباط نقل مى‏ کنم.
یک روز در قزاقستان در سالن غذاخورى، پلیس گذرنامه ما را مطالبه کرد; بنده گفتم، پاسپورت در منزل است. در این هنگام پلیس به حرف ما اعتنایى نکرده و ما را به همراه خود به مرکز پلیس برد. یکى از مبلغانى که در اینجا با ما بود اتفاقا فرد بسیار خلاقى نیز بود، چون شجاعت نداشت رنگش پرید، تا حدى که من فکر کردم بیچاره مرد. چنین افرادى نمى ‏توانند حرف خود را در مواقع بحرانى بزنند و اگر آنها را به زندان انداختند، نمى ‏توانند از خود دفاع کنند.
۳ – تدین، دیگر ویژگى مبلغ دینى خارج از کشور است. زیرا در صورتى که دین در ضمیرش نفوذ نکرده باشد، نه تنها منشا اثر نمى‏شود بلکه خود به عنصرى ضد تبلیغى تبدیل مى‏ گردد.
در ایران بخاطر این که مبلغین علوم دینى لباس مقدس روحانیت را به تن دارند، خود این لباس نوعى محدودیت‏ براى آنها ایجاد مى‏ کند. گرچه این حکم کلى نیست، اما برخى افراد از ترس دادگاه ویژه، حفظ آبرو و یا حفظ شؤونات روحانیت، ملاحظاتى را در حرکات، سکنات، رفتار و اعمال خود لحاظ مى‏ کنند، اما در خارج از کشور چون عموما مبلغین به ناچار با لباس غیر روحانى به تبلیغ دین مى‏ پردازند، تنها فیلتر کنترلى آنها ایمان است. اگر عنصر ایمان در وجود طلبه ریشه دوانیده باشد، بسیار مؤثر واقع خواهد شد.
۴ – جوان بودن، اگر مبلغ جوان نباشد از عهده مشکلات احتمالى تبلیغ نظیر در راه ماندن، در سرما و برف گرفتار آمدن برنمى ‏آید . در این ارتباط خاطره‏اى را تقدیم حضور شما عزیزان مى ‏نمایم. در منطقه سیبرى که شب و روز برف مى‏ بارد، در یک شب از سوى یکى از شیعیان به مهمانى دعوت شده بودم. بر طبق رسم آنجا هیچگونه تعارفى در مراودات و تعاملات اجتماعى وجود ندارد. بعد از صرف شام، هنگامى که قصد بازگشت‏به محل سکونت‏ خود را داشتم (که حدود یک کیلومترى آنجا بود) میزبان به من توصیه کرد شب را در منزل آنها بمانم، ولى در حالى که بیرون از خانه بیش از یک متر برف باریده بود، من گفتم که باید بروم. از خانه خارج شدم، وسیله ‏اى براى رسیدن به خانه پیدا نکردم و مجبور شدم پیاده مسیر را طى کنم. در بین راه تا سینه در برف فرو مى ‏رفتم به طورى که نزدیک بود خفه شوم! در اینجا نتیجه مى ‏گیریم که جوان بودن و سلامت جسمى براى یک مبلغ نیاز است تا بتواند در مقابل خطرات و مشکلات عدیده مقابله نماید.
۵ – نویسندگى: اگر مبلغ دینى قدرت نوشتن نداشته باشد و صرفا براساس بیان و امور شفاهى به تبلیغ پردازد، در صورتى که شرایطى در خارج از کشور بروز نماید که از طریق بیان و خطابه نتوان پیام دین را به تشنگان معارف رساند در عمل اصل مقوله تبلیغ منتفى خواهد شد. به عنوان مثال، در روز واقعه ۱۱ سپتامبر در یک سفر تبلیغى که در شهر تفلیس بودم تمام روزنامه‏ ها و مجلات در سطح وسیع اسلام را دین تروریستى و مسلمانان را تروریست معرفى مى‏ کردند، آنها با درج مقالات و تحلیل‏هاى مختلف با استناد به برخى از آموزه‏ هاى دینى اسلام، همانند آیین جهاد درصدد تروریستى جلوه دادن اسلام برآمدند. آنها مى ‏نوشتند که بر طبق آیین جهاد مسلمانان، کشتن غیر مسلمانان تا جایى که جان مسلمانان به خطر نیافتد بر آنها (مسلمانان) واجب است.
خب تصور کنید در چنین مواقعى اگر مبلغ دینى ما اهل قلم باشد با نوشتن پاسخ آن شبهات در عمل نه تنها حرکت ضد دینى را خنثى مى‏ کند، بلکه در صورت نگارش مستند پاسخ‏ها یک اقدام تبلیغى غیر مستقیم را جامه عمل مى ‏پوشاند.
اتفاقا این حقیر نیز از فرصت استفاده کرده و با نوشتن پاسخ‏هاى علمى، شبه ه‏زدایى نمودم.
۶ – آشنایى و تسلط بر زبان: مبلغ دینى در خارج از کشور باید به نحو مطلوب، روان و کلاسیک به زبان مردم محل ماموریت آشنا باشد، منظور از کلاسیک در اینجا گویش غیر کوچه بازارى و غیر داش مشتى مى ‏باشد. به عنوان مثال یکبار در عشق‏ آباد در یک جلسه‏اى که سفراى کشورهاى مختلف به مناسبت ۲۲ بهمن به سفارت ایران دعوت شده بودند، برخى از افراد خودى در این جلسه به زبان روسى و یا ترکمنى صحبت مى‏ کردند، آنها مى‏ خواستند بگویند که ما هم زبان روسى را یاد گرفته‏ ایم ولى متاسفانه همه براى آنها مى‏ خندیدند؟ چرا؟ چون آنها در حد یک بچه و کوچه بازارى صحبت مى ‏کردند که این اثر منفى و بدى بر جاى گذاشت. به این ترتیب نتیجه مى ‏گیریم که یک مبلغ باید زبان تخصصى کشور محل ماموریت را خوب بداند تا بتواند از این طریق پیام دین را در حد بسیار عالى به مخاطبین برساند.
۷ – قناعت: یکى دیگر از ویژگى‏هاى مبلغین اعزامى نداشتن روحیه طمع ‏ورزى و مقدم داشتن رسالت و هدف مقدس تبلیغى بر اهداف و منافع مادى مى‏ باشد; زیرا بسیار اتفاق افتاده که مبلغ اعزامى به خارج از کشور در سفارتخانه از سوى دیپلمات‏هاى خودى تحقیر مى‏ شوند. به عنوان مثال در حالى که مبلغ ما ماهیانه در حدود ۱۰۰ یا ۲۰۰ دلار حقوق دریافت مى ‏کند همان دیپلمات در یکماه چهار هزار دلار حقوق مى‏گیرد. بسیار طبیعى است که اگر مبلغ دینى فرد خود ساخته و قانعى نباشد، در یک مقایسه تطبیقى زمینه ‏هاى انحراف از هدف و رسالت تبلیغى در او فراهم مى ‏گردد.
علاوه بر این با نهایت تاسف باید عرض کنم که در برخى سفارتخانه‏هاى ایران در خارج از کشور نیز همانند داخل کشور، رگه‏ هایى از باند و خط بازى، وجود دارد.
در برخى مواقع کارمندان سفارت به مبلغ مى‏ گویند که در فلان جا تبلیغ کن و در فلان جا تبلیغ نکن، در حالى که طلبه باید بداند که براى تبلیغ در میان همگان به آنجا عزیمت نموده است و باید با این مسجد، آن مسجد، مساجد دیگر بلکه کلیه مساجد مرتبط باشد. این رسالت و وظیفه اصلى مبلغ است. اما متاسفانه سفارت در برخى مواقع به او مى‏ گوید که اینها با ما در اصطکاکند و نباید براى تبلیغ به میان آنها بروید. و اگر هم مبلغ بر خلاف میل سفارت عمل نماید، آنها (کارمندان سفارت) او را کمک و یارى نمى‏رسانند.
خب تصور کنید اگر مبلغ به سخنان آنها گوش دهد، وظیفه ‏اش را انجام نداده، در حالى که او براى تبلیغ به آنجا رفته است. متاسفانه در برخى از این مواقع سفارت به مبلغ پیشنهاد مى ‏دهند که در صورت انجام این کار و انجام ندادن آن کار، فلان مبلغ کمک بلا عوض به شما پرداخت مى‏ گردد.
اگر مبلغ خودساخته نباشد و طمع‏کار باشد به اصل رسالت تبلیغى خود عمل ننموده است. در برخى اوقات نیز اتفاق افتاده که مبلغى براى تبلیغ به خارج از کشور رفته، اما متاسفانه بجاى تبلیغ به کار تجارت پرداخته و یا به انحاء مختلف نظیر پول‏هاى دعا و… از مردمى که به نان شبشان هم محتاجند، وجه دریافت مى‏ کنند. این چنین طمع‏ ورزى‏هایى به اصل دین ضربه مى‏زند. اگر طلبه طمع‏کار باشد، مردم مى‏ گویند: این نیز با فلان تاجر حشر و نشر دارد… اصلا او به دنبال تاجرها راه افتاده تا آنها بیشتر او را تحویل گرفته و به او خوب رسیدگى نمایند. این عمل فرد به اصطلاح مبلغ نه تنها اقدام تبلیغى به نفع دین نیست ‏بلکه خود به صورت عینى یک اقدام ضد دینى نیز محسوب مى‏ شود.
۸ – آراستگى ظاهر: در کشورهاى خارجى، حداقل کشورهاى آسیاى میانه که اینجانب در دفعات متعدد به آنجا سفر کرده‏ ام، بسیار به زیبایى پوشش و شکل و نوع لباس اهمیت مى ‏دهند. حال تصور کنید یک مبلغى با ظاهرى در هم ریخته به آن مناطق وارد شود; به طور طبیعى کلام این فرد مؤثر نمى‏ افتد. شیک‏پوشى و حفظ ظاهر، نوع ریش و نوع لباس به عنوان یکى از عوامل غیر مستقیم تاثیرگذار بر میزان نفوذ اجتماعى مبلغ در میان مخاطبین مى ‏باشد.
۹ – آشنایى اجمالى با علوم متداول: یک مبلغ در عرصه بین ‏الملل الزاما باید در حد متعارف (نه تخصصى) با کلیات علوم مختلف آشنایى داشته باشد; زیرا در صورتى که از موارد کلى و معمولى رشته ‏هاى مختلف علمى بى اطلاع باشد، در برقرارى روابط با طبقات مختلف مردم منطقه ماموریت ‏بخصوص اندیشمندان علوم گوناگون دچار بحران ارتباطى مى ‏شود و چه بسا نتواند رسالت فرهنگى و دینى خود را به نحو مطلوب برآورده سازد.

در پایان ضمن تشکر مجدد خواهشمند است در صورتى که خاطره بیاد ماندنى از سفرهاى تبلیغى خود دارید بیان فرمائید.
خب، خاطراتى فراوان از دوران سفرهاى تبلیغى خود در خارج از کشور بیاد دارم اما به اقتضاى وقت‏ به یک مورد اشاره مى‏ کنم.
در یکى از سفرهاى تبلیغى که پس از ۶۵ روز در شهر عشق ‏آباد بودم، قرار بر این شد که براى تبلیغ به شهر «مرو» عزیمت نمایم. از سفارت جمهورى اسلامى در آنجا پرسیدم «مرو» کجاست؟ آنها در جواب گفتند: در شهر «بایرم على‏» که «مرو» قدیم آنجا بوده، (الآن «مرو» جدید با آنجا فاصله دارد) به من گفته شد به «مرو» برو و در آنجا فردى بنام عباسعلى را که ریش سفید شیعه‏ هاى آن منطقه است، پیدا کن. در حالى که من به شهرى به بزرگى شهر قم مى ‏رفتم و درصدد بودم تا یک نفر را که هیچگونه نشانى از او نداشتم و تا آن موقع نیز او را حتى براى یکبار هم ندیده بودم، پیدا کنم. راس ساعت ۳ بامداد هنگام اذان صبح از قطار پیاده شدم . در این هنگام همه جا پر از برف و یخ و هوا نیز بشدت سرد بود و من با کیف سنگینى که در آن تعدادى قرآن و تسبیح جاى داده بودم، به دنبال جایى براى استراحت و خواندن نماز بودم; (البته این را هم بگویم که یک چوب نیز در دست داشتم که سگ‏هاى ولگرد را از خود دور کنم). با توجه به اینکه زبان آنجا روسى بود و من علاوه بر زبان مادرى خود تنها زبان انگلیسى را مى ‏دانستم، چون تابلوهاى اماکن عمومى و خصوصى به زبان روسى نوشته شده بود، من قادر به درک مفاهیم تابلوها نبودم.
در این هنگام نماى بیرونى یکى از ساختمانها، توجه ‏ام را جلب کرد، حدس زدم که این باید هتل باشد، با توکل به ذات اقدس الهى، درب آن مکان را زدم، در حالى که در را مى‏ زدم با خود چنین مى‏ اندیشیدم، در یک حالتى فرضى پس از این اقدام یا موفق به اسکان در آن مکان مى‏ شوم و یا آنکه در نهایت مرا ضرب و شتم مى‏ کنند. در هر حال پس از آنکه در را زدم، خانمى در جلو چشمم ظاهر شد، به محض دیدن ظاهر و قیافه در هم ریخته من و کاپشن ایرانى که بر تن داشتم، بدون آنکه کلامى بگوید، با اشاره دست و سر به من فهماند که دور شو، من با سماجت مجددا در را زدم، این بار مرد جوان ترکمنى در را باز کرد، همانگونه که در عرایضم گفتم، زبان مشترک مهم‏ترین عامل ارتباط مى‏باشد، ولى متاسفانه هیچکدام از ما زبان همدیگر را نمى‏ دانستیم. در عمل نمى ‏توانستیم با هم ارتباط برقرار کنیم، بهر تقدیر با زبان اشاره به او فهماندم که اتاقى را براى استراحت نیاز دارم، اما او هم جواب رد داد، به هر زحمتى بود از او خواستم اجازه دهد نمازم را بخوانم، قبول کرد و با اشاره به من فهماند که همانجا پشت در ورودى روى تکه موکتى نمازم را بجا آورم. با دلى شکسته نمازم را اقامه کردم، شاید این نماز بهترین نمازى بود که با تمام وجود و با حضور قلب و خشوع در تمام عمرم بجا آورده بودم و از خداوند متعال درخواست کردم که مشکل مرا حل کند.
پس از نماز از هتل خارج شدم در حالى که از شدت سرما بخود مى ‏لرزیدم، به خداى بزرگ متوسل شدم، ناگاه از پشت‏ سر صدایى شنیدم، برگشتم، دیدم همان مرد ترکمن است، اشاره کرد که برگرد، من برگشتم، متوجه شدم که اتاقى را براى من آماده کرده، با راهنمایى او به طبقه سوم ساختمان رفتم، اتاق فوق ‏العاده مجهزى بود. حدس زدم باید متعلق به یکى از مقامات ارشد حکومتى باشد، پس از این واقعه، رو به درگاه الهى کرده و سپاسگزارى نمودم. با خود مى ‏گفتم حتما حداقل صد دلار براى هزینه این اطاق مجلل از من درخواست‏ خواهد کرد; ساعت ۱۰ صبح برخاستم و براى تصفیه حساب از اتاق خارج و نزد مرد ترکمن مسئول هتل رفتم، وقتى از او میزان هزینه پرداختى را سؤال کردم، با تعجب دیدم پاسخ داد، «هزینه‏ اى نمى‏ گیریم‏» ، فقط براى من دعا کن، من فرد بدبختى هستم; زیرا نماز نمى‏ خوانم، و کسى به من نماز خواندن را یاد نداده است.
پس از آنکه به او دعا کردم (در فرهنگ آنها وقتى از کسى مى‏ خواهند که به آنها دعا کند، باید در همان زمان و مکان به آنها دعا کرد) ، او به من گفت، آیا فهمیدى در کجا استراحت کرده‏ اى؟ جواب دادم: خیر. گفت: این اتاق متعلق به «صفر مرادنیازف‏» رئیس جمهور کشورمان است; و مهمانان ایشان در اینجا استراحت مى‏ کنند. اما من بعد از نماز خواندن شما به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم و دلم شکست و متحول شدم و تصمیم گرفتم که این اتاق را که خالى مانده بود براى استراحت ‏شما در نظر بگیرم. در هر حال از او تشکر کردم و از هتل خارج شدم; و در حالى که دنبال عباسعلى که ریش سفید شیعه‏ ها بود مى‏ گشتم، و هیچ‏گونه نشانى و یا تصویرى از او نداشتم، به اولین فردى که رسیدم، سؤال کردم عباسعلى را مى‏ شناسى؟ با تعجب پاسخ داد: «عباسعلى من هستم .» این در حالى بود که من در ذهن خود تجزیه و تحلیل مى‏ کردم از قیافه‏ ها باید تشخیص دهم که این فرد، ارمنى، یهودى یا مسلمان است. ولى همه قیافه‏ ها یکنواخت‏ بود. این خاطره براى من شیرین‏ ترین خاطره دوران تبلیغ من محسوب مى‏ شود; زیرا پس از شناسایى عباسعلى و برقرارى رابطه با او جرقه آغاز تبلیغات دینى زده شد و راه براى ادامه کار هموار شد، و مناطق شیعه نشین، تعداد شیعیان، تعداد مساجد، ایران دوستان و اسلام خواهان را شناسایى کردم و این شناخت ‏براى بنده و سایر مبلغان در سفرهاى تبلیغى آتى بسیار مؤثر افتاد. دلیل واضح این امر هم مقایسه تطبیقى وضعیت اعتقادى و عملى ساکنان آن منطقه در آن هنگام و در حال حاضر مى‏ باشد.

حجت الاسلام والمسلمین علی عباسی خاطرنشان کرد: رسانه‌های جدید در تبیین انقلاب نقش مهمی را می‌توانند اجرا کنند این رسانه‌ها با توجه به بردشان نقش جدی را می‌توانند داشته باشند که حامیان انقلاب از این ابزار می‌توانند به خوبی استفاده کنند.

نقش جدی رسانه‌های جدید در تبیین گفتمان انقلاب اسلامی
 
حجت الاسلام والمسلمین علی عباسی خاطرنشان کرد: رسانه‌های جدید در تبیین انقلاب نقش مهمی را می‌توانند اجرا کنند این رسانه‌ها با توجه به بردشان نقش جدی را می‌توانند داشته باشند که حامیان انقلاب از این ابزار می‌توانند به خوبی استفاده کنند.
   
 
وی در ادامه تصریح کرد: رسانه‌ها باید هم در سطح داخلی و هم در سطح بین المللی باهم همسو باشند، به تازگی مجموعه‌ای تحت عنوان اتحادیه تلوزیون‌های جهان اسلام شکل گرفته که پیامدهای خوبی را به دنبال داشته و هم‌افزایی خوبی را ایجاد می‌کند مانند اخبار تحولات سوریه و عراق که مدعی این اتفاق است.
 
حجت الاسلام والمسلمین عباسی عنوان کرد: شبکه‌ها داخلی تشکیل شده همسو و در یک راستا فعالیت دارند و در هم راستا شدنشان نقش مهمی را ایفا می‌کنند.
 
وی بیان کرد: کار رسانه کاری حرفه‌ای است و از جمله الزامات این کار آموزش و آشنایی با این کار حرفه‌ای است که در انجام این امر نیاز به تلاش بیشتری داریم ما معتقدیم پیام ما پیام همت محور است و ما از جهت محتوی از مزیت نسبی برخوردار هستیم، مشکل اصلی ما در بحث امور شکلی و امور فنی است.
 
 
اتحاد بین نیروهای انقلابی یک سرمایه محسوب می‌شود
 
وی اضافه کرد: اثرپذیری ما از امواج رسانه زیاد است ما نباید در هیچ شرایطی مخصوصا در جریان انتخابات احساس شکست کنیم ما در انتخابات توفیقات زیادی را به دست آوردیم ما اتحاد نیروهای انقلابی را در این جریان شاهد بودیم.
 
حجت الاسلام والمسلمین عباسی ادامه داد: این اتحاد بین نیروهای انقلابی یک سرمایه محسوب می‌شود جمعیت 16 میلیونی پرچمدارانی بودند که از گفتمان انقلاب دفاع کردند این جمعیت انبوهی که رای دادند همه دوستدار انقلاب هستند هیچ کدام مخالف انقلاب نبوده و نمی‌توان اسم لاابالی را روی آنها گذاشت و گفت که از دایره انقلاب خارج هستند آنها تحلیلشان متفاوت است انقلاب اسلامی امروز هم گفتمان غالب جامعه است.
 
وی خاطرنشان کرد: امروز نتوانستیم  سرمایه اجتماعی را درست منتقل کنیم، از دلایلی که ما نتوانستیم در صحنه انقلاب از دیگران پیشی بگیریم خبرگی دشمن و رغبت در کارشان و ضعف‌های ما بوده است.
 
مقایسه بین رسانه‌های خارجی با رسانه‌های ایران سخت است رسانه‌های خارجی از فرصت‌‌هایی مانند تجربه، امکانات و حمایت‌های منطقه‌ای برخوردار هستند که هرکدام تاثیرگزاری خود را دارد.
 
حجت الاسلام والمسلمین عباسی ادامه داد: در رسانه به ما دو عنصر کمک می‌کند یکی از آنها پیام‌ ما که دارای حقیقت و فطرت است عنصر دوم روحیه جهادی است که در پیروان تفکر حق وجود دارد و با تلاش شبانه روزی باید آن را حل کنیم دیگران تلاش نیروی مومن انقلابی را ندارند.
 
ما به دنبال حاکم شدن حقیقت و عدالت در همه جا هستیم
 
وی عنوان کرد: یکی از مهمترین پیام انقلابی که امام خمینی(ره) در مراحل مختلف آن را بیان کرده‌اند این است که ما به دنبال صدور معنویت و فرهنگ دفاع از مظلوم هستیم، این جمله نشان دهنده این است که پیام انقلاب پیام انسانی است ما به دنبال حاکم شدن حقیقت و عدالت در همه جا هستیم.
 
جوهره انقلاب دفاع از معنویت و حقیقت است این حقیقت و معنویت را می‌توان در اشخاصی دید که با دیدن چهره امام(ره) مسلمان شدند.
 
حجت الاسلام والمسلمین عباسی اضافه کرد: ما دارای طیفی از رسانه‌ها هستیم که با شکل گرفتن اتحادیه جهان اسلام امروزه نقش خوبی را ایفا می‌کنند این رسانه‌ها خود را پیدا کرده‌اند رسانه‌های مردمی در غالب کانال ‌ها و رسانه‌های مردمی به کمک آمده‌اند.
 
وی افزود: امروزه نهادهای انقلابی ارزش کار رسانه را بیشتر از گذشته می‌دانند و به نقش رسانه و ارتباط با افکار عمومی توجه بیشتری نشان می‌دهند این درصورتی است که شاید برخی ارزش و اهمیت این کار را درک نکنند و با رسانه‌ها همکاری نکنند.
 
 
سلطه‌ناپذیر بودن اصل ماندگار هرگفتمانی است
 
معاون پژوهش جامعه المصطفی خاطرنشان کرد: اگر گفتمانی می‌خواهد تاثیرگذار باشد و روی پای خود باشد باید تسلیم نظام حاکم نشود باید شعار ما تاثیرپذیر نیستیم، باید تاثیرگذار باشیم را برای خود تکرار کنیم.
 
حجت الاسلام والمسلمین عباسی ادامه داد: برخی از کشورها مانند امارات و عربستان فقط به دنبال منافع ملی خود هستند و در ظاهر با نظام سلطه بوده آنها مانند رعیت برای این نظام سلطه بین الملل هستند مردم ما با عزت تاریخی که دارند حاضر به رفتن به زیر چتر این نظام حاکم جهانی نیستند.
 
وی تصریح کرد: با توجه به سخن امام خامنه‌ای اینگونه چالش‌ها هزینه دارد ولی سازش هم هزینه خود را دارد که هزینه سازش بیشتر از چالش است، کسی که به دنبال منافع ملی باشد به دنبال تحقق انقلاب می‌رود مانند کسانی که بی هیچ چشم داشتی از جای جای دنیا به سمت عراق و سوریه برای دفاع از عقیده به جنگ می‌روند.
 
در صدور انقلاب دو اقدام اساسی باید شکل می‌گرفته که ما در تبیین مبانی و شاخص‌ها و اصول گفتمان اساسی موفق بودیم این امر در سراسر دنیا به‌ویژه در منطقه غرب آسیا گسترده است با ارائه الگوی مناسب در این زمینه می‌توان ضعف را برطرف کرد.
 
نسل جدید با شهامت بوده و رویش انقلاب اسلامی هستند
 
عباسی بیان کرد: یکی از مشکلات ما این است که مدیریت را به دست کسانی سپرده‌ایم که به انقلاب اعتقاد نداشته‌اند این مدیران ظاهر اسلامی را رعایت می‌کنند ولی در عمل اینطور نیست در برخی عرصه‌ها الگویی موفق نداریم نیروهای جهادی در جایی که هستند خوب عمل می‌کنند ولی نیروهای سکولار و بی‌اعتقاد در هر پستی که هستند موفق عمل نکرده‎‌اند.
 
وی اضافه کرد: نسل‌های قبلی انقلاب را بهتر درک می‌کنند زیرا آنها خون داده‌اند ولی باید روی نسل جدید کار کرد و روی آنها سرمایه‌گذاری کنیم نسل جدید نمی‌دانند که جلاد که بوده دردهای گذشته را درک نمی‌کنند نباید گفت که نسل‌های بعدی از ما فاصله گرفته‌اند بلکه ما باید برای نزدیک‌تر شدن این نسل‌ها تلاش خود را بیشتر کنیم.
 نسل جدید با شهامت هستند اینان از رویش انقلاب اسلامی به‌وجود آمده‌اند که برای دفاع از حرم اهل بیت مبارزه می‌کنند دشمنان سعی در گمراه کردن دانشگاه‌ها داشته ولی ما با تلاش خود از این امر جلوگیری می‌کنیم.

 

 


مدیر مرکز اسلامی امام علی                  
                          اسلام دومین دین رسمی اتریش است
مدیر مرکز اسلامی امام علی(ع) در وین ضمن تشریح فعالیت‌های این مرکز گفت: ماهانه ۲۰۰۰ بسته پستی رایگان برای شیعیان در شهرهای مختلف اتریش ارسال می‌کنیم؛ مناسبت‌های مذهبی را گوشزد کرده و آنها را برای حضور در مجالس دعوت می‌کنیم.

کشور اروپایی اتریش بیش از هشت میلیون نفر جمعیت دارد و پایتخت آن وین و زبان رسمی آن آلمانی است. در اتریش ادیان مسیحیت (کاتولیک و پروتستان و ارتودوکس)، اسلام و یهودیت به رسمیت شناخته شده‌اند. به همین منظور، انجام فعالیت‌های اسلامی در قلب اروپا ضروری به نظر می‌رسید. اما تا سال ۱۳۷۱ ایرانیان مقیم وین مکانی برای انجام مراسم عبادی و فرهنگی خود نداشتند، در این سال مکانی از سوی جمهوری اسلامی ایران در منطقه ۶ وین خریداری شد که با نام مرکز فرهنگ اسلامی فعالیت خود را آغاز کرد. با استقرار حجت‌الاسلام والمسلمین معزّی به عنوان ریاست مرکز اسلامی وین در مهر ماه ۱۳۷۹ فعالیت‌های اسلامی این مرکز گسترش یافت. تا اینکه در خرداد سال بعد اساسنامه مرکز اسلامی به ثبت رسمی رسید و به نام مرکز اسلامی امام علی وین تغییر نام یافت. در حال حاضر حجت‌الاسلام محمود منتظری مدیر مرکز اسلامی امام علی(ع) وین است که از سال ۱۳۸۸ این مسئولیت را برعهده گرفته است.

 

 خودتان را معرفی بفرمایید و اینکه از چه سالی در مرکز امام علی(ع) حضور دارید؟

محمود منتظری، دانش‌آموخته حوزه علمیه قم هستم و از سال ۱۳۸۸ به عنوان «امام» مرکز اسلامی امام علی(ع) وین در این کشور مشغول به کار شده‌ام.

* این مرکز به همت چه فرد یا ارگانی تأسیس شده است؟

مرکز اسلامی امام علی(ع) در واقع به همت دفتر مقام معظم رهبری در وین بنیانگذاری شده است، البته ادواری را پشت سر گذاشته، دوره تأسیس، تثبیت و توسعه داشته است. به عنوان دفتر مقام معظم رهبری در اتریش از آغاز به این صورت نبوده است، مدتی از تأسیس گذشت و بعد به فعالیت کنونی رسیده است. از ابتدا اما با همت دفتر مقام معظم رهبری و کمک خیرین این بنا خریداری شد و کم کم به این شکل از فعالیت رسید.

* خیّرین عمدتاً ایرانی بوده‌اند و یا از سایر ملیت‌ها هم هستند؟

بله اکثراً ایرانی بوده‌اند.

* گنجایش مرکز در مناسبت‌های مذهبی چند نفر است؟

مرکز یک گنجایش اسمی و رسمی دارد، گنجایش اسمی حدود ۵۰۰ نفر شاید باشد، اما آنچه واقع می‌شود در مناسبت‌هایی همچون ماه محرم حدود یکهزار نفر در این مکان جمع می‌شوند، بنابراین بین یک تا ۴ هزار نفر گنجایش دارد. ماه محرم و ماه مبارک رمضان و شب‌های خاص که در فرهنگ شیعه است تا حدود ۴ هزار نفر گرد هم می آیند. ملیت‌های مختلف ایرانی، اتریشی، افغانی، ترک، پاکستانی، سوری، لبنانی و عراقی عمده ملتی‌هایی هستند که گرد هم می‌آیند. خوب است بدانید در اتریش مرکز اسلامی امام علی (ع) کانون اصلی همگرایی همه شیعیان با همه ملیت‌هاست، ما در وین مراکز شیعی داریم که همه به عنوان مجموعه اقماری مرکز اسلامی امام علی(ع) هستند. مثلا مرکز شیعیان جامع المهدی ویژه شیعیان ترک‌زبانان وین، موسسه فرهنگی الزهرا ویژه شیعیان افغانستانی در وین، مرکز العصر ویژه شیعیان پاکستانی در وین، هیأت علی‌اکبر(ع) و مرکز اهل البیت(ع) ویژه شیعان عرب‌زبان در وین.

ضمن اینکه مجموعه های شیعی دیگری هم در وین وجود دارند که آنها از اهمیت خاصی برخوردارند، مثل مجمع اهل البیت اتریش که بر اساس ضوابط و آئین نامه خاصی همه شیعیان مقیم اتریش در این مجمع نماینده دارند و گرد هم می آیند و ریاست مجمع اهل بیت اتریش هم با شخصیت حقوقی مرکز اسلامی امام علی است (امام مرکز) است که آن هم از مجموعه‌های اقماری ما به حساب می آید.

مجموعه اقماری دیگری هم وجود دارد مثلا مجموعه جوانان مقیم اتریش که فعالیت‌های خاصی را به زبان آلمانی در منطقه انجام می‌دهند. همه این مجموعه‌های اقماری کانون اصلی هم‌گرایی‌شان مرکز امام علی است ضمن اینکه اینها با حفظ هویت‌های قومی و ملی مراسم‌هایی دارند در عین حال اما در تجمعات بزرگ شیعی چون عاشورا، تاسوعا و شب‌های قدر در مجمع امام علی حضور می یابند.

* سخنرانان مرکز چگونه تامین می‌شوند؟ آیا از ایران اعزام می شوند؟

سخنرانان مرکز فرآیند خاصی دارد. ما بر اساس نیازهای منطقه به مناسبت‌های خاص با کارشناسی نسبت به سخنرانی‌ها گاه و نه همیشه سخنرانانی را دعوت می‌کنیم که عمدتا از ایران دعوت می شوند ولی در طول سال وظیفه سخنرانی بر عهده امام مرکز است. دعای توسل، کمیل و اقامه نماز جمعه و سخنرانی هایش بر عهده امام مرکز است.

* سخنرانی‌ها به چه زبانی است؟

سخنرانی‌ها به زبان فارسی است، لیکن در خطبه های نماز جمعه و در برخی مناسبت‌های مذهبی همزمان به آلمانی ترجمه صورت می گیرد.

* در میان مخاطبان غیر از شیعه دوازده امامی، پیروان مذاهب دیگر حتی از اهل تسنن هم دارید؟

بله، این شب‌های ماه محرم برخی از اهل سنت دوستدار اهل بیت(ع) و حتی غیر مسلمانان در این جلسات شرکت می کنند.

* نذری و اطعام هم مانند ایران دارید؟

بله، ما در طول سال در حدود ۱۲۰ مراسم برای مناسبت‌های مختلف داریم، یعنی هر سه روز یک مراسم عمومی به جز دعای ندبه، دعای کمیل و نماز جمعه داریم. در این ۱۲۰ مراسم تقریبا تمام آنها به اطعام ختم می‌شوند و شرکت‌کنندگان مهمان ائمه معصومین علیهم السلام می شوند.

* رابطه دولت با مرکز امام علی(ع) چگونه است؟ آیا محدودیت‌هایی صورت می گیرد؟

خیر؛ رابطه ما با نهادهای مدنی و دولت جمهوری اتریش رابطه بسیار صمیمی است، هر سال رئیس جمهوری کشور اتریش آقای فیشر، آقای فایمن صدراعظم و هویپر شهردار وین از ما دعوت می‌کنند، نشست و گفت وگوی در فضای صمیمی داریم و در مناسبت‌های بزرگ هم پلیس با ما همکاری می‌کند تا امنیت مراسم تأمین شود.

مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی در مرکز امام علی(ع)

* در ایام محرم در کوچه و خیابان هم مراسم عزاداری و سینه‌زنی برگزار می‌شود؟

خیر ما در خیابان‌ها مراسمی نداریم. چرا که این امر در غرب نیازمند پیش‌زمینه‌های خاصی است، حتی نیازمند شکل و شمایل خاصی است، بنابراین معذوریت‌هایی هم دارد، اولا مردم پس از دیدن این جمعیت و حضور در خیابان سؤالات بسیار دارند که باید پاسخ داده شود تا مطلع شوند، از این رو نیازمند تهیه بروشورهایی هستیم ،باید دوستانی باشند تا در این میان تجمع با مردم رهگذر ارتباط برقرار کنند و بگویند چه اجتماعی است، چه هدفی را دنبال می‌کند، تا قابل استفاده باشد، یعنی ما بتوانیم آورده فرهنگی داشته باشیم؛ از این رو این شرایط فعلا در مخاطبین هدف ما در وین تأمین نشده است و ثانیاً عاشورا یکی از بزرگترین مناسبت‌های شیعی است و باید طوری حاضر شد و تجمع یافت که در شأن عاشورا باشد. این مهم نیازمند مقدماتی است، البته عده‌ای در حال کار روی این پروژه هستند تا در یک مکان روز و ساعت مناسبی تجمعی در خور عاشورا تشکیل شود.

* غیر از مناسبت‌های مذهبی آیا مرکز فعالیت دیگری هم مثل خواندن خطبه عقد یا… دارد؟

مرکز اسلامی امام علی(ع) در سه بخش فعالیت‌ می‌کند؛ یک مدیریت اداری و مالی، در دو بخش اداری و مالی؛ بخش دیگر مربوط به مدیریت خدمات فرهنگی و شرعی است که خود این دو بخش دارد، یک بخش خدمات فرهنگی و دو بخش خدمات شرعی؛ در بخش خدمات شرعی چند کار صورت می‌گیرد: یک: ازدواج، طلاق، تشرف به اسلام. دوم: پاسخ به سوالات شرعی، سوم: مشاوره، چهار: امور اموات و پنج: اخذ وجوه شرعیه.

اما در بخش خدمات فرهنگی، ۱۲ کار عمده صورت می‌گیرد، برگزاری نماز جمعه، برگزاری اعیاد و مراسم مذهبی و ملی، برگزاری دهه محرم صفر، وفیات و موالید، برگزاری دعای توسل و کمیل، کارشناسی در ارتباط با سخنران مداح و قاری، پیشنهاد موضوع سخنرانی با مشورت مدیریت فرهنگی اجتماعی و مدیرت آموزشی و پژوهشی، امور مربوط به کانون‌ها که ما دو کانون جوانان و بانوان داریم. در کانون بانوان طی سه بخش نوجوانان، جوانان و بزرگسالان با متوسط ۷۰ برنامه مهم فرهنگی غیر از کلاس‌های آموشی فعالیت می کنند. بحث ورزشگاه موضوع دیگری است البته با اهداف فرهنگی که برای برادران و خواهران دنبال می‌شود.

فروشگاه از دیگر برنامه‌هاست که در آن نرم افزار، نشریات و کتاب اراده می شود. اولویت با زبان‌های آلمانی و فارسی است. تهیه و عرضه محصولات دینی همانند جانماز، مهر، چادر، انگشتر و … با سفارش تهیه می شود. در کتابخانه کتاب‌دادن و گرفتن و گسترش فرهنگ کتابخوانی از اهم موارد است. متجاوز از ۱۰ هزار جلد کتاب داریم اما تنها مرکزی که دارای سیستم جست‌وجوست، مرکز امام علی (ع) است.

*۱۰ هزار جلد کتاب چه تراکمی دارند؟ آیا همه آلمانی یا انگلیسی هستند یا فارسی هم دارید؟

کتاب‌ها بیشتر فارسی و عربی است، چون در زمینه‌های اسلامی است اما به آلمانی ترکی و انگلیسی هم کتاب داریم. کار دیگر در بخش فرهنگی: ارتباط با سایر مراکز اسلامی است که ارتباط به مراکز شیعی، اقماری، مراکز سنی، مقامات جامعه اسلامی اتریش، ارتباط با مجمع‌الادیان منطقه را هم شامل می شود.

سومین مدیریت در مرکز امام علی مدیریت آموزش و پژوهش در دو بخش آموزش و پژوهش است. امور کلاس ها، اساتید، سمینارها، همایش‌ها و دوره های آموزشی و اموری از این دست مربوط به بخش آموزش می شود. کارشناسی کمّی و کیفی، حضور مرکز در سمینارها همسو و تنظیم مفاد آموزشی و برگزاری کلاس های خارج از مرکز از آن جمله است. در حال حاضر چهاردهمین ترم آموزشی را برگزار می کنیم (از سال ۸۸ تا امروز). متوسط کلاس‌ها، آماری مشخص دارد. (بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ دانش‌پژوه در هر ترم محصل داریم. با متوسط ۲۰ تا ۲۵ کلاس به زبان‌های فارسی، عربی، آلمانی و ترکی). اما بخش پژوهش دارای دفتر گفتمان بین ادیان است. ما عضوی از مجمع ادیان کشور اتریش و مجمع الادیان منطقه ۶ وین هستیم. همچنین با مرکز گفت و گوی بین ادیان کشور اتریش هم جلسات گفتمانی داریم. ارائه طرح جامع تالیف و ترجمه و نظارت بر آثار و ویراستاری آثار تالیف و پژوهشی، تهیه و تنظیم جدول اوقات شرعی، شناسایی و معرفی مترجمین مولفان و ویراستاران، استهلال در موارد لازم، خسوف، کسوف، ماه رمضان، عید قربان و نظارت بر خطبه‌های نماز جمعه بخشی از کارهای پژوهشی ماست.

خوب است بدانید ما در مرکز اسلامی امام علی(ع) روابط عمومی و شورای طرح و برنامه هم داریم که زیر نظر مدیر فعالیت می‌کند. در روابط عمومی صدور بیانیه‌ها، اطلاع رسانی به ایرانیان، ارتباط با سایر بخش ها بخشی از امور روابط عمومی است.

در ماه حدود دو هزار بسته پستی رایگان به همه خانه‌های شیعیان در کشور اتریش در شهرهای مختلف ارسال می‌کنیم. اوقات شرعی و مناسبت‌های مذهبی را گوشزد کرده و حتی آنها را برای حضور در مجالس دعوت می‌کنیم. شورای طرح و برنامه هم وظایفی دارد از تنظیم برنامه و تقویم سالانه تا اصلاح برنامه‌های موجود و…

* مستبصر هم دارید؟ متوسط سالی چند نفر به اسلام می‌گروند؟

بله؛ بیش از آن که مستبصر داشته باشیم افرادی را داریم که تشرف به اسلام پیدا می‌کنند، در ماه حدود ۲ تا ۶ تشرف به اسلام داریم. البته گاهی به ۷ نفر هم می‌رسد. وظیفه اصلی ما درست کردن مستبصر نیست، وظیفه اصلی ما این است قرائت اسلام راستین را برای مردمان این سرزمین با اولویت مخاطبان بومی تبیین کنیم و طبیعی است که تجلی اسلام راستین در فرهنگ شیعی است. و طبیعی است که عده ای هم مستبصر می شوند. آمار دقیقی از مستبصرین نداریم. اما هستند عده ای که مستبصر شده اند و با ما کار می کنند، بخشی از آنها علویون هستند. که به تعبیر من فضیلت‌های جدا مانده از کاروان مهر هستند که با حب حضرات ائمه زندگی کرده اند و از حقیقت شریعت چیزی نمی دانند. آشنایی اینها با شریعت و صلح آنها با قرآن و آداب دینی مهم است که ما بخشی از آن را انجام می‌دهیم.

* اسلام هراسی در وین در چه مرحله‌ای است؟ برخورد با مسلمانان به چه شکل است؟

نحوه برخورد با مسلمانان در اتریش با سایر کشورها دارای تفاوت‌هایی است، چون اسلام در وین دین رسمی است. در اتریش، اسلام دومین دین رسمی است. بعد از کاتولیک‌ها مسلمانان دارای دومین دین محسوب می شوند و چون رسمی است مسلمانان دارای حقوق رسمی هستند. تعطیلات مختص به خود دارند، قبرستان مختص و کشتارگاه جداگانه دارند. از فرصت‌های شغلی برابر به لحاظ قانونی برخوردارند، اخیرا با تصویب قانون جدید اسلام در اتریش، نوع نگاه به مسلمان‌ها متاسفانه دچار ضعف‌هایی شده است که امیدواریم با حسن تدبیر دولتمردان اتریش جبران شود. محدودیت‌هایی برای مسلمانان اعمال شده است قرار است از ماه سوم ۲۰۱۶ میلادی این محدودیت‌ها اعمال شود که در این صورت نحوه تعامل کشور اتریش با مسلمانان به نظر می‌رسد دچار آسیب شود.

* محدودیت‌ها در چه چارچوبی است؟

در چارچوب همین قوانینی است که مصوب شده، مثلا همه انجمن‌های دینی تا پایان ماه سوم ۲۰۱۶ باید منحل شوند و دوباره با موافقت صدر اعظم اجازه تولد پیدا می‌کنند، امامان مراکز دینی باید در دوره آموزشی ویژه ای تحت نظارت کشور اتریش شرکت و فارغ التحصیل شوند به نحوی که مسلمانان در مفاد و اساتید آن تصمیم گیرنده نیستند. البته شروطی گذاشته‌اند که محدود کننده است، مثلا شرط اینکه انجمن دینی باید دید مثبت نسبت به کشور داشته باشد، این مسئله ابهام حقوقی خاص دارد، دید مثبت یعنی چه؟ یعنی شما باید با همه آموزه‌های رایج کشور موافق باشید؟ یا هنجاری در جامعه وجود دارد که با آموزه‌های دینی همسان و مناسب نیست، مثلا اینکه والدین هیچ گونه حق نظارت بر فرزندان ندارند؟ اما اگر اسلام گفت فرزندان همچنان تا روز آخر متعهد به والدین هستند و استقلالشان نباید منافات با روابط عاطفی و دوستانه تعریف شده باشد آیا خلاف خواهد بود؟ همه نهادهایی که اجازه فعالیت در هر کشوری دارند باید در چارچوب قانون اساسی آن کشور باشند. انجمن‌ها بایستی در قوانین و مصوبات عادی هم از این پس تابع دولت باشند، یعنی اگر هیات دولت مصوب کرد از فردا حجاب محدودیت‌هایی خواهد داشت باید انجمن‌ها بپذیرند و دید مثبت به آن داشته باشند. ما بحث‌مان قانون جدید و مصوبات نیست بلکه محدودیت‌هایی علیه مسلمانان بوجود می آید که کمی تعامل سازنده و زندگی مسالمت آمیز مسلمانان در اتریش را می تواند دچار آسیب کند.

سازمان امنیت اتحادیه اروپا بیانیه ای ۲۳ صفحه ای منتشر کرد و توضیح داد این قانون به لحاظ های مختلف به صلاح امنیت اروپا نیست، یعنی یک بحث حقوقی مطرح است، بنابراین با اجرای این قانون در آینده ممکن است نحوه تعامل کشور اتریش با مسلمانان دچار آسیب‌هایی شود.

* به عنوان موضوع پایانی با توجه به اینکه مذاکرات هسته‌ای پیرامون ایران در ماه مبارک رمضان در وین بود آیا خاطره‌ای از آن شب‌ها به خاطر دارید؟

«وین» به لحاظ موقعیت خاص سیاسی که دارد، هفت دفتر از دفاتر سازمان ملل در این شهر واقع شده است و برخی از سازمان‌های مهم وابسته به سازمان ملل همانند آژانس انرژی هسته ای یا برخی از دفاتر مهم بین المللی مثل سازمان اپک در وین واقع شده است. طبعا مسئولان کشوری در رده‌های عالی‌رتبه در این شهر تردد دارند. در رفت‌ و آمدهای وزرای نفت، خارجه یا … طبیعتاً سری هم به ما می زنند. اخیرا آقای ظریف وزیر امور خارجه در پی مذاکرات و جمع‌بندی برجام در شب‌های قدر و برای مراسم احیا به مرکز امام علی(ع) آمدند.

* در پایان مسئله‌ای باقی است؟

چند نکته به نظر می رسد مناسب است که مورد عنایت قرار گیرد. نکته اول اینکه از نقاط قوت بسیار مهمی که جامعه شیعیان در اتریش دارد اینکه تمام مراکز شیعی در هر نقطه به محوریت یک مرکزی بنام امام علی(ع) (ع) فعالیت می‌کنند، این امر دستوری نبوده است، بلکه نحوه سیاست‌گذاری‌ها و تعامل مرکز اسلامی با مراکز شیعی به شکلی بوده که آنها راغب هستند در همه برنامه‌ها خود را با مرکز امام علی(ع) هماهنگ می‌کنند. حتی بخشی از برنامه‌ها در این مرکز طراحی می شود. این خود یکپارچگی جامعه شیعیان اتریش با یک قرائت از تشیع نکته منحصر به فرد در میان کشورهای اروپایی است. الان در آلمان حدود ۱۷۰ مرکز اسلامی شیعی داریم اما بخشی از آنها این وضعیت را ندارند. یا در انگلیس یا لندن مراکز شیعی متعدد داریم اما قرائت واحدی از تشیع ندارند. اتفاقی که در اتریش افتاده و ما به تقویت آن همت می‌کنیم اینکه تمام جامعه شیعیان اتریش به قرائت واحد حضور دارند. نکته دوم اینکه حضور کمّی شیعیان به خصوص در مناسبت‌های مذهبی بی‌نظیر است. امروز در کل منطقه شنگن نمی‌توانید اجتماعی را به کمّیت اجتماعات وین ببینید. این اجتماع و نحوه حضور کمی و کیفی نشان می‌دهد در وین شاهد اجتماع‌های بی‌نظیری هستیم.

آخرین اخبار سایت

Thumbnail پرونده ای برای شناخت شیعیان در کشورهای مختلف: شیعیان کمتر شناخته شده/شیعیان وفادار به انقلاب اسلامی ایران   تباع دیگر مذاهب با شیعیان آمیزش گسترده ای دارند. روابط صمیمی و برادر انه ای میان شیعیان و برادران اتباع سایر مذاهب برقرار است. چنان نیست که شیعیان از برادران سنی و اباضی خود جدا و منزوی باشند.    ...
Thumbnail کارگاه آموزشی روش تبلیغ بین المللی اسلام استاد سهیل اسعد ▫️جمعه 6 بهمن 96 گزارش تصویری :
مسلمان شدن یکی از برادران کمال کورسل تابستان بود که به ژوان قرآن کوچکی هدیه دادم و همین قرآن کوچک، آنقدر کنجکاوی او را برانگیخت که باعث شد در سن ۱۵ سالگی مسلمان شود. لی مرادی، پدر شهید فرانسوی دفاع مقدس، کمال کورسل، با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی شهید ژوان یا «کمال» کورسل، اظهار کرد: شجاعت، ایمان و اخلاق...
Thumbnail   بر اساس اعلام مدير كل عتبات سازمان حج و زيارت، فرآيند صدور رواديد اربعين از شهريور ماه سال جاري آغاز خواهد شد.  ثبت نام از متقاضیان زیارت اربعین حسینی (ع) در سالجاری  از روز چهارشنبه مورخ ۱۳۹۶/۶/۱ برابر یکم ذی الحجه سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) از ساعت ۹:۰۰ صبح آغاز خواهد شد.گفتني است كه امسال، روند...
Thumbnail   صالحي: اربعين صرفا يك زيارت نيست   معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تصريح كرد: اربعين به يك تظاهرات عظيم هويتي شيعه تبديل شده و بهترين و نمايان‌ترين كار در حوزه تشيع، اربعين است و هر چه اين حوزه بيشتر پالايش شود، نماد شيعي در معرفي به جهان اسلام موفق‌تر خواهد بود. سيدعباس صالحي، معاون فرهنگي وزير فرهنگ و...
نگره‌های مختلف، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و...، در یک نکته هم داستانند و آن اینکه انقلاب منشأ تحول شگرف در روابط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی یک جامعه است. انقلاب، تحولی بنیادین در جوامع محسوب می‌شود و پیامدهای مختلفی را در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی به همراه دارد.     مؤلفه‌های گفتمان سیاسی انقلاب اسلامی    مقدمهنگره‌های مختلف، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و...، در یک نکته هم داستانند و آن اینکه انقلاب منشأ تحول شگرف در روابط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی یک جامعه است. انقلاب، تحولی بنیادین در جوامع محسوب می‌شود و پیامدهای مختلفی را در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی به همراه دارد....
حجت الاسلام والمسلمین علی عباسی خاطرنشان کرد: رسانه‌های جدید در تبیین انقلاب نقش مهمی را می‌توانند اجرا کنند این رسانه‌ها با توجه به بردشان نقش جدی را می‌توانند داشته باشند که حامیان انقلاب از این ابزار می‌توانند به خوبی استفاده کنند.   نقش جدی رسانه‌های جدید در تبیین گفتمان انقلاب اسلامی   حجت الاسلام والمسلمین علی عباسی خاطرنشان کرد: رسانه‌های جدید در تبیین انقلاب نقش مهمی را می‌توانند اجرا کنند این رسانه‌ها با توجه به بردشان نقش جدی را می‌توانند داشته باشند که حامیان انقلاب از این ابزار می‌توانند به خوبی استفاده کنند.       وی در ادامه تصریح کرد: رسانه‌ها باید هم در سطح داخلی و هم در سطح بین المللی باهم...

پرونده ویژه:مختصات جهان اسلام

پرونده ویژه:اسناد راهبردی

پرونده ویژه:بیداری اسلامی